اسمم MelishLib ـه
ترکیب «ملی» (کتابخونه ملی، ملی خودمون!)
و «Lib» از Library
یه پناهگاه کوچیک وسط قفسهها و میزها
برای کسایی که با کتاب و سکوت و شب حال میکنن
و از همه مهم تر
پایه ثابت اینجان🌚📚
📍حقانی
پیرو بحث کتابخونه ملی، باید بگم من دانشجوی لیسانس و استادا همزمان باهم یه جا نهار میخوریم و میریم یه کتابخونه . هیچکس هم پشت هیچ دری نمیمونه و از کتابخونه میای بیرون میبینی بچه و سگ تو محوطه بازی میکنن چون چیزی به اسم حراست نداریم. این طبقاتی بازیا مال ایرانه
قضیه کتابخانه ملی ادای جدیده؟ والا من و رفیقام همه ۱۰ ۱۵ سال پیش ارشد دانشگاهای تهران درس خوندیم و یک بار هم از هیچکس نشنیدم بگه میخواد بره کتابخانه ملی پژوهش کنه!
از خوبی هاش :
یهکتابی لازم داشتم که گیر نمیاومد
اونجا بهم داد هشتاد صفحه هم ازش مجاز بودم اسکن کنم و برام انجام شد توفلشم ریخت نشستم یه جای خوب و کارم انجام دادم
این همه میرید اونجا یه سر به سالن پیایند هم بزنید. یه نسخههایی از روزنامهها و کتابای قدیمی داره که اگه ببینیدشون دیگه سمت سالنای عمومی و اختصاصی نمیرید.
آزمون وکالت را در همین کتابخانه ملی قبول شدم.
دوستان خیلی موفقی پیدا کردم که واقعا در مسائل کاری و درسی کمکم میکنند
ولی از جایی دیگر ملی نرفتم که در سکوت کامل،
ناگهان یک داف آکادمیک ۱۰/۱۰ رو به رویت کتواک میکرد.
دیگر کار آکادمیک برایم از اینجا در نمیآمد.