عزیزان بذارید ابهام زدایی کنم. ما دائما در بیمارستان درحال سکسیم. دکتر، همکار، بیمار، همراه بیمار، همسایه، آمبولانس فرق نداره. علت اصلی کمبود پرستار درجهان همین سکس زیاده. هرکسی نمیتونه از ۱ظهر تا۸صبح فردا ناناستاپ سکس کنه فلذا ترک کار میکنن پس نتیجه میگیریم پرستارا سکسشون خوبه.
دوتا اینترنی داشتم که با هم رل زده بودن،
ولی سبکشون طوری بود که میخواستن به هر علتی که من نمیدونم کسی متوجه این موضوع نشه.
این رفتار خیلی با حالت نرمال هم سن و سالاشون فرق داشت.
خیلی سعی می کردن رفتارشون عادی و بدون جلب نظر باشه،
ولی از اونجاییکه من خودم یه زمانی خدای روابط مخفیانه و حاشیه بودم، خب راحت متوجه شدم.
جفتشون مودب و قدکوتاه بودن!
پسره خیلی مبادی آداب و با وقار بود،طوری رفتار میکرد که انگار از وسط دهه ی شصت پرت شده سال ۱۴۰۲
موهای ساده کوتاهی داشت و لباس های رسمی می پوشید؛
منکه مثلا استادشون بودم با تیشرت و شلوار جین میرفتم بیمارستان،
این بنده خدا با کت شلوار قهوه ایی عنی !
دختره هم تیکه ی خود پسره بود؛
کوتاه قد ،ریزه میزه ولی با نمک بود.
چشم و ابروی درشت مشکی داشت،
با لب و دهن کوچیک و چونه ی فندقی،
در کل شکل یه موش کوچولوی خوشگل بدجنس بود!
یه روزی کنار من نشسته بودن و کار خاصی توی اورژانس نداشتیم.
اون دوتا ساکت بودن و من هم حوصله ی سوال جواب درسی نداشتم.
یه نوار قلب رو گذاشته بودم جلوم روی میز ، بهش زل زده بودم و با انگشتام داشتم ضرب میزدم.
پسره سکوت رو شکست و گفت:
آقای دکتر ببخشید میشه منو یه نصیحت بکنید که همیشه یادم بمونه،
یه نصیحت یه خطی ولی مهم…..
یکم نگاش کردم،یه لبخند مسخره روی لبش داشت و چشماش مشتاقانه منتظر جواب بود…..
دختره هم خودش رو زده بود به کوچه علی چپ و مثلا داشت توی تبلتش تکست میخوند،
ولی زیر چشمی ما رو می پایید و منتظر جواب من بود.
آهی کشیدم و گفتم :
«ازدواج نکن»
لبخند رو لبش خشک شد،سرش رو یکم کج کرد و گفت :
«چی استاد؟!!»
گفتم :
«زن نگیر دکتر ،
زن نگیر!
اگه میخوایی همه ی وقتت برای خودت باشه،که هر جور میدونی صرفش کنی زن نگیر!»
دختره دیگه سرش رو از توی لبتاپ آورده بود بیرون و با تعجب به دوس پسرش نگاه میکرد؛
با خودش می گفت این چه سوال احمقانه ایی بود این از دکتر پرسید؟!!!
پسره خودش رو جمع کرد و بحث رو عوض کرد.
بعد چند روز دختره اومد پیشم؛
یکم سوال های بی ربط درسی پرسید و بعد گفت:
راستی اقای دکتر راجع به اون جوابی که اون روز به اون اقای دکتر دادید فکر نمی کنید ممکنه باعث بشید توی تصمیمی که اون اقا گرفه تاثیر بزاره و شاید قید دختری که دوسش داره رو بزنه ؟!
میدونستم داره سنگ خودش رو به سینه میزنه
گفتم:
«ببین خانم دکتر اگه پسری واقعا خودش ابتدا به ساکن دختری رو دوس داشته باشه،
اگه خدا هم از آسمون بیاد پایین نمیتونه نظرش رو عوض کنه.
ولی اگه معمار یه رابطه از اول دختر باشه شاید باید یکمی نگران باشه…..
اما چیزی که من تواین پسر میبینم؛
اگه قولی بت داده باشه زیرش نمیزنه!
نکران نباش…..»
قبل از اینکه با زنی شاغل ازدواج کنید، حواستان باشد که با چنین صحنههایی مشکل نداشته باشید.
البته اینها خوبش هستند. مسائلی رخ میدهد که چنین صحنههایی در برابرشان چیزی نیست.
فکر هم نکنید بین شغل دولتی و خصوصی در این خصوص تفاوتی وجود دارد.
غذاهای ایرانی چرب، مضر و کم پروتئینن. بعد غذا خوردن انگار آدم تیر میخوره انقدر که سنگینن. حالا برو غذای چینی و کرهای بخور ده تا بشقاب، بعدش سالم و سرحالی.
ایرانی ها صد ها سال پیش گردو با رب انار رو ترکیب کردن و فسنجون ساختن ، ترکیبی که ب ذهن هیچ جامعه ایی نمیرسه بعد این میگه عذا ایرانی اوورریتده ،ماهی خام بوگندو با واسابی خوبه یا اون گوشت خام حال بهم زن اروپاییا،عربا و هندی هاهم ک انقد ادویه میزنن رسما داری ادویه میخوری با کمی غذا
بیا هر شب قبل از اینکه بمیریم دستای همو سفت بگیریم. بیا هر شب قبل مردن سرتو بذار روی سینهام تا موهاتو نوازش کنم. بیا قبل مرگ تو چشمام نگاه کن تا وقتی برگشتم نگاهت تنها چیزی باشه که یادم مونده باشه. بیا قبل مردن همو زندگی کنیم. بیا جز تو پناهی ندارم.
خفهشو پدرسگ کیرم تو قیافهی تخمیت بره. تا چند وقت پیش از ترس کونش لال شده بود الان واسه ما از زندگی تخمی سراسر فیکش اطلاعات منتشر میکنه. کیری فیس بیخایه خفه شو.