حدود ۴۰۰ سال است که صائب تبریزی در میان ما نیست. اما این بیت او را به چشم میتوان دید که گفته بود،
عنان به دست فرومایگان مده، زنهار/
که در مصالح خود خرج میکنند تو را
بنظر، حق با نیکلای بوخارین بود که گفته بود، شاعران همیشه بر حق هستند و تاریخ، سمت شاعران میایستد.
هستند که توسط او ترجمه شدند. ترجمه در شمار پیشرانههای نادیده ورود ایرانیان به جهان مدرن بود و بنظر دربار قاجار، دستکم از عصر ناصری عمیقا با جهان مدرن درگیر و پاسخ را در فرآیند ترجمه یافته بود. گویا به تاثیرات فرهنگی ترجمه بر شکلگیری بستر فرهنگی ایران مدرن توجه چندانی نشد. [۲/۲]
تاثیرات فرهنگی نادیده ترجمه بر ایرانیان
میرزاعلیقلی کاشانی، یکی از مترجمین دربار ناصری است که بخش درخوری از "تاریخ لوئی چهاردهم" را ترجمه کرد. جز این، اما "جنگ چین"، "اخبار روزنامه سنپطرزبورغ"، "اخبار جهان"، "سفرنامه پروس سفلی" و "سیاحتنامه سواحل افریقا" هم درشمار آثاری [۱/۲]
قرنی یک نفر پیدا شود که در احقاق حق و رفع ظلم سیف قاطع باشد او را به فساد عقیده و سوء طریقه نسبت میدهند".
ابزاری کارا که دستکم تا اواخر قاجار، کارآمدی خود را در ایران حفظ کرد.
۱ ابوعلی مسکویه، تجارب الامم، ج۱ (طهران: سروش، ۱۳۷۹)،ص۱۲۷.
۲ خاطرات و اسناد (تهران: وحید، ۱۳۶۴)،ص۲۳.
اتهام بدعت، حربهای کارا برای حذف مخالفان
اینکه اردشیر پاپکان، بنیانگذار سلسله ساسانی در اندرز خود و حاج ملامحمدصادق قمی، فقیه عصر قاجار در نامهاش به ناصرالدینشاه، اتهام بدعت را ابزاری دانستهاند که کارگزاران برای حذف مخالفان خود از آن استفاده میکردند، درخور توجه بنظر [۱/۳]
میرسد. در اندرز اردشیر پاپکان آمده شاهان، "آنانی را که با ابزار دین بر آنان زخم میزدند به نیرنگ، بدعتآور مینامیدند. پس دین، خود سبب قتل آنان میشد و شاهان را از وجود آنها آسوده میساخت". حاج ملامحمدصادق قمی هم در نامهاش از عنوان "فساد عقیده" استفاده کرده و آورده، "اگر بعد از
ماه که وزارت عظما به جناب میرزاعلیخان امینالدوله تعلق یافت، کار ثلثکم شدن به درجهیی سخت شد که احدی مستثنا از این حکم نبود..."
برقراری نظم در مالیه، ناراضی میپرورد. پس همه را راضی نگه دار و حکومت کن.
غلامحسین افضلالملک، افضلالتواریخ (تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۱)، ص۴۸-۴۷.
علت ماندگاری در قدرت در ایران
ماندگاری برخی در قدرت با وجود کفایت ظاهری کمتر، درخور توجه بنظر میرسد. میرزاعلیخان امینالدوله، از بنیانگذاران نظم مدرن در ایران بود و عمر صدارت او به یک سال هم نرسید. این در حالی است که میرزاعلیاصغرخان امینالسلطان، از عصر ناصری تا مظفری [۱/۴]
کار صدارت به میرزاعلیاصغرخان امینالسلطان صدراعظم راجع گشت، دید که کار دولت در پیش است و ضعفی در دخل ندارد؛ محض امیدواری مردم که همه را فدوی و شاهپرست کند، دیناری از مواجب و مرسوم مردم کسر نکرده، تمام مرسوم شخص را بدون مضایقت در حق ورثه برقرار میساخت...
...ولی، بعد از چهار
آنگاه در کشاکش پراکندگیها و اختلافات و پدیدارشدن کینهها و بالاگرفتن دشمنیها و فساد، اسکندر سر رسید".
روایتی که بنظر، بارها در تاریخ ایران تکرار شده است.
منبع:
ابوعلی مسکویه الرازی، تجاربالامم، ج۱، تحقیق ابوالقاسم امامی (طهران: دار سروش للطباعه و النشر، ۱۳۷۹ ط۲)، ص۲۰۷.
علت سقوط هخامنشیان
به دیدگاه خسرو انوشیروان ساسانی، فساد اخلاقی که داریوش سوم هخامنشی در بالادست قدرت به آن دچار شده بود، به سرعت به پاییندست، سرایت و فروپایگان را به طمع کسب مناصب بزرگان انداخت و همین، دودمان هخامنشیان را برانداخت. ابوعلی مسکویه، به نقل از او آورده است، [۱/۳]
داریوش سوم، "به آنچه حکومت را به آن برپا کرده بود راضی نشد، و در جستجوی قدرت بیشتر... [تا آنجا پیش رفت که] برای چارهجویی امور و تقویت قدرتش به زوایای سخنچینی یعنی سرکشی و حسد پناه برد و [اینگونه بود که] برخی فقرا بر ثروتمندان و فروپایگان بر بزرگان حسد بردند. [۲/۳]
بنظر، مشکل دستکم برخی از جوامع انسانی، نبود آن میمون پیر خردمند باشد. [۳/۳]
منبع:
ابناسفندیار، تاریخ طبرستان، ج۱، تصحیح عباس اقبال (تهران: کتابخانه خاور، بیتا)، ص۳۳-۳۰.
درسهای ایران باستان برای امروز
در نامه تنسر، فقیه اوایل عصر ساسانی به گشنسب، فرمانروای شمال ایران، از داستان میمونهایی یاد شده است که در شهری، مجاور انسانها میزیستند. بناگاه، فرمانروای پیر میمونها از آنها کوچ از شهر را میخواهد. او دلیل مهاجرت را ظاهر شدن فرمانروایی [۱/۳]
ستمگر در میان انسانها عنوان و نتیجه مخالفت میمونها را "هلاک اهل این شهر و خرابی و کشتهشدن" میمونها میشمارد. اما میمونها مخالفت میکنند. از قضا، بر اثر حادثهای، میان آنها و انسانها جنگ رخ میدهد و شاه آدمیان از میمونها "چندانی را بکشت" که آنها خود خواهان صلح شدند. [۲/۳]
آن کتاب میتواند در این شهر به طبع برسد".
این روایت، دستکم در جامعه علمی ما کمتر شنیده شده و به آن توجه چندانی نشده است. [۳/۳]
گالیلئو گالیلئی، پیامآور ستارگان، ترجمه امیرحسن موسوی (تهران: مرکز، ۱۳۹۶)، ص۶۱.
روایتی نادیده از کلیسا و گالیله برای ما
در آغاز متن "پیامآور ستارگان" گالیله، سندی آمده که گواه آن است که برخلاف دیدگاه رایج، دستگاه دین درباب دیدگاه گالیله درباره کیفیت نظم منظومه شمسی با او مخالفت نکرد و این اثر در زمان حیات او و با تایید کلیسا به چاپ رسید. در سند آمده، [۱/۳]
"نیکترین مردان، روسای مجمع ده نفرهی روحانیان... مامور به تفحص شده و تعهد کردهاند که کتاب حاضر تحت عنوان پیامآور ستارگان، نوشتهی... گالیلئو گالیله محتوی هیچ چیزی خلاف شرع مقدس کاتولیک، اصول آن و رسوم محسنهاش نیست و مناسب طبع میباشد، مجوزی صادر میکنند و بدین وسیله، [۲/۳]