بعضی وقتایه چیزایی رو براش تلاش میکنی که بشه ولی خب نمیشه، تو هم میگی اشکال نداره حتما خیریت من توش نبوده خدارو شکر که نشد اصلا ولی یه حسرتی ته دلته که دلیلش رو نمیدونی شاید بخاطرنرسیدن به اون وعده هایی که به خودت میدادی که فلان کار رو میکنم بعدش بسان میکنم ولی میبینی نشد
آرایشگرم یه دوست خیلی صمیمی داشت اکثر وقتا که میرفتم پیشش اونم اونجا بود یه مدت خبری ازش نبود، از آرایشگرم پرسیدم فلانی کجاست پیداش نیست گفت از وقتی که نامزد کرده سرسنگین شده حتی واسه مراسم عقدشم دعوتم نکرده