نتونستن #علی_پیشورزاده رو تو بازار رشت بسوزونن، دستگیرش کردن، اعتراف اجباری گرفتن و حکم محاربه بریدن.
ضحاک از خون جوونهای رشت سیر نشده هنوز. صدای این پسر ورزشکار باشید #علی_پیشه_ورزاده
پرونده #محمد_عباسی، معترض ۵۵ ساله محکوم به اعدام، و دخترش #فاطمه_عباسی نمونهای تکاندهنده از سناریونویسی امنیتی است.
فراجا مدعی است محمد عباسی در ۱۷ دی ۱۴۰۴ یک سرهنگ نیروی انتظامی را کشته؛ اما در دادگاه، دو تصویر از دو فرد متفاوت ارائه شده و هر دو به او نسبت داده شده است. با وجود ادعای بررسی همه دوربینها، هیچ تصویر روشنی از حضور موثر او یا دخترش در صحنه درگیری ارائه نشده است.
حتی گزارش رسمی دادگاه میگوید این پدر و دختر «به دنبال مامور وارد کوچه شدند». آیا صرف ورود به یک کوچه، مشارکت در قتل است؟ نقش فاطمه عباسی بهعنوان «معاون در جرم» دقیقا چیست؟ پاسخ روشنی وجود ندارد.
در گزارش پزشکی قانونی، علت مرگ «ورود شی نوکتیز به ریه» ذکر شده و از ادعای «بریدن سر» که در شبکههای اجتماعی تکرار میشد خبری نیست. وقتی روایتهای اغراقآمیز جایگزین مستندات میشود، این پرسش جدیتر میشود: آیا محکومیت بر پایه ادله است یا بر پایه یک سناریوسازی فراجا برای اعمال اعدام به عنوان ابزار سرکوب؟