شاید اگه یه روز دیدمتون، (فردای آزادی ) از شبهای ۱۸ و ۱۹ دی تو چهارصد دستگاه براتون تعریف کردم ...
برای فراموش نشدن جان فدایان میهن ( فرزندان ایران) اگه دلتون خواست اسم یک جاوید نام زیر پست بنویسید ...
همه از وصل شدن نت خوشحالن
من از عادی شدن شرایط ناراحتم
دی ماه با دلار ۱۴۰تومنی قطع شدیم
الان با دلار ۱۸۰تومنی و گرونی افسار گسیخته و چند ده هزار نفر کشته و کلی خرابی و کمبود وصل شدیم
این تبدیل برخط به online هیچ خوشحالی ای نداره ...
این عادی سازی شما یه جا یقه زندگیتونو میگیره ...
ریدم تو اولین دیتی که رفتین ، ریدم تو روزمرگی های تخمیتون ، ریدم تو استایل تخمی و پوششتون که باهاش دارید کص چرخ میزنید وسط این همه جنایت حکومت ، کیرم تو اول و اخر هرکی که خونشوری میکنه .
تمام .
رفقا من دربدر دنبال این داروی مادرم هستم
تورو خدا اگه جایی رو میشناسین که داره بهم بگین یا برام بگیرید هزینشو براتون میزنم
اگه کاری هم از دستتون بر نمیاد حداقل یه ریت بزنید برام❤️
دفعه قبلی هم همین بچه های توییتر برام پیدا کردن
این روزها همهچیز تو حالت تعلیق گیر کرده: نه جنگ، نه صلح.
کتاب نمیره تو ذهن، درس تعطیله، کار حوصله میخواد، تصمیم اقتصادی نمیتونی بگیری.
همش تو گوشی دنبال یه خبری، ولی فقط حرفهای ضد و نقیض میشنوی.
شهر هم غمگینه؛ چهرهها گرفته، دستها خالی، انگار همهمون تو کمای جمعی هستیم.
خوب شد قطع بودیم و حضور نداشتیم
چقد اینجا همه چی عادی شده و عادی پیش میره
همه دارن از خاطرات دیت و لحظات بامزه ای که کِی فهمیدن کصخل یا شهرستانی بودن میگن ...
کاش هیچ عزیز از دست داده ی این چند ماه گذشته این ایام نتونه وصل بشه و بیاد تو این فضا !
شاید هیچ وقت هیچ چیز درست نشود،شاید ما هیچ وقت رستگار نشویم ،اما من هرگز فراموش نخواهم کرد بر ما چه گذشت
تیر اگرچه به ما ستم کرده
هرکه را کشته، محترم کرده
جمعمان کرده دور یک آتش
دستدردست و همقدم کرده
خون، دواندهست ریشه در همه جا
داغ ما را ،رفیق هم کرده
به یاد
#حسین_شنبه_زاده
یه پسر ۱۸ ساله که به خاطر توجه نکردن به ایست بازرسی(گلوله خورد) کشته شد ...
ارشیا پیک سوار ۱۸ سالی ای که برای امرار معاش زندگیش پیک(موتوری) معتمد پاساژ بود ...
شاید در زندگی بعدی آرامش داشته باشی ...