خبر مهم و فوری،
دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانوی ایران به اطلاع همکان میرساند که افراد و یا مراجع مشکوک و با اهداف مخرب، آدرسی را در فضای مجازی با نام
«say hello to Farah Pahlavi»
پخش کرده اند.
هدف این کار میتواند سعی در دسترسی به مشخصات کسانی باشد که مایلند برای شهبانوی ایران پیامی ارسال نمایند.
هم میهنان گرامی توجه کنند که تنها سایت رسمی شهبانوی ایران، و آدرس های شناخته شده از پیش ایشان در فضای مجازی معتبر هستند، و هر آدرس دیگری باید مشکوک و غیر قابل اعتماد محسوب گردد.
دفتر مخصوص علیاحضرت شهبانوی ایران.
نزدیک به نیم قرن است که ایرانیان آمریکا با نقشآفرینی در حوزههای تجارت، پزشکی، علم و آموزش، به پیشرفت و تقویت این کشور کمک کردهاند.
امروز از هممیهنان ایرانیام در آمریکا و از هر آمریکایی که برای آزادی، صلح، ثبات و امنیت اقتصادی ارزش قائل است، میخواهم در انتخابات ماه نوامبر، با حضور پای صندوقهای رای صدای خود را به گوش برسانند و هنگام رای دادن، آزادی ایران را به عنوان یک موضوع اصلی مد نظر قرار دهند.
زیرا ایران آزاد به سود همه است.
به سود مردم ایران است، مردمی که شایستهاند با کرامت زندگی کنند، آزادانه سخن بگویند و رهبران خود را بیهراس انتخاب کنند.
به سود جهان است، چرا که برای بیش از چهار دهه، جمهوری اسلامی شبهنظامیان را مسلح و تروریسم را تأمین مالی کرده و کشورهای همسایه را بیثبات ساخته است. اقدامات این رژیم، جان انسانهای بیگناه بیشماری را گرفته و خشونت، هرجومرج و ناامنی را در سراسر خاورمیانه، اروپا و فراتر از آن گسترش داده است.
ایران آزاد همچنین به سود مردم آمریکا است. امروز، اخلالگریهای جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، فشار اقتصادی را تا پمپبنزینها و فروشگاههای مواد غذایی آمریکا رسانده است. ایران آزاد به معنای مسیرهای کشتیرانی امن و باز، بازارهای انرژی باثباتتر و ملتی ۹۰ میلیونی است که بهجای تهدید آمریکا، آماده تجارت و همکاری با آن خواهد بود. با رژیمی که رهبرانش شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهند، صلح و ثبات پایدار ممکن نیست.
به همین دلیل، از شما میخواهم رای بدهید و خانواده و دوستان خود را نیز به این کار تشویق کنید. از هر نامزد، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، بپرسید آیا درک میکند که مشکل، خودِ رژیم جمهوری اسلامی است.
هنگام رای دادن، در نظر بگیرید که هر نامزد در کدام سو ایستاده است: در کنار مردم ایران یا در کنار سرکوبگران آنان.
جمهوری اسلامی راهحل این بحران نیست، خود، ریشه بحران است. تنها راهحل پایدار، از بین بردن این ریشه، یعنی خودِ رژیم است.
رضا پهلوی
For nearly half a century, Iranian Americans have helped build and strengthen this country through their contributions to business, medicine, science, and education.
Today, I call on my fellow Iranians in America, and on every American who values freedom, peace, stability, and economic security, to make your voices heard at the ballot box this November, and to consider the freedom of Iran as an important issue when casting your vote.
Because a free Iran is better for everyone.
It is better for the people of Iran, who deserve to live with dignity, speak freely, and choose their own leaders without fear.
It is better for the world. For more than four decades, the Islamic Republic has armed militias, financed terrorism, and destabilized its neighbors. Its actions have claimed countless innocent lives and spread violence, chaos, and insecurity across the Middle East, Europe, and beyond.
And it is better for the American people. Today, the Islamic Republic’s disruption of the Strait of Hormuz is driving economic pressure all the way to American gas pumps and grocery stores. A free Iran means secure and open shipping lanes, more stable energy markets, and a nation of 90 million people ready to trade and cooperate with America instead of threatening it. There can be no lasting peace or stability with a regime whose leaders chant “Death to America.”
That is why I urge you to vote and to encourage your family and friends to do the same. Ask every candidate, Republican or Democrat, whether they understand that the problem is the regime itself.
As you cast your vote, consider where each candidate stands: with the Iranian people or with those who oppress them.
The Islamic Republic is not the solution to the crisis. It is the root of the crisis. And the only lasting solution is to remove that root, the regime itself.
Reza Pahlavi
این صدایی از ایران است.
«سرکوب کردید
شلیک کردید
قتلعام کردید
تهدید کردید
اما،
ما هنوز ایستادهایم.
ما خودِ ایرانیم.
اشتباه نکنید، دشمن شما خارج از مرزهای این سرزمین نیست. بزرگترین دشمنان شما ماییم و میخواهیم بدانید،
ما، خودمان کار را تمام میکنیم و لذت به زیر کشیدنِ شما را، به هیچ فرد و کشوری نمیدهیم.
به امید آن روز زندهایم.
به زودی»
«ایجاد ناامیدی، ماموریت اصلی ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی»
پیامی برای شما در روزهایی که ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی با صرف میلیاردها دلار سرمایه ملت ایران، یک ماموریت مشخص دارد، ایجاد ناامیدی.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
Iran's Rights in the Caspian Sea Are Not Negotiable.
The Islamic Republic, amid profound structural weakness and a deep crisis of legitimacy, is seeking to advance and implement the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea (the Aktau Convention). This effort, undertaken without the mandate of the Iranian people and without a clear and comprehensive guarantee of Iran's historic rights, is deeply concerning and constitutes a serious threat to Iran's national interests.
Under the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, the legal regime governing the Caspian Sea was founded on the parties' shared rights and the principles of mutual agreement and common interests.
Following the dissolution of the Soviet Union, the newly independent states reaffirmed, in the Alma-Ata Declaration (December 1991), their commitment to the treaties of the former Soviet Union and to fulfilling the international obligations arising from those agreements through the successor states.
Accordingly, any fundamental change to the legal status of this strategically vital body of water must be made with the agreement of all littoral states and with full respect for Iran's rights.
However, the Aktau Convention provides for the conclusion of bilateral and multilateral agreements among the littoral states concerning portions of the seabed and subsoil of the Caspian Sea, areas that were previously part of the shared waters of Iran and the Soviet Union.
This sets a dangerous precedent. By circumventing the principle of consensus among all littoral states, it effectively weakens Iran's historic position and diminishes the country's role in determining the future legal status of the Caspian Sea.
Since the signing of the Aktau Convention in 2018, I have repeatedly warned that "national interests cannot be safeguarded from a position of weakness." At the time, I also stressed that the criminal clique ruling the Islamic Republic sacrifices the interests of the Iranian nation and homeland for its own survival, and that its foreign policy repeatedly resorts to concessions and appeasement from a position of weakness.
My position on the current process remains unchanged. I consider the Islamic Republic's attempt to ratify this convention to be contrary to Iran's national interests.
No decision concerning Iran's resources, borders, or sovereign rights in this strategic body of water can possess legitimacy without the genuine participation and consent of the Iranian people. Iran's rights in the Caspian Sea are not negotiable, nor can they be relinquished. Any action that undermines these rights will be recorded in the historical memory of the Iranian nation, and those responsible will ultimately be held accountable by the people of Iran.
دفتر ارتباطات و رسانه شاهزاده رضا پهلوی و تلویزیون انقلاب ملی ایران را تنها از طریق این آدرسها دنبال کنید.
امنیت خود را جدی بگیرید و نسبت به صفحات و حسابهایی که بعضا با اسامی و محتوای مشابه فعالیت میکنند، هوشیار باشید.
The Islamic Republic is continuing its war on the people of Iran. But Iranians are fighting back.
Yesterday in Esfahan, citizens noticed the regime was preparing for a barbaric public execution. Reports circulated that the regime was set to hang three protesters from the January 8/9 uprising.
At dawn, hundreds of brave Iranians gathered in the square to protest this medieval brutality and public murder. They jeered and shouted at the executioners. Sadly as the call to prayer played, two young men were hung from cranes.
Security forces chased the protesters, firing on them with live ammunition, trying to kill more and more Iranians.
The murder of protesters and other political prisoners are often done in prisons. But the regime, fearing the Iranian people will rise against them, is conducting them in public in an attempt to intimidate them into silence.
Untold other brave protesters are currently facing a similar fate. Their lives hang in the balance.
This is two Irans: the vile and evil Islamic Republic against the brave and heroic people of Iran.
Iranians will not back down. They will fight. But they should not have to fight alone. The world must back these brave men and women.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
Just as the Nazi regime was not synonymous with the German people, the Islamic Republic is not synonymous with the Iranian people. True patriotism is standing alongside the Iranian people and their courageous struggle for freedom, prosperity, and the reclaiming of the homeland, not defending a regime that has stolen the life and strength of our land for 47 years.
ما نمیگذاریم حقیقت وارونه شود.
این جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرده، و مسئولیت آن بر عهده همین رژیم و حامیان آشکار و پنهانش است.
کسانی که سالها در برابر فقر، فساد، تبعیض و ویرانی کشور سکوت کردند یا در آن شریک بودند، امروز نمیتوانند با پناه گرفتن پشت نام «ایران»، کارنامه سیاه خود را سپید کنند.
جناب آقای احمد باطبی گرامی،
با درود و احترام، مصاحبه اخیر شما در برنامه «سینما رکس» با آقای تنگستانی را شنیدم و در ارتباط با سخنانتان چند پرسش جدی برایم مطرح شد.
شما گفتید که «دولت آمریکا» از شما خواسته است نام شاهزاده رضا پهلوی را مطرح نکنید.
نخستین پرسش این است که منظور شما از «دولت آمریکا» دقیقاً چه کسی یا چه نهادی است؟ وزارت امور خارجه؟ یکی از مقامات دولت؟ یک مشاور؟ یا فردی از نهادی دیگر؟ چه کسی، با چه سمتی و در چه چارچوبی چنین درخواستی را با شما مطرح کرده است؟
عبارت کلی «دولت آمریکا» برای ادعایی با این اهمیت کافی نیست. زمانی که چنین موضوعی در افکار عمومی مطرح میشود، انتظار میرود نام نهاد، مقام، یا دستکم جایگاه فردی که این درخواست را مطرح کرده است، بهصورت روشن بیان شود.
حتی اگر بپذیریم که از سوی فرد یا نهادی در دولت آمریکا توصیه یا فشاری وجود داشته است، آن تریبون، تریبون سازمان ملل بود؛ نه تریبون دولت آمریکا. در نهایت، این شما بودید که در برابر آن میکروفن قرار گرفتید و تصمیم گرفتید چه چیزی را بیان کنید و چه چیزی را ناگفته بگذارید.
پرسش دیگر این است که چه فرد، گروه یا نهادی شرایط حضور شما در آن نشست سازمان ملل را فراهم کرد؟ روشن شدن این موضوع اهمیت دارد، زیرا دسترسی به چنین تریبونی برای بسیاری از کنشگران و قربانیان جمهوری اسلامی هرگز فراهم نمیشود.
شما در همین مصاحبه توضیح دادید که در سازمان NUFDI فعالیت میکنید و مأموریت این نهاد، به گفته خودتان، «ترجمه واقعیتهای ایران برای سیاستمداران و تصمیمگیران جهان» است.
اگر چنین است،
پرسش نخست این است که آیا شما به نمایندگی از NUFDI در این نشست شرکت کرده بودید؟
اگر پاسخ مثبت است، این سؤال پیش میآید که چرا از فرصت حضور در سازمان ملل برای انتقال کامل این واقعیت، آنگونه که اکثریت قابل توجهی از جامعه ایرانی بر آن باور دارند، استفاده نکردید؟
اگر معتقد بودید بخش قابل توجهی از جامعه ایران، شاهزاده رضا پهلوی را بهعنوان رهبر انقلاب «شیر و خورشید» میشناسد، آیا این نیز بخشی از همان واقعیتی نبود که وظیفه داشتید برای مخاطبان بینالمللی ترجمه و تبیین کنید؟
شما در سخنرانی خود از شکنجه، زندان و تجربه شخصیتان در جمهوری اسلامی سخن گفتید؛ تجربهای که بدون تردید دردناک و قابل احترام است. با توجه به همان گذشته، انتظار میرفت اکنون که در کشوری آزاد زندگی میکنید، از آزادی بیان خود نهایت استفاده را ببرید و تحت تأثیر هیچ توصیه یا فشاری، بخشی از آنچه به آن باور دارید، ناگفته نگذارید.
مردم ایران برای آزادی بهای سنگینی پرداختهاند. بسیاری جان خود را از دست دادهاند و در خیابانها شعارها و نام فردی را که به او باور داشتند، فریاد زدهاند. فارغ از اینکه هر کسی چه دیدگاه سیاسیای دارد، وقتی فردی این فرصت را پیدا میکند که در یکی از مهمترین تریبونهای بینالمللی سخن بگوید، این انتظار طبیعی وجود دارد که همه آنچه را حقیقتاً به آن باور دارد، بدون ملاحظه بیان کند.
به باور من، آنچه در سازمان ملل در اختیار شما قرار گرفت، یک فرصت طلایی بود؛ استفاده نکردن کامل از آن، دستکم از نگاه من، فرصتسوزی بود.
این پرسشها نه از سر تخریب، بلکه از سر احترام و مطالبه شفافیت مطرح میشود.
با مهر
سعید دهناد
رئیس شورای ایرانی-آمریکایی حزب جمهوریخواه
کالیفرنیا
پ.ن.:
۱) چندی پیش در کنوانسیون حزب جمهوریخواه کالیفرنیا، من نیز فرصت کوتاهی برای سخن گفتن داشتم. از همان فرصت استفاده کردم و صریحاً از حزب جمهوریخواه خواستم شاهزاده رضا پهلوی را بهعنوان رهبر انقلاب «شیر و خورشید» ایران به رسمیت بشناسد.
۲) فردی که در کنار شما در آن نشست سازمان ملل حضور داشت و خود را مدافع آزادی بیان به جهان معرفی میکند، مرا در همین پلتفرم مسدود کرده است.
@radiojibi@CinemaRex
هممیهنانم، ملت بزرگ و دلیر ایران،
امروز، با افزایش تنشها و احتمال گسترش حملات، بهویژه در جنوب کشور، میخواهم با شما سخن بگویم؛ بهویژه با مردم شریف سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان و همه ساکنان سواحل خلیج فارس و دریای مَکران.
جنگ و بحرانی که امروز کشور ما با آن روبهروست، تنها یک باعث و بانی دارد: رژیم جمهوری اسلامی.
اما جنگ اصلی، یعنی جنگ جمهوری اسلامی علیه ملت ایران، چهلوهفت سال پیش آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
همه ملت ایران از این رژیم زخم خوردهاند. نگذاریم بگویند که جنوب ایران تازه وارد جنگ شده است. جنوب ایران از همان روزی وارد جنگ شد که کودکان بلوچ، به دلیل نبود آب آشامیدنی و زیرساختهای اولیه، قربانی گاندوها شدند؛ از روزی که در سیستان و بلوچستان، سرزمین رستم و قلب اسطورههای ایران، جوانان برای تامین معاش ناچار به سوختبری شدند؛ از روزی که استان هرمزگان و بندرعباس، بزرگترین بندر ایران، در فقر و محرومیت رها شدند؛ از روزی که بوشهر، تأمینکننده بخش بزرگی از گاز کشور، و خوزستان، قلب صنعت نفت ایران، خود از ثروتشان بیبهره ماندند.
اما ایران آزاد، ایرانی متفاوت خواهد بود.
با استقرار دولتی ملی، کارآمد و توسعهگرا، سیستان و بلوچستان میتواند با تکیه بر موقعیت راهبردی، نیروی انسانی جوان و دسترسی به آبهای آزاد، به یکی از موتورهای اصلی رشد و شکوفایی کشور تبدیل شود. چابهار میتواند قلب تجارت ایران و دروازه اتصال اقیانوس هند، آسیای مرکزی و بازارهای جهانی باشد؛ با بهروزرسانی همان برنامه جامعی که پیش از فاجعه ۵۷ قرار بود اجرا شود.
هرمزگان، بوشهر، خوزستان و جزایر خلیج فارس میتوانند با توسعه تجارت، گردشگری، صنعت و جذب سرمایهگذاری، به ثروتمندترین و پیشرفتهترین مناطق ایران بدل شوند.
هممیهنانم،
این رژیم جنگافروز نه برای مردم پناهگاهی ساخته است و نه توان دفاع از آسمان کشور را دارد. سردمداران آن در حالی که زیر زمین پنهان شدهاند، از مدارس، بیمارستانها و دیگر مراکز غیرنظامی، استفاده نظامی میکنند، و مردم ایران، از جمله سربازان وظیفه را در پادگانها، به سپر انسانی تبدیل کردهاند.
در جنگی که جمهوری اسلامی بر کشور تحمیل کرده است، نخستین و مهمترین وظیفه شما حفظ جان، امنیت و سلامت خود و خانوادههایتان است. زیرا شما سرمایه ایران و سربازان واقعی نبرد برای بازپسگیری میهن هستید.
در همین ارتباط، دفتر ارتباطات و رسانه من، توصیهها و راهنماییهای لازم را برای افزایش امنیت هممیهنان منتشر خواهد کرد.
مبارزه و کسب آمادگی برای پیروزی نهایی یک وظیفه همیشگی است. در نبرد نهایی، هر قدر ما توانمندتر، و جمهوری اسلامی ضعیفتر باشد، پیروزی سریعتر و کمهزینهتر به دست خواهد آمد.
پاینده ایران
My fellow Iranians, the great and courageous people of Iran,
Today, as tensions rise and the possibility of escalating military attacks grows, particularly in the south of the country, I wish to speak with you; especially with the noble people of Sistan and Baluchestan, Hormozgan, Bushehr, Khuzestan, and all those living along the shores of the Persian Gulf and the Sea of Makran.
The war and crisis our country faces today has one single cause: the Islamic Republic.
But the main war, the Islamic Republic's war against the Iranian people, began forty-seven years ago and has continued to this day.
All of the Iranian people have been wounded by this regime. Let us not allow anyone to say that southern Iran has only now entered the war. Southern Iran entered the war from the very day that Baluch children fell victim to crocodiles seeking water due to a lack of basic infrastructure; from the day that in Sistan and Baluchestan, the land of Rostam and the heart of Iran's mythology, young people were forced into fuel smuggling just to survive; from the day that Hormozgan province and Bandar Abbas, Iran's largest port, were abandoned to poverty and deprivation; from the day that Bushehr, which supplies a large share of the country's gas, and Khuzestan, the heart of Iran's oil industry, were deprived of the wealth they produced.
But a free Iran will be a different Iran.
With the establishment of a national, capable and development-oriented government, Sistan and Baluchestan, drawing on its strategic location, its young workforce, and its access to open waters, can become one of the main engines of the country's growth and prosperity. Chabahar can be the heart of Iran's trade and the gateway connecting the Indian Ocean, Central Asia, and global markets, by reviving the very same comprehensive plan that was to be implemented before the catastrophe of 1979.
Hormozgan, Bushehr, Khuzestan, and the islands of the Persian Gulf can, through the development of trade, tourism, industry, and the attraction of investment, become the wealthiest and most advanced regions of Iran.
My fellow Iranians,
This warmongering regime has built no shelters for the people, nor does it have the capacity to defend the country's skies. Its leaders, hiding underground, are making military use of schools, hospitals, and other civilian centers, and have turned the Iranian people, including conscript soldiers in their garrisons, into human shields.
In the war that the Islamic Republic has imposed on the country, your first and most important duty is to preserve the lives, safety, and wellbeing of yourselves and your families. For you are Iran's most precious asset and the true soldiers of the battle to reclaim the homeland.
In this regard, my communications and media office will be publishing necessary guidance and recommendations to help keep fellow Iranians safe.
Fighting toward and preparing for ultimate victory is a constant duty. In the final battle, the stronger we are and the weaker the Islamic Republic becomes, the faster and less costly our victory will be.
Long live Iran.
While the Islamic Republic's warmongers hide in Tehran and their safe havens, they have abandoned conscript soldiers and young troops in defenseless garrisons, without even the means to protect them. This regime has once again shown that when forced to choose between the lives of Iran's sons and its own survival, it will always choose its own survival.
The Islamic Republic has imposed this war on the Iranian nation, and the responsibility for the lives of all its victims, including the soldiers at Bampur garrison, rests with this very regime. We all wish for peace, security, and tranquility for all Iranians, but as long as this regime remains in power, neither lasting security nor genuine peace is possible.
This criminal regime is more concerned with preserving Hezbollah in Lebanon and its other proxy forces in the region than with the safety of the Iranian people. For this regime, the survival of its terrorist arms matters more than the security and lives of the people of Ahvaz, Zahedan, Bandar Abbas, Bushehr, Chabahar, and all of Iran.
So I speak to Iran's soldiers, officers, and all patriotic forces: do not risk your lives for the survival of the Islamic Republic. Your oath is to Iran, not to a regime whose leaders flee in moments of danger and leave you defenseless and abandoned.
I extend my deepest condolences to the bereaved families of the conscript soldiers who lost their lives in the recent attacks on Islamic Republic military installations, and I ask the families of all conscripts to do everything in their power to prevent their children from being sent to serve under these dangerous conditions. No mother or father should send their child to garrisons that have today become killing fields rather than places of service and duty.
These young people are the children of this land, not human shields for the Islamic Republic. They should not pay with their lives for the survival of a failing government.
I also sincerely thank the noble people of Iranshahr and Zahedan who rushed to donate blood and assist the wounded soldiers of Bampur garrison. This national solidarity is a reminder of the truth that the Iranian people, even in their darkest days, do not abandon their own children.
Iran needs its children alive, to build a future that is free, prosperous, and proud.
در حالی که جنگافروزان جمهوری اسلامی در تهران و پناهگاههای امن خود پنهان شدهاند، سربازان وظیفه و نیروهای جوان را در پادگانهایی بیدفاع رها کردهاند، بیآنکه حتی توان حفاظت از این نیروها را داشته باشند. این رژیم بار دیگر نشان داده است که میان جان فرزندان ایران و بقای خود، همواره بقای خود را انتخاب میکند.
جمهوری اسلامی این جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرده است و مسئولیت جان همه قربانیان آن، از جمله سربازان در پادگان بمپور، بر عهده همین حکومت است. آرزوی همه ما، صلح، امنیت و آرامش برای تمامی ایرانیان است، اما تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، نه امنیتی پایدار ممکن است و نه صلحی واقعی.
این رژیم تبهکار بیش از آنکه دلنگران امنیت مردم ایران باشد، نگران حفظ حزبالله لبنان و دیگر نیروهای نیابتی خود در منطقه است. برای این رژیم، بقای بازوهای تروریستیاش از امنیت و جان مردم اهواز، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، چابهار و سراسر ایران مهمتر است.
خطاب من به سربازان، افسران و همه نیروهای میهندوست است. جان خود را برای بقای جمهوری اسلامی به خطر نیندازید. سوگند شما به ایران است، نه به رژیمی که در لحظه خطر، سرکردگانش میگریزند و شما را بیپناه رها میکنند.
من با خانوادههای داغدار سربازان وظیفه که در حملات اخیر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی جان باختند، عمیقأ همدردی میکنم، و از خانوادههای همه سربازان وظیفه میخواهم تا آنجا که در توان دارند، اجازه ندهند فرزندانشان در این شرایط خطرناک به خدمت سربازی اعزام شوند. هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را به پادگانهایی بفرستد که امروز به جای محل خدمت، به میدان مرگ تبدیل شدهاند.
این جوانان، فرزندان این سرزمین هستند، نه سپر انسانی جمهوری اسلامی. آنها نباید بهای بقای حکومتی درمانده را با جان خود بپردازند.
همچنین از مردم شریف ایرانشهر و زاهدان که برای اهدای خون و یاری رساندن به سربازان مجروح پادگان بمپور شتافتند، صمیمانه سپاسگزارم. این همبستگی ملی یادآور این حقیقت است که مردم ایران، حتی در سختترین روزها، فرزندان خود را تنها نمیگذارند.
ایران به فرزندانش زنده نیاز دارد، برای ساختن آیندهای آزاد، آباد و سربلند
سونیا دهقانی، فرزند جاویدنام سجاد دهقانی، در پیامی ویدئویی از بندرعباس خطاب به شاهزاده رضا پهلوی، میگوید:
«امیدوارم هر چه زودتر به ایران بیایید و یک بار بغلتان کنم. پاینده ایران و تا همیشه جاوید شاه.»
A letter from Tehran to President Trump:
"Please support the Iranians right to choose their own future. We are not asking anyone to decide our future for us. We ask only that you stand with us in supporting the Iranian people's right to determine their future."