نور چراغ خونه ی این دل دیوونه تویی
ماه تویی مهر تویی
عزیز دردونه تویی
اومدی شبای عمرمو چراغونی کنی
خوش قدم با هر قدم غمهامو قربونی کنی
ستاره ی خونه م شدی تو وصله ی جونم شدی
واسه شبای زندگی ستاره درمونم شدی...
حالا شما هی آهنگای بی سر و ته جدید رو گوش کنید
چرا دیشب تو خواب داشتم یه نفر به اسم ساغر رو صدا میزدم؟
فقط یه نفر تو زندگی من به این اسم بوده اونم شاید ده سال پیش و دیگه ارتباطی نداشتیم
کسی که دیشب صدا میزدم اون دوستم نبود
همزمان دارم تحلیل گوش میکنم
خودمو سرزنش میکنم
فیکس سه ساعت و بیست دقیقه درگیر آپلود کردن 20 مگ بودم
درحالیکه منتظر باز شدن یه عکس بودم عمیقاً در خودم فروریخته نشسته و در فکر بودم یه لحظه به خودم اومدم گفتم خدایا حال چند نفر مثل منه؟!
آخخخ
نمیدونم چقد زمان برد
نشستم تمام توییتهاشو خوندم
دیگه واسه م هیچی لود نکرد
چندین بار اشک ریختم چندین بار خندیدم به حرفاش
چقد این بچه خانواده ش رو دوس داشت برعکس ایراداتی که میگرفت
چقدر زندگی رو با جزئیات درک میکرد
درسش رو دوس داشت
چقدر ساده بود
دیروز بعد از بیست و چند روز تازه سایت تیجی واسه م اومد بالا
سکه 173 بود توی نیم ساعت که به یازده رسیدیم و نرخ رسمی اومد شد 182 هیچی دیگه جلوی مانیتور قلبم تو دهنم بود
امروز چنده؟ 198 حتی دارم مینویسم همینجوری داره میره بالا 199 شد تا من سه تا عدد رو کیبرد تایپ کردم فقط!