دقیقا بعد از یک سال شرفیاب شدیم به خانه پدر زن گرام،امسال هم مثل سال های خیلی آرام و باوقار و ساکت نشستم،شوخی های آبکی نکردم،فضولی نکردم،در مورد همه چیز نظر ندادم،خیلی شکیل افطار کردم و بعدش عین یک داماد خوب برای ایشان آرزوی سال خوبی کردم و خداحافظی کردم تا سال بعد.
دندونام خرابه و بخاطر پولش می ترسم برم دندونپزشکی، گوشیم خرابه و نمیتونم عوضش کنم، لپتاپم دوساله خرابه همینجوری استفادهش میکنم، کل زمستون فقط یه هودی و کتونی خریدم و الان احساس ولخرج بودن دارم. ۲۴/۷ دارم کار میکنم و باز گاهی حتی پول اینترنتمم ندارم بدم.
کافیست؟
بنظرم خجالت رو بذارید کنار و از گرونی بنویسید اره از همون سطل ماستی که نتونستیم بخریم تا اون اجاره خونه که وقتی پرداخت کردیم چیزی ته حسابمون نموند و آه و حسرت بعدش.اجازه ندید جو غالب توییتر بشه برای یه عده خاص که از وضعیت انگار راضی اند.
چرا کسی به این اشاره نمیکنه که تدریس واقعا شغل سختیه؟ نه از این نظر که انتقال مفهومی که میخوای درس بدی سخت باشه، از این نظر که ممکنه در آستانهٔ -یا حتی بدتر- در میانهٔ یک فروپاشی روانی باشی اما درهرصورت باید بری سر کلاس و بگی hiiii.
#AliMoazzamiGoudarzi , 20 y/o Iranian protester, has been sentenced to death. Please Be his voice. Say his name. The media silence will lead to his execution. #SayTheirNames