فکر میکردم وسط جنگ برای بقا عشق و عاشقی دیگه به چشم نمیاد، ولی امروز دیدمش و دوباره برای یه لحظه شدم همون دختر ۲۲ ساله ای که به خدا التماس میکرد عشقش دو طرف باشه...
جایی بزرگ شدم که به زحمت 30km با #کاسپین فاصله داشت
زندگی اکثر ما مردم ساحل این دریا،بیش از آنکه با دریا پیوند داشته باشد با جلگه،کوه و جنگل مرتبطه
اما در کودکی هر وقت در ساحل به دوردست دریا نگاه میکردم،از اینکه فقط چندکیلومتر آنسوتر دیگر ایران نیست حس ناخوشایندی بهم دست میداد
در ۹۹٪ موارد برخورد با جنس مخالف، دلم برای اکسم تنگ میشه..
اون یک درصد هم همش ب خودم میگم نههه برو دیت آشنا شو، با خودت اینکارو نکن
ولی دیگه زورم نمیرسه...
تسلیم غم میشم...
وسط شب با بغض از خواب میپرم و میگم دیگه تمومه، دیگه تا صبح دووم نمیارم