بهمنماه دو سال پیشه. تازه با مامان از بیمارستان اومدیم. به خاطر مصرف زیاد کورتون برای بیماریش ریهش که عفونت کرده خوب نمیشه. تمام روز درگیر بودیم. وحشتزده و داغونم. به دکتر گفته «اگه تو نمونه ریهم چیز خطرناکی بود به دخترم نگید. طاقت نداره!» برام میرقصه تا در برابر همه غمها ازم محافظت کنه. ۱۹ دیماه دو سال بعدش اما قراره طاقتم زیاد بشه! مامانم دیگه فقط مامان من نیست. دلش میخواسته از همه بچههای ایران محافظت کنه!
#جمیله_شفیعی
۲)
کتابی که بعد از خوندش آدم چند روز تو فضای سنگین و تأمل بر انگیز می مونه.
اگه دنبال کتابی هستی که آروم پوستت رو بکنه و ببرت تو عمق تنهایی انسانی،نه آدمی دقیقا همون کتابه.
رشتو
نه آدمی /اوسامو دازای📖
این کتاب مثل آینه ای شکسته است.آینه ای که توش خودت رو میبینی،اما نه اون نسخه ی آراسته و اجتماعی که هر روز به بقیه نشون میدی؛نسخه ی برهنه،ترسیده و عمیقا تنها.
دازای با این رمان ،وصیت نامه ی تلخش رو نوشت.
#اوسامو_دازای
تو این روزهای تیره تار که امید معنا و مفهموم خودشو از دست داده،مهاجرت معکوس فلامینگو های دریاچه ی ارومیه و لمس شدن خورده سنگ های سی وسه پل توسط آب و سد کرجی که تا خرتناق پر شده است
تنها سرور،شعف و شادمانی من است.