اگه خواستین ببخشین،
یاد مادری بیفتین که تکپسر ۱۶ سالهش رو کشتن؛ رفت توی قبرش خوابید که بوی تنش رو بگیره و بچهش غریبی نکنه.
اگه خواستین بگذرین،
یاد پیرمرد بازنشستهای بیفتین که مجبور شد خونهش رو بفروشه تا ۲ میلیارد تومان برای تحویل پیکر پسرش جور کنه.
اگه خواستین فراموش کنین،
یه نگاه به شهر بندازین؛ هیچ دیوار و سنگفرشی نیست که رد خون بچههامون روش نباشه.
ما جهنم رو دیدیم بچهها
ما جهنم رو با چشمای خودمون دیدیم.