در کار نقاشی ماده خیلی مهمه و فهم ماده ضروری.
ولی اینایی که ماده ماده میکنن رو جدی نگیرید. اینا دانشگاه شاهد درس خوندن و منظورشون از ماده، آب ریکا قاطی کردن با دوات هست.
بعد از چهلسالگی نه کتاب قرض بدید، نه قرض بگیرید :/
سرشب دوستی که دو تا از کتابام دستشه و روم نمیشه بهش یادآوری کنم؛ بهم گفت؛ میشه لطفن فلان کتاب منو بیاری، یک سالی هست پیشته!
کامل فراموش کرده بودیم :/
در تصور رایج، "خوشمشرب" و شیرینمحضر کسیه که خوشصحبت و اهل شوخیه.
ولی لذت همنشینی با کسی که گشوده و دقیق گوش میکنه، قابل توصیف نیست. آخرای این ویدئو، دوربین از روی محمودرضا بهمنپور رد میشه؛ با همون دقت همیشگی قصه رو دنبال میکنه. حیف از اون برق نگاه.
یادش گرامی
این عکس را در فیسبوک یکی از شاگردانش دیدم؛ با این توضیح: «شروع دوبارهی کلاسهای پاکباز پس از پاندمی کرونا.» حقیقتاً، تصویری گویاست؛ او خستگیناپذیر است. تا همین امروز تمام وقت کار میکند. دیسیپلین دارد. بعید میدانم کسی از شاگردانش تأخیر یا غیبتی از او به خاطر داشته باشد.
قصهی ما قصهی دلهایی است که زخمیاند و چشمانی با حلقههای اشک. میان این جنگ و خون و سر و صداها، دشمن آرزو دارد: ما به جان هم بیفتیم. آرزویش را برباد بدیم.
شما میدونید چه شد و از کی مد شد که در خانهها را سیاه میسازند؟
شهر و روستا هم نمیشناسد این ماتمِ بیدلیل.
مگر قرار نبود غلام خانههای روشن باشیم؟
حالا خانه به خانه روبهرویمان دریست که پیش از گشودن، اخم کرده است.
«چنارهای پیر خیابان پهلوی، مثل پدران خاموش ایستادهاند. قامت کشیده، مغرور، و زخمی از دود و تبر... اما هنوز در تابستان، سایهسارشان پناه است برای دلهای بیقرار.»
.
احمد شاملو، کوچهی دردار
به قول جان برجر: "نگاه کردن، عملی است انتخابی."
.
نقاشی جستوجوی چیزیست که در نگاه اول از دید پنهانه. به نظرم این جنس از تجربه تفاوت بین نقاشا رو آشکار میکنه.