یادتونه داستان تابلوی بانک ملت شیراز رو؟
این شکلی شده، پتینهکاری و نوشتهی نام بانک با مس
مردم اینطوری دوستش دارند
ممنون از افرادی که این تغییرش دادند و به فرهنگ ایران و زیبایی و مردم احترام گذاشت
شریف زارچی یک کیس استادی فوق العاده از سرنوشت مهندسان «مسلمانی» که هیچ تربیتی در علوم انسانی نداشته اند؛ آنها آیینه تمام نمای سیاست های جمهوری اسلامی در این حوزه اند و به شکل پارادوکسیکالی علت زوال آن. زارچی چیزی را نقد میکند که در بیرون او نیست، او در حال ستیز با خودش است.
اتفاقی یکی از صفحات را باز کردم و این سوالات درست به موقع مطرح شد. چرا وطن خود را دوست دارید؟
از آنجا که وطن مادر ماست، ما آن را بیقید و شرط دوست داریم.
وطن مادر است ❤️
هرچند روزهای وحشتناک و پیچیدهای سپری میکنیم، اما اینکه بعضیا یواش یواش داریم یاد میگیریم که دست از سر همدیگه و عقاید و احساسات و قضاوتهای شخصی برداریم اندکی امید بخشه.
@grok
شرایط خیلی عجیبیه.
زمان بسیار مهمیه و روند اتفاقات مهمی رو در خاورمیانه و ایران داریم.
تا این لحظه، برآیند تلفیقی رسانههای چپ، از چپ کلاسیک تا چپ افراطی (Far Left) در مورد ایران، اعتراضات، و جنگ احتمالی چی بوده؟
بر مبنای Credence بهشون نمره بده (۰ تا ۱)
این تفکر در انتظار منجی (ترامپ) همون تفکر شیعیه که از بچگی رفته تو مغزتون، فقط منجی رو عوض کردید. تغییر راه میانی نداره هموطن، تا مفاهیمی مثل عدالت، برابری، آزادی، دموکراسی، استقلال در وجود ما نهادینه نشه، نهایتا اسم دیکتاتور عوض میشه و خون بیگناه ریخته میشه.
امشب در گفتگو با دوستی بهم ثابت شد که همیشه باید نظر مخالف رو شنید و آدمیزاد اون لحظهای که از زاویه دیگه نگاه میکنه تازه میفهمه که «آها پس اینم شاید درست میگه»
قبل از اینکه اظهارنظری بکنید(یا نکنید) یک لحظه یادتون بیاد که تک تک ما ایرانیان خارج از کشور با هر گرایشی برای هر قطره خونی که در ایران ریخته میشه مسئولیم. دیگه محاسبه اینکه سهم ما چقدره با وجدان هامون.
از ۱۸ تا ۲۲ سالگی با خودت میگی عه چه لوگوی بزرگی روی لباسه پس بخرمش. بعدش تا ۳۰ میگی فقط بیسیک و مینیمال. ۳۰ رو رد میکنی میگی عه چه قورباغه و دایناسور بامزهای روی لباسه اینو میخوام.
میخواستم اشک شوق مامان رو در بیارم و جلسه سوم شیمیدرمانی بیخبر بیام ایران و خودم ببرمش، اما دنیا یه وقتایی فرصت ادا و اطوار به آدم نمیده!
یک ماه بدون مادر...