سیس پزشکیان به این میخوره که صبحبهصبح بره حجرهی فرشفروشیشو توو بازار تبریز باز کنه، بعد بشینه پشت میز و با دستی که دورش تسبیحه شروع کنه با چرتکه حسابکتاب کردن.
تو را بستن و وحشیانه مکیدن
تو را وحشیانه به دندان کشیدن
جهانی جنون از تو تأسیس کردن
تو را با فقط بوسهای خیس کردن
شب و خاطره از تو تعریف کردن
تو را مثل یک پودر اسنیف کردن!
#مهدی_موسوی
میری بعضی مهمونیا، یه دختر هات خانمانبرانداز میبینی، ولی خب میدونی باید ازش دوری کنی؛ پس میری آشپزخونه ساطورو برمیداری، بعد میری دستشویی و آروم شلوارتو میکشی پایین.