قاضی داد میزند: ساکت باش، جناب افسر سابق!
من هم سرش داد میزنم: مگر تو کی هستی که مجبور باشم اطاعت کنم؟ چرا یک اجبار نحس و سیاه باید آنچه را برایم از همه چیز عزیزتر بود نابود کند؟ اصلاً من این دنیایتان را میگذارم و میروم...
#کتاب#داستایفسکی#نازنین
یعنی از هتل میای بیرون با خودت چتر نیاری، صدی به نود زیر بارون دهنت صافه، تو این فصل سال، پشت سر هم بارون...
خدایان هم از همه رنگ و طایفه...
#Ho_Chi_Minh_city#Vietnam