به معنى واقعى ثانيه ها از شماره افتاد …
با نگاهش ميخواست كلى حرف ناگفته رو برات بيان كنه ، اما دردى لجام گسيخته بر چشمان زيباش ، تو اين روزا امان از بيان تحمل سختى رنجى جسمى رو برش افزوده بود ، و مهمان ناخوانده تن رنجورش شد، و قرار شد تا هميشه دوازده ساله بماند . 🖤💔
روبهروی شیرینیفروشی فرانسه،
تقاطع خیابان ابوریحان و انقلاب؛
همانجا که #ویدا_موحد#حجاب_اجباری را زیر پا گذاشت و بر سکو ایستاد،
چند سال بعد،
در مهر ۱۴۰۱ همان نقطه بود که ماشه را
بر چشم من کشیدند.
#زن_زندگی_آزادی#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
میدان انقلاب، ساعت ۴ عصر.
در حال بازگشت به خانه بودیم که کتی یکدفعه بازویم را گرفت و دخترکی را نشانم داد که فال و گل میفروخت. البته در واقع نمیفروخت.
مردم عبور میکردند و کسی حال و حوصله نداشت از او خرید کند.
چهره مضطربش نشان میداد چه چیزی در انتظارش است اگر نتواند بفروشد/١
فکر نمیکردم نسترن هم #خط_سفید داشته باشه. ما با هم خیلی در مناطق حاشیهنشین و محروم حضور داشتیم. فکر میکردم نسترن با این مشاهداتی که داشته هیچوقت زیر بار تبعیض نمیره. ولی ظاهرا استثنائی وجود نداره.
خیلی غمگینم که مجبورم بهترین دوست روزنامهنگارمم کنار بگذارم.
چیکار کردید با ما؟
گاهی پشت یک اکانت بینام، آگاهی و تعهدی نهفته است که از صدها منبر و تریبون بلندتر و رساتر سخن میگوید
#اميرحسين_موسوی کسی بود که میتوانست در سکوت بماند، اما ترجیح داد مسئولیت آگاهی دادن را ایفا کند...
صدایش باشیم تا روز آزادی
اگه امروز ازش ننویسی ممکنه فردا خیلی دیر باشه.
امیرحسین به عنوان یک شهروند عادی معترض از همه زندانیان سیاسی نوشت، کنار دادخواهان ایستاد و دردش آزادی، رفاه و پیشرفت کشورشه، حالا برای اعتراض جونش در خطره.
اگه ازش ننویسی داری به خودت هم خیانت می کنی!
#اميرحسين_موسوی
#شعرشب
حسین جنتی شریف میگه:
اگر ز گور به جایی دری نباشد چه؟
وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟
گرفتم اینکه دری هست و کوبهای دارد…
در آن کویر، کسِ دیگری نباشد چه؟
کفنکِشان چو در آیم زِ خاک و حق خواهم
دبیر محکمه را دفتری نباشد چه؟
شرابِ خُلَّرِ شیراز دادهام از دست…
خبر زِ خمرهی گیراتری نباشد چه؟
چنین که زحمتِ پرهیز بُردهام اینجا،
به هیچ کرده اگر کیفری نباشد چه؟
بَرَنده کیست در این بازیِ سیاه و سپید؟
در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟
یه سری بلاگرا رو درک نمیکنم (البته کلا فضای تبلیغاتی مجازی رو درک نمیکنم … به دلیل فانتزی عمل کردن و دور از واقعیتها )
در این شرایط نابسامان اقتصادی چند درصد از قشر جامعه میتونه طلا بخره !!؟؟
بلاگرهای عزیز (سودجویان) میان این پرسش رو مطرح میکنن ، الان طلای ۱۱ تومان بخریم!!
در این جهان (که نم و باد و آتش و خاک است)
مواردیست که خارج ز عقل و ادراک است
مسائلیست که از فرط «گوز گپ» بودن
دهان تخمی گوینده «واجبالفاک» است
چُغُک، که خواسته بولی! کند همایون را
خطاب کرده «مزلف» (چقدر هتاک است😬)
و این نمونه همانقدر پرت وکسشعر است
که «کون» جدال کند با «دهان» که :{بوناک است}
🤣😐✊😆
ما نگران سه زن هستیم؛ پخشان عزیزی، وریشه مرادی و شریفه محمدی.
نه فقط از سر همدردی، بلکه از عمق درکی مشترک از خشونتی که همزمان هم زنانه است، هم سیاسی است، و هم ساختاری. این زنها نه صرفا متهم، ونه حتی قربانی بلکه در مقابل یک نظم مردسالار، فاشیستی و زنستیز که تن زن را همیشه اولین میدان سرکوب میداند، مانند سرو ایستادهاند.
اتهاماتشان، واهیست؛ اما سایه اعدام، واقعیست، و ما خوب میدانیم که در این نظام، «اتهام واهی» اغلب برای نابودیِ کامل یک زندگی کفایت میکند.
سکوت، در برابر چنین خشونتی، همدستی با خشونتگر است. هر روزی که میگذرد، اضطراب ما برای سرنوشت این زنان، شکل فشردهتری از وحشتیست که سالهاست بر تنها، زبانها و زندگیمان تحمیل شده. ما از پیش با این خشونتها و قتلها آشناییم، خشونت و قتلهایی که در لفافهٔ قانون، عدالت را به ابزاری برای حذف بدل کردهاند.
نامشان را بلند بگوییم پیش از آنکه دوباره، دیر شود.
#وریشه_مرادی
#پخشان_عزیزی
#شریفه_محمدی