امروز دیدم یکی توی لینکدین نوشته بود The end of Vector DB era!! واقعا جالبه که شاهد تولد و مرگ یک متد توی فیلدت باشی.
چطور ممکنه سرعت تغییرات اینقدر زیاد باشه.
من یک لحظه هم برام عادی نشد. یهو به خودم میام میبینم دارم روی یه تیکه نون گریه میکنم و از خودم میپرسم کی میدونه چندتاشون نون سنگک دوست داشتن؟ یعنی دیگه زنده نیستن؟ من چرا زندهم؟ #دی
@sh_i_i_i نمیدونم چرا سینا یه جور دیگه دل منو سوزوند. از روزی که عکسشو چاپ کردم بردم تظاهرات، تا امروز گوشهی خونهست. همش با خودم میگم تو دیگه پیر نمیشی. تا همیشه جوون میمونی💔
بالاخره ما ۱۸ساله اینجاییم. فرق روزمره نوشتن رو با پر کردن تایملاین از ارگاسم واژینال و دوش و کلیتوریس و اینچیزا میفهمیم. نازنینترین بچههای اینمملکت رفتن زیر گلوله. جون دادن. چشم دادن. کسی که تحت فشاره، مثل همهمون، توییت روزمرگی میزنه. حق هم داره. ولی بعضیچیزا تابلوئه.
@sirabzi از توی تکس به اکانت CRAات دسترسی بده. خود به خود تمام تکست رو پر میکنه. چون جاهایی که کار کردی برات تکس رد کردن و تمام اطلاعاتش توی CRA هست. اینجوری حتی T4 هم نمیخوای.
یه ویدیو یوتوب گذاشتم باهاش کار کنم، اشعار مولانا با AI بود. هموطن زیرش کامنت گذاشته بود که با غزل ۱۳۹۵ خیلی گریه کردم.
«گر چه در این شور و شرم غرقه بحر شکرم
گر چه اسیر سفرم، تازه به بوی وطنم
تا که رگی در تن من جنبد من سوی وطن
باشم پران و دوان ای شه شیرین ذقنم»
من هم گریه کردم