امروز فرصت شد هشت قسمت از سلسله درس گفتارهای دکتر رحیمی را گوش بدهم. تا اینجا پروژه پژوهشی دکتر رحیمی را یک کار بسیار بنیادین و با مبنای نظری بسیار غنی و عمیق یافتم. از ایشان بابت ضبط کارهای پژوهشی شات در قالب درسگفتارهای شنیداری-دیداری و قابل دسترس ساختن آن برای عموم باید سپاسگزار بود.
مخصوصا درسگفتارهای ششم تا هشتم که مبناهای تئوریک و نظری پژوهش را توضیح میدهد برایم آموزنده بود و هم جذاب و هم باورم را به اهمیت و ارزش نظری کار پژوهشی قوت بخشید.
امیدوارم جناب دکتر این روند را در مورد کارهای پژوهشی دیگر شان نیز ادامه بدهند تا تشنگان دانش از آن مستفید و سیراب شویم. ضمن سپاسگزاری آرزوی تندرستی و کامگاری به جناب دکتر @MujibRahimi دارم.
https://t.co/6c1AF8eMnj
#ناموس
از دست یک تعداد نامردان و نازنان روزگار، ناموسِ باناموسترین ملت، تمام روز ورد زبانها شده است.
اگر امارت بقا میخواهد، باید تکریم ناموس را بیآموزد و از شعارهای مفت عبور کرده حس واقعی احترام در قبال ناموس ملت را ایجاد کند!
اگر از تاریخ درس نگرفتید، درس تاریخ میشوید!🤷🏻♂️
بازداشت، دستدازی، تحقیر و شکنجه زنان و دختران مسلمان، باحجاب و بیدفاع در نظام قبیلهای، تاریک و زنستیز طالبان، به نام کدام شریعت، کدام دین و کدام وجدان انسانی صورت میگیرد؟!
در سرزمینی که حتی دزدان، راهزنان و قطاعالطریقانش در سختترین روزگار، برای زنان حرمت قایل بودند و به ناموس مردم دست دراز نمیکردند، امروز رژیمی بر سرنوشت مردم حاکم شده است که در برابر زنان این وطن، نه شرم میشناسد، نه حد میشناسد و نه مرز انسانیت را رعایت میکند.
طالبان در کارنامه سیاه و ننگین خود، تنها محرومیت زنان از آموزش، کار و زندگی اجتماعی را ثبت ندارند؛ آنان بازداشتهای خودسرانه، تجاوزجنسی گروهی، شکنجه، تحقیر، برهنهسازی اجباری، عکسبرداری و فلمبرداری از صحنههای آزار، و دهها رفتار ضدانسانی دیگر را نیز بر پیکر زخمی زنان این ملت تحمیل کردهاند.
این رفتارها نه با اسلام سازگار است، نه با شریعت، نه با غیرت، نه با عزت و نه با فرهنگ مردم افغانستان. کدام وجدان بیدار میتواند بپذیرد که زیر نام دین، بر حرمت زنان مسلمان و باحجاب چنین تاختوتاز شود؟
این دیگر حکومتداری نیست؛ این انتقامگیری از زن، از جامعه، از کرامت انسانی و از آینده افغانستان است.
شما بگویید کجای این بیحرمتیها، این سیاهکاریها و این جنایتها با عزت، غیرت، ایمان و افتخارات مردم افغانستان همخوانی دارد؟!
درسگفتار نوزدهم (۲): برساخت گذشتهٔ افغانستان در دورهٔ امانی؛ از آریانا و خراسان تا احمدشاه، لویه جرگه و انتقال افغانها/پشتونها به شمال
بخش دوم این درسگفتار را با ذکر منابع آغاز میکنم و محورهای ذیل را به بحث میگیرم:
گذشتهٔ پیش از اسلام؛ آریانا در آغاز راه، تاریخ پس از اسلام؛ ساختن گذشتهٔ روشنتر وطن، تجاوز، سلطه و مقاومت؛ صورت ابتدایی یک روایت ماندگار، میرویسخان و هوتکیها؛ از قیام قندهار تا روایت افتخار افغانها، احمدشاه ابدالی؛ ورود روایت تأسیس دولت به آموزش رسمی، نام افغانستان؛ روایت رسمی و اعتراف به ابهام، افغانستان تقسیمشده و چندپارچه؛ هستهٔ اولیهٔ یک روایت گستردهتر، از تبعید تا نظامنامه؛ سیاست انتقال پشتونها به شمال، لویه جرگه؛ ورود یک ابزار مشروعیتساز به دستگاه دولت و زبان، زنان، و میراث؛ محورهای تکمیلی مرحلهٔ غنیسازی.
مثل همیشه چشم به راه نقد و نظر شما هستم.
https://t.co/F9oi225jIb
دکتر محیالدین مهدی در کنفرانس لندن:
«افغانیت و اسلامیت» بزرگترین مانع صلح و ثبات در افغانستان
روز یکشنبه، ۳۱ می ۲۰۲۶، شماری از نهادهای فرهنگی و اجتماعی افغانستانیهای مقیم لندن، میزبان دکتر محیالدین مهدی، عضو پیشین پارلمان افغانستان، نویسنده و پژوهشگر، در یک نشست علمی زیر عنوان «موانع صلح و ثبات در افغانستان» در دانشگاه ویستمنستر لندن بودند.
این نشست با حضور شماری از پژوهشگران، نویسندگان، خبرنگاران، فعالان فرهنگی و اجتماعی و علاقهمندان مسایل افغانستان برگزار شد و در آن، ریشههای تاریخی، هویتی و سیاسی بحران دوامدار کشور و راههای گذار به صلح و ثبات پایدار مورد بحث قرار گرفت.
برنامه با گردانندگی انجنیر روحالله حمید و تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط قاری عبیدالله حبیبی آغاز شد. سپس دکتر مجیبالرحمن رحیمی، رئیس کانون آزادی و توسعه، به نمایندگی از نهادهای برگزارکننده، حضور دکتر مهدی و اشتراککنندگان را خوشآمدید گفت.
دکتر رحیمی در سخنان آغازین خود، مسئلهٔ صلح و ثبات در افغانستان را یکی از بنیادیترین پرسشهای مربوط به سرنوشت مردم و آیندهٔ کشور خواند. او تأکید کرد که صلح پایدار را نمیتوان تنها به پایان جنگ و خاموششدن درگیریها فروکاست؛ بلکه صلح زمانی معنا و دوام مییابد که با عدالت، تأمین حقوق و آزادیهای شهروندان، پذیرش تنوع قومی و زبانی، مشارکت عادلانه و مشروعیت سیاسی همراه باشد.
او سپس دکتر محیالدین مهدی را به عنوان پژوهشگر، تاریخنگار، زبانشناس، سیاستمدار و یکی از چهرههای شناختهشدهٔ فکری و سیاسی افغانستان معرفی کرد و حضور او را فرصتی برای شنیدن دیدگاههای انتقادی و پژوهشمحور دربارهٔ یکی از دشوارترین مسایل کشور دانست.
دکتر محیالدین مهدی در آغاز سخنرانی خود، از برگزارکنندگان و اشتراککنندگان سپاسگزاری کرد و گفت هدف او از طرح دیدگاههایش، دامنزدن به دشمنی قومی یا برتریجویی تباری نیست؛ بلکه تلاشی برای شناسایی ریشههای تاریخی و فکری بحران مداوم افغانستان و گشودن راهی برای بحث مسئولانه دربارهٔ آیندهٔ کشور است.
محور اصلی سخنرانی دکتر مهدی این بود که، به باور او، بزرگترین مانع صلح و ثبات در افغانستان، گفتمان «افغانیت و اسلامیت» است. او در توضیح این دیدگاه تأکید کرد که باید میان پشتونها و افغانیت، و نیز میان اسلام و اسلامیت تفاوت قایل شد. به گفتهٔ او، افغانیت و اسلامیت در این بحث نه به معنای یک قوم یا یک دین، بلکه به مفهوم ایدیولوژیهاییاند که در روند دولتسازی و هویتسازی سیاسی در افغانستان، به ابزار انحصار، حذف و نابرابری تبدیل شدهاند.
دکتر مهدی با مرور بخشهایی از تاریخ سیاسی افغانستان، اظهار داشت که بحران کنونی کشور بدون بازخوانی تاریخ شکلگیری دولت و مناسبات قدرت در آن قابل فهم نیست. او گفت روند دولتسازی در افغانستان، در دورههایی به جای ایجاد یک جامعهٔ فراگیر و شهروندبنیاد، بر تحمیل هویت واحد، حاشیهراندن زبانها و هویتهای دیگر و تمرکز انحصاری قدرت استوار بوده است.
به باور او، این روند نه تنها مانع شکلگیری یک ملت مبتنی بر حقوق برابر شهروندان شده، بلکه زمینهساز بیاعتمادی، منازعات دوامدار و بحرانهای پیهم سیاسی و اجتماعی نیز گردیده است.
دکتر مهدی در ادامه افزود که در وضعیت کنونی، طالبان ادامهدهندهٔ همان سیاست هویتزدایی و انحصارگراییاند. او «طالبانیسم» را تنها یک ساختار حکومتی ندانست، بلکه آن را بازتاب نوعی تفکر سیاسی و اجتماعی توصیف کرد که با آزادی، تکثر، حقوق زنان، جایگاه زبان فارسی و حقوق برابر شهروندان در تعارض قرار دارد.
او در بخش دیگری از سخنان خود، از برپایی جامعهای باز، دموکراتیک، مردمسالار و استوار بر حقوق شهروندی در افغانستان حمایت کرد و گفت کشور زمانی میتواند از چرخهٔ بحران بیرون شود که هر شهروند، بدون توجه به تعلق قومی، زبانی، مذهبی یا جنسیتی، از حقوق و فرصتهای برابر برخوردار باشد.
دکتر مهدی همچنین خطاب به جامعهٔ پشتون تأکید کرد که نقد گفتمان افغانیت نباید به دشمنی با پشتونها تعبیر شود؛ زیرا پشتونها نیز، همانند سایر اقوام افغانستان، از پیامدهای جنگ، استبداد، انحصار قدرت و ناکامی دولتسازی آسیب دیدهاند. او از همهٔ جریانهای سیاسی و اجتماعی خواست که به جای دفاع از ساختارهای انحصاری و هویتمحور، برای شکلگیری یک نظام عادلانه و شهروندمحور تلاش کنند.
دکتر مهدی همچنان در بخش دیگر از صحبتهای خود از موضعگیریهای اصولی و به قول دکتر مهدی «ملی» عبدالباری جهانی از شاعران و نویسندگان مطرح زبان پشتو و وزیر پیشین اطلاعات و فرهنگ در حکومت محمد اشرف غنی احمدزی در قبال طالبان و سیاستهای این گروه تشکر و قدردانی کرد.
او همچنان از مخالفان طالبان و «طالبانیسم» خواست که در مسیر آگاهیدهی، دفاع از حقوق مردم و مقابله با نظام تحمیلی طالبان مسئولانه و پیگیرانه عمل کنند. دکتر مهدی نقش افغانستانیهای بیرون از کشور را در رساندن صدای مردم، حمایت از مبارزات مدنی و پشتیبانی از نیروهای مخالف استبداد، بااهمیت خواند.
پس از پایان سخنرانی، نشست وارد مرحلهٔ پرسش و پاسخ شد. اشتراککنندگان پرسشهایی را دربارهٔ هویت ملی و قومی، جایگاه زبان فارسی، مفهوم تاجیک و فارسیزبان، مسئلهٔ دیورند، حقوق اقوام، امکان ایجاد نظام شهروندی، وضعیت زنان، مقاومت در برابر طالبان و راههای برونرفت از بحران افغانستان مطرح کردند.
دکتر مهدی در پاسخ به پرسشها بار دیگر تأکید کرد که زبان فارسی یکی از پایههای مهم تاریخی و فرهنگی افغانستان است و باید جایگاه شایستهٔ آن به رسمیت شناخته شود. او همچنین گفت دفاع از هویت، زبان و حقوق اقوام نباید نژادپرستی تلقی شود؛ بلکه بخشی از مبارزه برای عدالت، برابری و بهرسمیتشناختن تنوع در یک جامعهٔ چندقومی و چندزبانه است.
این نشست با بحث و تبادل نظر میان سخنران و اشتراککنندگان پایان یافت؛ نشستی که در آن، مسئلهٔ صلح و ثبات در افغانستان نه تنها از منظر امنیت و سیاست روز، بلکه از زاویهٔ تاریخ، هویت، زبان، ساختار قدرت و ضرورت گذار به سوی یک دولت شهروندمحور و مردمسالار مورد بررسی قرار گرفت.
فلم کامل سخنرانی دکتر محیالدین مهدی در این کنفرانس، به زودی به نشر خواهد رسید.
درسگفتار هجدهم: غنیسازی گفتمان رسمی شکلگیری دولت در افغانستان؛ از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۸
در این درسگفتار به مرحلهی دوم بازسازی گفتمان رسمی شکلگیری دولت در افغانستان و بحث غنیسازی گفتمان در دوران امان الله خان میپردازم.
این بحث را در دو بخش دنبال میکنم. بخش اول را زیر عنوان
از استقلال تا دولت روایتساز مطرح میکنم و در این بخش موضوعات ذیل را به بحث میگیرم:
منابع این بحث، استقلال؛ دال مرکزی دولت تازه، طرزی؛ از زبان روشنفکری تا نزدیکی به دولت، سیاست زبان؛ از اندیشهٔ طرزی تا پشتو مرکه، معارف؛ دستگاه انتقال روایت رسمی، جغرافیه؛ تبدیل قلمرو به وطن، قانون اساسی؛ دولت مستقل در زبان حقوق، تشکیلات اداری؛ روایت در قالب نهاد و جمعبندی بخش نخست.
https://t.co/Ij08lTnp1T
نهادهای فرهنگی و اجتماعی افغانستانیهای مقیم لندن با کمال افتخار میزبان دکتر محیالدین مهدی، عضو پیشین پارلمان افغانستان، نویسنده، پژوهشگر و از چهرههای شناختهشده فکری و سیاسی کشور، در یک نشست علمی و عمومی در شهر لندن میباشند.
در این برنامه، دکتر مهدی پیرامون یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین پرسشهای امروز کشور سخنرانی میکند:
موانع صلح و ثبات در افغانستان
افغانستان در یکی از حساسترین مراحل تاریخی خود قرار دارد؛ مرحلهای که در آن مسئله صلح، ثبات، عدالت، مشروعیت سیاسی، همزیستی ملی و آینده نظام سیاسی کشور بیش از هر زمان دیگر نیازمند گفتوگو، تأمل و بررسی عمیق است. این نشست فرصتی خواهد بود تا اشتراککنندگان با دیدگاهها و تحلیلهای دکتر مهدی در مورد ریشهها، عوامل و موانع اصلی صلح و ثبات در افغانستان آشنا شوند و در فضای فکری و مدنی، درباره آینده کشور به بحث و تبادل نظر بپردازند.
از همه هموطنان عزیز، فرهنگیان، فعالان مدنی، دانشجویان، جوانان، اهل قلم، شخصیتهای اجتماعی و علاقهمندان مسایل افغانستان دعوت میشود تا با حضور خود در این برنامه، بر غنای این نشست بیفزایند.
سخنران
دکتر محیالدین مهدی
عضو پیشین پارلمان افغانستان، نویسنده و پژوهشگر
عنوان سخنرانی
موانع صلح و ثبات در افغانستان
زمان
روز یکشنبه، ۳۱ می ۲۰۲۶
ساعت ۲:۰۰ بعد از ظهر
مکان
University of Westminster – Harrow Campus
Watford Road, Northwick Park, Harrow, Middlesex, HA1 3TP
شمارههای تماس
07904501765
07411694282
07949933244
حضور شما در این برنامه نشانه تعهد مشترک ما به گفتوگو، آگاهی، همبستگی و جستوجوی راهی برای آیندهای باثبات، عادلانه و صلحآمیز برای افغانستان مردمسالار و آزاد است.
عید سعید قربان را از صمیم قلب برای شما و خانوادههای محترمتان تبریک میگویم.
در این روزهای پر فیض، از خداوند متعال میطلبم که عبادتها، دعاها و نیایشهای شما و حجاج محترم را قبول درگاه خویش بگرداند. به بیماران شفای عاجل، به نیازمندان گشایش، به خانوادههای داغدار صبر و آرامش و به مردم رنجدیده افغانستان و جهان صلح، ثبات، عزت و امید عنایت فرماید.
امیدوارم این عید برای همه ما سرآغاز روزهای بهتر، دلهای نزدیکتر، خانههای آبادتر، روابط صمیمیتر و آیندهای روشنتر و با عزت باشد.
درسگفتار هفدهم (۲): بازگشت محمود طرزی و برساخت زبان جدید گفتمان رسمی
در این درسگفتار به سلسله بحثهای قبلی به نقش محوری محمود طرزی در برساخت روایت افغانمحور دولت و در کل کلان روایت افغانستان میپردازم.
در این بحث با مقدمهای در باب معرفی طرزی، افکار و نوشتههای او موضوعات ذیل را به بحث میگیرم:
بازگشت تبعیدیان و گشایش محدود فضای فکری، طرزی در دوران حبیبالله خان: کار روشنگری، روزنامهنگاری و گفتمانسازی، وطن، ملت، دولت و دین در زبان طرزی، اصلاحطلبی دینی، پاناسلامیسم و استقلال، زبان ملی و هستهٔ حساس پروژهٔ طرزی، قوم افغان، ادبیات، تاریخ و اسطوره در خدمت روایت افغانمحور، طرزی و دستگاه معارف، ترجمه و دانش رسمی، طرزی و محدودیتهای گفتمانسازی در دورهٔ حبیبالله و نظریهی گفتمان و بازسازی این مرحله.
مثل چشم به راه نقد و نظر شما هستم.
https://t.co/mocy5NfcuX
در این هفته و در درسگفتار هفدهم به نقش و جایگاه محمود طرزی در برساخت کلان روایت افغانستان در دوران حاکمیت امیر حبیب الله خان میپردازم.
چشم به راه حضور و نقد و نظرتان در این بحث هستم.
-اگر الحاقگرایی و نپذیرفتن مرزهای بینالمللی و شناخته شدهی کشور و منطقه برای عدهای مشروع است چرا به دیگران مشروع نباشد؟!
-وقتی حدود چهارده میلیون خواهان الحاق پنجاه میلیون به خود است چرا دیگران نتوانند خواهان الحاق دیگران به خود یا از خود به دیگران باشند؟!
اگر این حرکت خلاف منافع ملی و مصالح ملی کشور است باید بهصورت یکسان برای همه شهروندان و اقوام کشور نامشروع و خلاف منافع و مصالح ملی باشد.
-نمیشود الحاقگرایی، تجزیهطلبی و قومگرایی برای عدهای، مشروع، خوب و ملی باشد و برای دیگران نامشروع، غیر ملی و خیانت! این خلاف عدالت و منطق است.
-پرسش بنیادین دیگر اینکه: کی و کیها زمینهساز و بانی شکلگیری چنین حرکتها و جنبشهایی در داخل و بیرون کشور هستند؟! عامل اصلی در این بحران را نباید فراموش کرد.
-و حرف اخیر و حسابی و کتابی اینکه: جنبش و حرکت تغییر نام افغانستان با بار قومی به خراسان که نام تاریخی-تمدنی این حوزه است و بار قومی-تباری ندارد داعیه فراقومی و از جنس دیگری است و نباید آن را به حرکتها و جنبشهایی قومی تقلیل داد یا فروکاست. چنین برداشتی یا ریشه در نادانی دارد یا در عناد. در این بستر خراسان خواهی به معنای تجزیه و الحاقگرایی و... نیست. این جریان به دهها دلیل منطقی-علمی میخواهد نام کشور با همین مرزهای بینالمللی کنونی از افغانستان به خراسان تغییر کند. در این حوزه نویسندگان و متفکرانی از اقوام و جریانهای مختلف قلم و قدم زدهاند.
اگر به اینترنت دسترسی دارید و به مسائل تاریخی و فرهنگی علاقهمندید، پادکست «نگاه ژرف» از دکتر مجیبالرحمن رحیمی را دنبال کنید. دکتر رحیمی نتایج و یافتههای پژوهشهای خود را در این برنامه به اشتراک میگذارند. 👇