عجالتاً گرما شروع شده و اتاق جدیدم که میان صحراست به مثابه دالان جهنم است بطوریکه مگس و پشه جرات ورود در آنرا ندارند و غش میکنند باید با کاهگل و گلاب آنها را به هوش بیاورم.
نامه به حسن #شهید_نورایی#صادق_هدایت
دردهایی که من دﺍشتم، بار موروثی که زیرش خمیده شده بودم اونا نمیتونن بفهمن! خستگی پدرﺍنم در من باقی مونده بود و نستالژی ﺍین گذشته رو در خود حس میکردم.
#تاریکخانه#صادق_هدایت#کسری_ارزانی
کشور تیرهبخت لگدکوب ستوران اهریمنان شدی!... همه مردمان آزاد جهان نمیتوانند... نه دیگر نمیتوانند تو را از زیر منجلاب چرکین تازیان برهانند... ستمکاران پشت تو را زخم کردند... ایران در دم واپسین است.. آهسته خفه میشود.. ریسمان دور گردن آنرا فشار میدهد
#پروین_دختر_ساسانی#صادق_هدايت
ما دیگر نه معصومایم و نه شریر. ما گناهکاریم. فرو افتادهایم. ما به زانو درآمدهایم و روی دستها راه میرویم. ما اشک میریزیم و همدیگر را میدریم.
#سقوط_آزاد#ویلیام_گولدینگ
یک سال گذشت و هنوز چرخه تکر��ری ادامه دارد، هنوز در توهمات ذهنی کاری را انجام می دهم که در واقعیت اصلا برایم اهمیت ندارد، یا میترسم یا نمیخواهم که حتی لحظه ای تنهایی را از دست بدهم.
در خلوتِ روشن با تو گریستهام
برایِ خاطرِ زندگان،
و در گورستانِ تاریک با تو خواندهام
زیباترینِ سرودها را
«زیرا که مردگانِ این سال
عاشقترینِ زندگان بودهاند.»
#احمد_شاملو