عدم رعایت مقیاس یکی از مصادیق تقلب و دروغ است. آنچه که متاسفانه به روش معمول رسانههای مسلط فارسی زبان تبدیل شده است. در اصول تحقیق نیز آموزش داده میشود که گزارهای را در جایی نامتناسب با مقیاس واقعیاش قرار دادن روشی برای تقلب و فریب است. مثال مشهور اقلیمی اینکه هاریکان و نسیم هر دو یک ماهیت دارند و انواعی از باد هستند. اما نسیم را در تحلیل اقلیمی کنار هاریکان نشاندن البته که فریبکاری بزرگی است. در ایران انقلاب ملی جریان دارد به رهبری شاهزاده. گیروگرفت آن انقلاب هم مواردی مثل توان سرکوب رژیم، کمبود لجستیک براندازی، امکان همکاری دیاسپورا و روند جذب قشر خاکستری است. اما در رسانههای فارسی زبان کمتر بحث درباره این موارد را میبینیم. از هر سه نفر دو نفر، یعنی یک به یک هم نه، اغلب دو به یک علیه جریان ملی، کسانی را میبینیم که اولا دشمن قسم خورده و تابلودار شاهزاده هستند و دوم اینکه ماهیت ملی این انقلاب را انکار میکنند و سوم و بدتر از همه اینکه بارها ثابت کردهاند با تمامیت ارضی و ملت ایران دشمنی دارند. چرا عمدتا این چهرهها را در تلویزیونها میبینیم؟ فرض بدتر این است که به سیاق خیزشهای پیشین قصد مغشوش کردن فضای انقلاب و البته ترساندن قشر خاکستری را دارند. به واقع تلاش میکنند اینگونه القا کنند که اولا برانداز�� در خیزش کنونی ناممکن است و دوما براندازی به آشوب و جنگ داخلی منجر خواهد شد. اما فرض خوشبینانه میگوید خیر سرشان دارند تلاش میکنند بیطرف بمانند و تریبون را به همه صداها بدهند. و آن نکته نخستین یعنی تقلب و دروغگویی به شک�� عدم رعایت مقیاس اینجا خودش را نشان میدهد. مثال مشهور اینکه وقتی دارید درباره ژئوفیزیک زمین برنامه علمی میسازید حق ندارید در کنار یک دانشمند معتقد به اصول پایه این علم یک دیوانه زمینتختگرا را هم بیاورید که منکر گرد بودن زمین است. نه فقط به این خاطر که زمینتختگرایی احمقانه است، به این دلیل ساده که یک زمینتختگرا ایدهای را از نظر علمی مطرح میکند که هموزن نظرات اثبات شده علمی نیست و نشاندن آن کنار یک دانشمند عاقل این انگاره نادرست را جا میاندازد که زمینتختگرایی به اندازه اصل مسلم گرد بودن زمین باید جدی گرفته شود. ند با تمامیت ارضی و ملت ایران نیز دشمنی دارند.
رسانههای فارسی در انقلابی که مطلقا ماهیت ملی و آزادی خواهانه داشته و در هیچ کجای آن شعاری علیه جریان ملی یا به نفع گروههای قومگرا یا جریانهای شاخص پنجاه و هفتی مثل مجاهدین خلق یا کمونیستها داده نشده اصرار دارند حتما یک حقوق بگیر مجاهدین یا تجریهطلب تابلودار و البته لزوما و حتما یک چپگرای ضد شاهزاده را به عنوان کارشناس و تحلیلگر بنشانند روبروی مردم. هر شب و هر شب بدون استثنا. ریگی به کفش دارند یا طبق فرض خوشبینانه این نوشته دچار خطای مقیاسی در برنشاندن گزاره هستند؟
ـ #سردار_اسعد_بختیاری فاتح تهران
ـ #رشتوی_جدید
اگر #انقلاب_مشروطه دو رهبر بزرگ و پراگماتیک داشته باشد، آن دو بدون شک ستارخان و سردار اسعد هستند. دو فردی که اگر نبودند، انقلاب مشروطه در همان د��ران #استبداد_صغیر محمدعلیشاه، نابود میشد.