اگه قرار نیست تا پایان روزی که یه روز از روزهای زندگیمون رو کم میکنه به ارزوهامون برسیم، پس اصلا برای چی باید زندگی کنیم؟
اصلا مگه این روزها ارزو هم باید داشته باشیم ؟
یعنی خدایی باید خیلی پرو و ول نکن باشیم
چغربد بدن که میگن ماییم بقیه اداش رو در میارن😕
شهرداری تهران اواخر دهه ۶۰ که شروع کرد تهران رو گلکاری کردن تا چندین سال ملت میرفتن گل دزدی تو خیابون. اما اینقدر به گلکاری ادامه داد که چشم همه عادت کرد. و دیگه کسی تو اواخر دهه هفتاد به گلا دست نمیزد. اگه کسی هم اینکار رو بکنه با واکنش مردم روبرو میشه. بی فرهنگی شما نیاز به فرهنگ سازی داره. شما میتونی شیعه خانه داشته باشی چشم شوهرت و پسرتم با تربیت درست پاک باشه که از ترسشون مجبور نشی دختر مردم رو بکنی تو گونی.
بیشترین چیزی که جدیدا غمگینم میکنه اینکه دیگه ادمی برای حرف زدن ندارم. وقتی گوشیمو باز میکنم که حتی به یک نفر پیام بدم که نه بخواد بهم فکت بده نه نصیحتم کنه نه به گوه خوردن بندازم
میبینم واقعا کسی رو ندارم.
شاید اینم جز بزرگسالی باشه🤷♀️
ولی من هنوز بهش عادت نکردم
زامبیهای دنیای مدرن!
مسلمانها تنها فرقه ای هستند که از فقر و جنایت و فساد کشورشان به جهانی آزاد فرار میکنند. و به محض اجازه اقامت و پذیرش، به جنگیدن با ارزشهای جهان آزاد میپردازند و میخواهند آنجا هم شبیه سرزمین سوخته خود کنند!
#انقلاب_شیروخورشید#KingRezaPahlavi
زنها برای موتور سواری نیازی به اجازه نداشتن، همونطور که برای برداشتن روسری نداشتن.
ما اول کاری که میخوایم رو میکنیم، شما هم به ناچار اجازهش رو صادر میکنید.
زنی تو ایستاده جلوی پسری که نمیشناسه و لگد میخوره و نمیذاره ببرنش.
پسرا جلوی تیر میایستن تو تا ی دختر نجات پیدا کنه ولی همه کشته میشن.
پدری که وسط اون همه جنازه دنبال سپهرش میگرده ولی تا به یه زن میرسه انگار درد خودش یادش میره و میگه:« آخی! این زنه!».
مادری که جلوی پسرا و دخترا میایسته تا بهشون شلیک نکنن ولی خودش به رگبار بسته میشه.
پسری که میدونه چی در انتظارشه ولی درو باز میکنه و تا جایی که میتونه آدما رو توی ساختمون راه میده و خودش یه تنه میایسته پشت در که نذاره خونخوارا بی��ن تو ولی اولین نفر گیر میفته.
پدری که میره سراغ جنازهی بچهش ولی وقتی میفهمه یکی از بچههای اونجا زندهست بیخیال جنازهی بچهی خودش میشه و اونو میبره بیرون.
مردی که پسری زخمی رو به خونه میبره و وقتی پسر تموم میکنه جنازهشو نگه میداره تا دست این حرومزادهها نیفته.
پسری که وسط دود و آتیش دوست زخمیشو کول کرده و داره فرار میکنه.
من نمیدونم خوابم یا بیدار. نمیدونم این چیزایی که میبینم و میشنوم و میخونم زندگی ماست یا دارم تو یه مرحله از یه بازی با بالاترین سطح از خشونت دست و پا میزنم.
نمیدونم دارم چیکار میکنم و باید چیکار کنم، فقط میدونم باید اینا رو برای خودم و با دست خودم بنویسم.
#IranianRevolution2026
یک جوان ایرانی خطاب به مزدور انتظامی:
+ شمایی که ١۵تومن حقوق میگیری باید درد و دل مارو بفهمی درکمون کنی.
- مأمور:
چرا نمیفهمم؟ خوبم میفهمم
+ جوان ایرانی:
اگر میفهمیدی الان جلوی من نبودی
من فهمیدم خیلی از مردا،وقتی مدام غر نمیزنی،اگر برای چیزی اعتراض کنی حتی به حق
سریع کونشون کج میشه که واااااای چقدر نق میزنی
اما اگه با نق و نوق و توقع کونشونو پاره کرده باشی،یک بار که کوتاه بیای خیلی هم ممنون و متشکر خواهند بود
به قول یارو تا میتونید سلیطه باشد به آروما عنم نمیدن