این ویدیو بدون شک بهترین تراپی و زیباترین ویدیوییه که شما تو طول سال 1405 میتونید داخل فضای مجازی ببینید؛ وضعیت گزارشگر صداسیما تو 2 دقیقه پایانی بازی اتریش و الجزایر :)))))))))
بعضیها خیلی بیصدا کشته شدن. عکسهای قشنگ نداشتن. از شهرهای دور و محروم بودن. دوست یا حتی خانوادهای نداشتن که خاطراتشون رو زنده نگه داره. شاید حتی یه گوشی درست حسابی نداشتن که فیلم بگیرن یا زندگی هیچوقت تو موقعیت خاصی قرارشون نداده که بخوان ثبتش کنن.
با املاکی جماعت اگر سلام علیک کردید و دست دادید، بعدش باید انگشتانتان را بشمارید!
🔴 در تفاهمنامه امضا شده، هیچ اسمی از اسراییل برده نشده.
در بند یک نوشته شده که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده امریکا، جنگ رو در تمام جبههها از جمله در لبنان، متوقف کنند.
در حالی که اصلا جنگی بین این دو دولت، در لبنان برقرار نبود که متوقف بشه. بلکه اسراییل بود که با حزب الله در جنوب لبنان میجنگید. بنابراین از جانب آمریکا نقض تعهدی رخ نمیده.
حالا دو حالت داره:
1️⃣ یا جمهوری اسلامی، حملات اسراییل به جنوب لبنان رو مشمول تفاهمنامه میدونه که همه چیز هوا میره
2️⃣ یا مشمول نمیدونه که حزب الله لبنان زیر بمباران باقی میمونه.
در این صورت:
1️⃣ یا باید جداگانه با اسراییل به یک تفاهمنامه برسند،
2️⃣ یا با اسراییل بجنگند.
حالت اول که تکلیفش روشنه.
1️⃣ برای حالت دوم هم اگه تنگه هرمز رو ببندند و به بقیه کشورها از جمله امریکا و کشورهای خلیج فارس در جواب به حملات اسراییل به جنوب لبنان، حمله کنند که در واقع تفاهمنامه به این خوبی رو هوا کردند و مشروعیت بینالمللی بیسابقهای برای ورود همه کشورهای دیگه به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز رو میدن.
2️⃣ اگر از جنوب لبنان چشم پوشی کنند، عملاً یعنی غیرمستقیم در این تفاهمنامه، مسئله گروههای نیابتی و هستهای رو همزمان پذیرفتهاند که واگذار کنند.
با تنها گذاشتن حزب الله در این سناریو، بحران ایدئولوژیک داخلی رخ میده بین دو سه دسته.
3️⃣ اگر با اسراییل فقط بجنگند که باز امریکا و تمام متحدانش تمرکز رو میذارن روی یه منطقه کوچک برای کمک پدافندی در دفع حملات موشکی.
یعنی جبهه محدودتر و ساده تر.
خواهیم دید چه خواهد شد. ۶۰ روز مذاکره میکنند تا نتیجه مشخص شود!
اما نتیجه از نظر من روشن است. تمام مسیرهای طراحی شده امریکا در این تفاهمنامه، به مقصدی میرسد که برای امریکا خوشایند است.
اونا یک درخت تصمیم گیری طراحی میکنند که تمام شاخههاش براشون از قبل روشنه.
مسیرها رو قدم به قدم پیش میرن.
با املاکی اگر سلام علیک کردید و دست دادید، بعدش باید انگشتانتان را بشمارید!
یکی از بهترین اتفاقات زندگی ما دیدن مرگ ذلیلانه سید علی خامنهای بود.
و دیدن حقارت کسانی که در انتقام خون عالیترین فرماندهان و رهبرانشان حتی نتوانستند یک افسر اسرائیلی را زخمی کنند.
و ما حالا به گور نداشته کسی که میگفت «کسی مثل من با کسی مثل یزید مذاکره نمیکند.» میخندیم.
قاتل امام شهید رو بخشیدید ولی بچههایی که به سطل آشغال از روی عصبانیت از ناامیدی لگد زدند رو نبخشیدید.
ناامیدی که شما براشون ساختید.
این نشون میده که در نگاه شما، حق با کسیه که ناو هواپیمابر داره، نه کسی که جوان ایرانی پاک و برادر دینی خودتونه.
یا صاحب الزمان، میشنوی؟
«مبارزه» برای چپها خیلی مهمتر از خودِ آزادیست.
چپ ایرانی خوب میداند که هر تغییر عمدهای، یعنی تعطیل شدنِ فاندهای بیپایان، تریبونهای بحث و آغازِ کار و تلاش؛ این برایش از مرگ سختتر است.
چپ دوست دارد حرف بزند، چُسنالهکند و مفت بخورد؛ بوی کار که میآید شیههاش بلند میشود!