جونگکوک : من روى استيج بودم يهو ديدم صداى مردم مياد با خودم اينجورى بودم كه چيشده ؟ و يهو ديدم تهيونگ هيونگ روى صحنست، تهيونگ هيونگ يك دفعه ازم خواسته بود كرئو رو بهش ياد بدم ، اون قسمت كرئو كه با دوتا دست صورتو ميپوشونى رو دوست داره ، ديگه هيچيى اون خيلى يهويى يك روز از من خواست