@stillnegin عجب فیلمی بود واقعا
مهمترین آثار جیلان رو دیدم
درخت گلابی وحشی و About Dry Grasses درنظرم بهترین بودند
روزی روزگاری اناتولی هم البته محشر بود
همه چیز در تعلیق است.
زندگیمان معلق، بین زمین و آسمان.
سالهاست که اژدهایی خارجی عمدهی اقتصادمان را به آتش میکشد و هیولایی داخلی باقی-ماندهاش را میبلعد.
و زامبیهایی که میگویند:
«کاش اوضاعتان بدتر شود و به هر نحوی بیشتر بمیرید، تا قِرانی نانِ خونشویی به ما بماسد.»
آنها که باید سخن بگویند، سکوت را ترجیح دادهاند.
چرا؟ احتمالا به این دلیل که واقعیتی که تجربه کردهاند، با روایتِ موردِ پسندِ مگسانِ اطرافشان، متفاوت است.
نگهبانِ گنج حقیقت ما-ایم.
(سعی کردیم نگذاریم که مخدوشاش کنند).
اما صاحباش شما لب-دوختگاناید.
روزی نیست که #زن_زندگی_آزادی رو یاد نکنم. مرور نکنم چه گذشت و کیا باعث شدن تخم خیانت، بیاخلاقی، و نفاق و هزاردستگی در ما کاشته بشه. کیا هنوز از رو نمیرن. روزی نیست که نفرینشون نکنم. آن اوج و این حضیض.
دشمن که هیچ، حتا فکرِ کمکاریِ دوستان و عزیزان هم روحمو آتیش میزنه.
خاکسترم.
@irandaratash هوم اره خوب که دیدم اندکی هم اینجا معرفی کردم
فقط نمیدونم سلیقهی شما چیه
من طیف علاقهم وسیعه
ممکنه هرچیزی رو از من نپسندی
احیانا چه پیشنهاداتی از گذشته داشتم که دوست داشتی؟!
فانتزی آرامشبخش:
سالها بعد از فروپاشیِ دولتها یا اصطلاحا
post apocalypse
بعد از امراض عجیب یا بلایای طبیعی شدید و سالها جنگهای داخلی و بینالمللی
جمعیت زمین بهجای نه میلیارد، صدمیلیونه.
زندگی در نبود تمدن و قانون همچنان خطرناکه، اما تمدنهای کوچک شهری پدیدار شدند که عضوشی
ماکزیمم در چندسال آینده و شاید خیلی زودتر، خیانتهای رضا پهلوی بر همه آشکار میشه. و اون موقع این فلکزده توسط طرافدارن دوآتیشهی خودش هم در امان نخواهد بود. یعنی اصلا فقط توسط همونها در امان نخواهد بود.
درست میشه ولی به عمر و جوانی ما قد نمیده.
مادامی که آدمهایی مثل شما تکرار میکنند ایران درست نمیشه و بنابراین در این مکان آشغال میریزند، درست شدن ایران به تعویق میافتد.
سریال خفن و آندرریتد🔥
خواهر کوچیکهی مالهالند درایو حساب میشه با چاشنیِ طنز سیاه و ویردنسِ اضافه، مقداری هم چندش.
فقط برای صاحبانِ ذائقهی خاص.
کاور اثر اصلا گویاست
۱/۲
یکی از تفریحات سالم (و یا شاید ناسالم)ام در کودکی در مدرسه این بود که تکههای گچ که به تهش رسیده بودند رو در تایمهای خالی میگرفتم و روی تختهسیاه میکشیدم. از یک گوشه شروع میکردم و انقدر میکشیدم از چپ تا راست تا بالاخره تکهگچ لای انگشتهام تموم شه.