@3mmmod اصلا رفتار حرفهای نداشتند، حتی اگر مشکلی تو گروه بوده، اومدن و این رو جارو زدن دلیل حرفهای نبودنه، در نهایت وقتی میدیدن کارها بد شده منتشر نمیکردند.
مادر… کاش میفهمیدم داری به مجتبیِ جانت چی میگی.
اما برای فهمیدن غم تو، هیچ زبانی لازم نیست.
با هر کلمهت، میشه ساعتها اشک ریخت.
کاش هیچ مادری، هیچوقت مجبور نمیشد با سنگ قبر فرزندش حرف بزنه.
جاویدنام #مجتبی_کری، گرگان، ۱۹ دی ماه 💔🥀
#KingRezaPahlavi#IranMassacre
عزت ابراهیمنژاد کشتهی کوی دانشگاه
خانوادهی عزت ابراهیمنژاد خطاب به مسعود دهنمکی:
«در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، عزت را شبانه و تک وتنها به گوشهای کشاندی و با ضربات چاقو، زنجیر خودت و دوستانت، عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید... هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه ۱۸ تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند، تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند.»
عزت ابراهیمنژاد یکی از کشتهشدگان حادثهی دلخراش ۱۸ تیر ۱۳۷۸ است.
عزت فارغالتحصیل رشتهی حقوق از دانشگاه چمران اهواز بود که توسط انصار حزبالله و نیروهای انتظامی در حمله به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه کشته شد.
از عزت ابراهیمنژاد مجموعه شعری نیز به جا مانده است که پس از قتلش منتشر شده است.
قاتلان عزت هیچگاه محاکمه نشدند اما او پس از مرگ توسط دادگ��ه انقلاب به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد.
مجموع شعر «به آسمان» با مقدمهی سیدعلی صالحی نام کتاب شعری است که از زندهیاد عزت ابراهیمنژاد توسط نشر ثالث منتشر شد.
شعری از عزتابراهیمنژاد را با صدا و تصویر خود او میبینیم:
ما را به خاطر بیاور!
ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم.
شور
عشق درسینه داشتیم و
پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.
ما را به خاطر بیاور! ما را که سینهسرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده
نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار
که در بازار پیش از آنکه آوازهخوان شویم
بر شاخهای تکیده از تکیهگاه خویش
جان واسپردیم
به خاطر دارم پیامشان را، سرنوشتشان را،
آری …
و همیشه درگذرگاه خاطرم درگذر است
آوازهای صامت سینهسرخان سینه برسیخ و
تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ
و از تکرار یادشان شاید ��یش از آن که شاعر شوم
بیست و دو ساله بمیرم.
آمین!
#عزت_ابراهیم_نژاد #به_یاد_آر #۱۸تیر
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساست��ین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ ب��رها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست ��ابد.
پاینده ایران
الناز مهدوی، خواهر جاویدنام #حمید_مهدوی، آتشنشانی که شامگاه ۱۸ دی در مشهد هنگام کمک به نوجوان معترضی که با گلوله جمهوری اسلامی زخمی شده بود، کشته شد نوشته است: «امروز پنجشنبه ۱۸ تیر است و ۱۸ دی هم پنجشنبه بود همین ساعتها بود که تو انتخاب خودتو کردی
چشماتو روی آرزوهات، هدفت، دلخوشیات بستی
مطمئنم اون لحظه با خودت گفتی اگه من به هموطن خودم کمک نکنم شبا چجوری س��مو روی بالش بذارم و اون آدم سابق بشم، ولی من ۶ ماهه که بیاختیار میزنم زیر گریه، نفسم بند میاد و با صدای بلند اسمتو فریاد میزنم…
۶ماه از کشته شدن برادر نوجوان من گذشت،۶ماه پیش دقیقااا همین روز همین ساعتااا من برای آخرین بار تن غرق خون و بی جون سهند تو آغوش گرفتم و از اون لحظه زندگی منم تموم شد،
من زنده ام ک فقط اسم تورو فریاد بزنم و با افتخار راهتو ادامه بدم💔
۱۸دیماه۱۴۰۴-کرج
#سهند_ناصری