داشتم تخممرغ میخوردم که یهو به ذهنم اومد چیکار کنیم گوزمون خوشبو بشه مثلا بوی بارون بگیره (به خودم مربوطه چطور به ذهنم رسید)
خب اول سرچ کردم چه عاملی باعث بوی بارون میشه
این زیبا اسمش جئوسمینه و عامل بوی بارونه
از اونجایی که فراره میتونه همراه با گوز از بدن خارج شه ۱
امروز اسنپ موتور گرفتم. یه مرد درشت هیکل با موتور اومد که خیلی هم خوش صحبت و گرم بود. کلی باهم بگو بخند کردیم. نزدیک چهارراه ولیعصر گرم صحبت بودیم که جلوی ما یک خانم میانسال با یک راننده تاکسی بحثشون شد. چراغ سبز شد و خانم به تاکسی چسبید و بلند داد میزد که نذارید این تاکسی بره!
راننده تاکسی با اینکه میدونست خانم در تاکسی رو گرفته حرکت کرد. خانم با شدت خورد زمین و روی زمین کشیده شد. صحنهی خیلی بدی بود. مردم هم دیدن ولی چون چراغ سبز شده بود نتونستن جلوی تاکسی رو بگیرن و تاکسی گازشو گرفت و رفت. این راننده اسنپ من رفت دنبال تاکسی و ازش جلو زد. پیش خودم گفتم کاش یکاری برای خانم میکردیم. صد متر جلوتر وقتی از تاکسی جلوتر بودیم، راننده موتور کنار ماشین پلیس راهنمایی زد کنار و به پلیس گفت یه تاکسی داره میاد که شماره پلاکش فلانه و داستان رو برای پلیس گفت و گفت احتمالا میاد رد میشه الان. بعد هم گفت من وایمسم به عنوان شاهد. سروانی که تو ماشین پلیس بود پیاده شد تا جلوی تاکسی رو بگیره. راننده موتور به من گفت آقا میشه صبر کنیم تا تاکسی بیاد؟ گفتم حتما. چند دقیقه با پلیس منتظر بودیم تا تاکسی رد بشه. تو این فاصله پلیس شماره پلاک رو به مرکز اعلام کرد. گویا تاکسی مسیر رو عوض کرده بود. این آقا به پلیس گفت احتمالا تاکسی مسیرشو عوض کرده من میرم مسافر دارم. شما پیگیری کن. پلیس هم گفت اوکی. راه افتادیم. هندزفری رو گذاشت تو گوشش و زنگ زد ۱۱۰. کامل واقعه رو گزارش داد و پلاک رو گفت. بعد هم به ۱۱۰ گفت چجوری پیگیری کنم که چیکار کردید؟ لطفاً با من تماس بگیرید نتیجه رو بهم بگید
من ترک این موتور هر لحظه به این مرد آفرین گفتم که اینقدر مسئولیت شهروندی رو خوب اجرا میکرد. بعد که قطع کرد به من گفت اگر مسافر نداشتم همون لحظه راننده تاکسی رو میکشیدم بیرون و چک و لگدیش میکردم، اما آدم نمیتونه وقتی مسافر داره قلدر بازی در بیاره. چند دقیقه بعد پلیس تماس گرفت باهاش و گفت از طرف همون خانم شکایت ثبت شده و با گزارش شما هر دو رو یکی کردیم و راننده تاکسی رو هم پیدا میکنیم و...
نمیدونم چند نفر ما مثل این مرد اینقدر پیگیر یک موضوع هستیم که به ما هم چندان ربطی نداره! کاش همه اینقدر انسان باشیم. آقای ثمودی عزیز مرسی که اینقدر خوب بودی و کلی چیز یاد من دادی. همزمان که حواست به مسافرت بود، حواست به مردم شهرت هم بود. خیلی مردی❤️