دهه چهار رو تموم کردم. از ۳۵ تا ۴۰ پر چالشترین دوره زندگیم بود. سه بار مهاجرت کردم، عشق رو تجربه کردم،کلی آدم خوب ملاقات کردم، کلی سختی کشیدم، کلی عشق دادم و گرفتم.
بزرگترین درسی که گرفتم: تا کاری نتیجه نداده به کسی نگم، تلاش و استمرار، مهربونی کنم که محبت هیچ وقت گم نمیشه.
@d_petitprince من حتی یه دونه تجربه خوب هم با تراپیسهای داخل ایران ندارم، یارو به من میگفت تو به من یاد بده منظم باشم برم ورزش کنم لاغر شم زنم ناراحته. بعد چ زمانی؟ جلسه اول تراپی
یه ویدیو دیدم خواهر برادر به هم فحشهای کدار میدادن شاید ده دوازده سال داشتن، یادم اومد من یه بار به داداشم گفتم بیشخصیت باهام یه مدت حرف نمیزد میگفت تو نباید با بیشخصیتها حرف بزنی. چنتا بزرگتر رو واسطه کردم قبول کنه باهام حرف بزنه…خلاصه اینکه بددهنی انگار داره ارزش میشه
فردا میخوام تولد بگیرم برای خودم ولی مثل سگ دلم میخواد یارم اینجا بود و هیچ کس دیگهای نمیومد تولدم…یه پیتزا درست میکردیم و یه فیلم میذاشتیم ببینیم و تمام…حتی کیک هم نداشتم ولی آغوش امن داشتم…نمیدونم میتونین درک کنین یا نه، آغوش امن پناهه🎈🎂
یه پیج کاری اینستاگرام زده بودم دو هفته پیش که دو تا پیج کاری فالو کنم. یارو از ایران ایمیل زده نرگس جون چ نازه پروفایلت منو فالوبک بده.
من از دست شماها و کله شما که از زندگیم بیرون بره فرار کردم از ایران
حتی نمیتونم هزاران کیلومتر اونورتر یه پیج شخصی داشته باشم؟
ولم کنین بابا