بهنظرم به این کانسپت «مردن» بیتوجهی میشه. فککن یکی تا دیروز بوده، باهاش حرف میزدی، میخندیدی چمدونم فلان. اما یهو دیگه نیست. هر طرفو نگاه میکنی نیست. عجیبه دیگه!
یه جمله امروز خوندم که خیلی تکاندهنده بود. ما رو بیدار میکنه و به زندگیمون و رفتارهامون آگاه میکنه:
«مرگ تو در یک روز معمولی، وسط برنامههای ناتمام فرا میرسد و جهان بدون تو ادامه خواهد داد.»