یه چیزی این روزا خیلی برام پر رنگ شده :
هرکی بیشتر میخنده ، بیشتر غصه و غم رو میفهمه
هرکی بیشتر پولداره ، بیشتر بی پولی رو میفهمه
هر کی بیشتر فکر میکنه ، بیشتر نفهمی رو میفهمه
هرکی بیشتر خودشو بازی میکنه ، بیشتر بازنده ها رو میفهمه
خلاصه که هرچی بیشتر و کمتر ، مخل آسایش و رشد .
دلِ شکستهٔ ما چشمِ دوست را نگرفت
در این حراجیِ دل،حیف کارِ ما نگرفت
چه مرگبارتر از عشقهای یک طرفه است
شرارهای که مرا سوخت،در تو پا نگرفت
نشد حریفِ خمار غم تو ساقی نیز
که هرچه ریخت به پیمانهام مرا نگرفتچه
پس از تو زنده نمیم��ندم،این مبالغه نیست
هزار مرتبه جان دادم و،خدا نگرفت
نه تنها شجاعت مُسری است،
بلکه مهربانی هم مُسری است.
تا باشد از این سرایتها و حسادتها که انسان را هیچ پناهی جز انسان نیست و تسکین آدمیزاد، آدمیزاد است.