یک نفر آمده خانهای را آتش زده. جماعتی راه افتادهاند که آن آتش را خاموش کند.
حالا همان آدم بعد از نیمقرن سرش را بالا میگیرد و میگوید:
بیضهاش را داشتم، آتش زدم. تو هم اگر داری درستش کن.
همینقدر لجن.
تجربهی زیستهی من تو کانادا میگه که طی ۳ ماه گذشته تو یه شرکت ۹۰هزار نفری، حتی یه نفر از همکارا و مدیرا پیدا نشد که بیاد به من بگه تو ایرانیای کونت پاره شد یا نشد یا طرفدار کدوم جناحی.
متاسفانه یا خوشبختانه هیشکی به تخمش نیس.