شاهزاده رضا پهلوی: ایرانیان داخل کشور در مبارزه خود برای آزادی استوارند. دهها میلیون تن از آنها به سازماندهی خود ادامه میدهند. ما در حال گسترش شبکههای زیرزمینی هستیم تا بتوانیم به هدفمان دست یابیم.
گفتوگو با @NatalieLisbona و @AndyJeh در @DailyMail
حتی اگر آمریکا از خواستههای حداکثری خود که در نامه ترامپ به خامنهای در سال ۱۴۰۳ ذکر کرده بگذرد، ��ژیم باید احساس ترس کند.
اگر آمریکا بخواهد تمام اهدافش را در قالب توافق محقق کند، اکنون میتواند نقطهی ورود خوبی برای اقدام علیه رژیم باشد.
اگر آمریکا تنها رفع تهدید و ریسکهای اساسی را در این توافق دنبال کند، نقطهی بهینهی ورود مردم برانداز به تعویق میافتد.
#از_ایران_تا_پایان
#سرخط
با توجه به خواستههای مطرحشده در نامهی ترامپ به خامنهای در سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۵)، میتوان بهتر درک کرد که آمریکا چه نوع حکومتی در ایران را «نرمال» و قابل قبول میداند: حکومتی که بتواند تضمینکنندهی یک توافق بلندمدت و پایدار باشد.
اهدافی که در عملیات نظامی اخیر مورد حمله قرار گرفتهاند نیز دقیقاً در همان راستا هستند. بنابراین تغییر صرف رهبری (مثلاً تعیین رهبر جدید) در ساختار فعلی، عملاً نمیتواند به تحقق این اهداف نهایی و بلندمدت کمک کند.
اهداف اصلی ذکرشده در نامهی ترامپ:
۱. حذف کامل برنامه هستهای
۲. حذف یا قطع کامل حمایت از نیروهای نیابتی (گروههای وابسته در منطقه)
۳. محدودیت برد موشکی به ۲۰۰ کیلومتر
۴. حذف یا انحلال بسیج، سپاه پاسداران و سایر نهادهای انقلابی
۵. حذف ولایت فقیه
۶. حذف شریعت اسلامی از قوانین و قانونگذاری براساس حقوق بشر
#از_ایران_تا_پایان
#سرخط
"خیابان از دل خیابان"
وقتی خیابان از واکنش تبدیل به کنش میشو��.
در مکانیزم حرکتهای خیابانی، جمعیت از سه بخش تشکیل میشود:
پیشانی جمعیت
بدنهی جمعیت
عقبهی جمعیت
پیشانی جمعیت: عملگراتر است، تجربه خیابان را دارد، ریسکپذیری بالاتری دارد و حرکت را شکل میدهد
بدنه جمعیت: حاضر به مشارکت است، تجربه کمتری دارد، ریسکپذیری کمتر از پیشانی دارد، و جمعیت اولیه و حامی را شکل میدهد
عقبه جمعیت: انگیزه حضور دارد، تجربه کمتری دارد، محتاط است و فقط در قالب جمعیت احساس امنیت دارد، حجم جمعیت را میسازد.
این سه بخش همیشه در یک سطح از پتانسیل عمل قرار ندارند. ممکن است در یک مقطع زمانی، پیشانی جمعیت سطح انرژی بالاتری داشته باشد، در حالی که بدنه و عقبه هنوز به آن سطح نرسیدهاند.
اگر بتوان این بخش پیشرو را تا حدی نگه داشت تا دو بخش دیگر هم به سطح مشابهی از انرژی و آمادگی برسند، نوعی همترازی شکل میگیرد؛ گویی فنر در بیشترین حد خود فشرده شده و آمادهی آزاد کردن حداکثر نیروست.
اما این همترازی صرفاً ��ا صبر به دست نمیآید. در عصر اینترنت و سرکوب، پیشانی معمولاً اطلاعات بهروزتر و شبکهی بهتری دارد، اما بدنه تحت تأثیر پروپاگاندای سنگین یا ترس تجربهشده است. همترازی فقط با «صبر» به دست نمیآید؛ نیاز به روایت مشترک و سیگنالهای قابل فهم برای بدنه دارد. بدون این، حتی اگر صبر کنیم، ممکن است پیشانی فرسوده شود یا در اثر یک جرقه، دست به عمل بزند.
از طرف دیگر، صبر خودش بدون هزینه نیست. رژیم از این فاصله زمانی استفاده میکنند: ساختار سرکوب را سازماندهی میکنند؛ مخالفان را دستگیر، حذف، یا پراکنده میکند؛ وضعیت اقتصادی را (هرچند بد) مدیریت میکنند. بنابراین، «زمان مناسب» یک نقطهی ثابت نیست، بلکه یک پنجرهی متحرک است که ممکن است بهسرعت بسته شود.
در این میان، نیروی سرکوب ایدئولوژیک یک مانع جدی است: نیرویی که هم ابزار سرکوب دارد، هم باور، و هم فرمان اجرای آن را. از این میان، شکستن ظرفیت فرمان از تحمیل شکست در باور و اسلحه اجراییتر است. شکست در سطوح بالا، میتواند زنجیره فرمان یا اراده فرمان را تغییر دهد. و به موازات آن، ترس این روزهای رژیم در ایجاد شکاف در باور نیروها در بدنه است.
پیش نیاز "خیابان" شکست در ساختار بدنهی سرکوب است.
چیزی که این روزها تا حدی رخ داده است، اما باید عاملیت مضاعف برای آن ایجاد شود.
در شرایطی که چنین شکافهایی شکل بگیرد و همزمان دشمن زخمی باشد و فشارهای بیرونی هم وجود داشته باشد؛ اگر حرکت اجتماعی در «زمان مناسب» رخ دهد، میتواند نقطهی پایانی سقوط را قابل لمس کند. اما اگر این حرکت بدون آمادگی نسبی این سه بخش و در زمان نامناسب شکل بگیرد و با سرکوب مواجه شود، این خطر وجود دارد که پتانسیل اجتماعی زودتر از موعد تخلیه شود و بازیابی آن برای مدتی به تعویق بیفتد. بنابراین مسئله فقط «شکلگیری حرکت» نیست؛ بلکه زمانبندی و هماهنگی میان این سه بخش، عامل تعیینکننده است.
و در نهایت، مسئلهی مقصد: حرکت خیابانی بدون مقصد، لزوماً خط پایان را مش��ص نمیکند. حضور صرف در خیابان، اگر به یک نقطهی مشخص ختم نشود، میتواند فرسایشی شود.
ما برای به خیابان رفتن هیچگاه مقصد نداشتیم، حضور صرف در خیابان، بدون مقصد خط پایان را مشخص نمیکند. تسخیر مراکز نمادین، میتواند مقصد خیابان باشد. در صورتی که پیش نیازهای حضور در خیابان فراهم شود، تسخیر رسانه، مجلس، و وزارت خانهها، شده باشد، میتواند همان خط #پایان حرکت باشد؛ نقطهای که پالس نهایی را صادر میکند.
خیابان بدون مقصد و خیابان تصادفی، ره به مقصد نمیبرد.
با تشکر از @Negeann برای تدوین متن خلاصه
مارک لوین، مجری و تحلیلگر مشهور فاکسنیوز: جمهوری اسلامی مرده است و دونالد ترامپ آنرا زنده نخواهد کرد چون این حکومت برای امنیت آمریکا و جهان و مردم ایران خطرناک است.
جمهوری اسلامی حق ندارد کنترل تنگه هرمز و عبور نفتکشها را از این آبراه بینالمللی در دستش بگیرد، هشت کشور دیگر خلیج فارس هم از همین تنگه استفاده میکنند و آنها هم به اندازه ایران حق دارند؛ ��غییر رژیم در ایران اتفاق نیافتاده، پرزیدنت ترامپ تا یکی دو هفته دیگر با شکست مذاکرات پاکستان که در جریان آن جمهوری اسلامی باید بطور کامل تسلیم آمریکا شود.
حملات کوبنده به رژیم ایران را از سر خواهد گرفت تا این رژیم بطور کامل نابود شود و سپس با روی کار آمدن یک دولت موقت برای دوران گذار، مردم ایران میتوانند رژیم آینده کشورشان را خودشان انتخاب کنند، به ما آمریکاییها ربطی ندارد که مردم ایران شاه میخواهد یا پسر شاه یا ملکه یا جمهوری با هر رژیم دیگری.
ما بخاطر منافع و امنیت خودمان و خطر سلاح هستهای نباید بگذاریم جمهوری اسلامی بماند.
جمهوری اسلامی عملاً همان شب آتشبس تسلیم شد، اما به زمان نیاز داشت تا روایت را برای مخاطب داخلی خود قابل پذیرش کند. به نظر میآید آمریکا پذیرفته که بخشی از پیروزی در روایت در مقابل پیروزی روی زمین واقعی را به جمهوری اسلامی بدهد. میتوان یکی از دلایل واگذاری چنین امتیاز روایی را جلوگیری از آشوب در زمان خروج اورانیوم دانست.
#از_ایران_تا_پایان
#سرخط
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگو با روهیت کاچرو، دبیر امنیت جهانی در شبکه آی تی وی بریتانیا در پاسخ به پرسشی درباره «منطقی» نامیده شدن رهبری جدید جمهوری اسلامی از سوی ترامپ گفت: من روند رویدادها را بر اساس تیترهای خبری قضاوت نمیکنم.
دروغ بزرگی که این روزها حس ناامیدی و شکست را تشدید میکند، این است که جمهوری اسلامی هنوز سر جایش است. این روایت هم در گفتار حامیان رژیم و هم در بخشی از اپوزیسیون مدام بازتولید میشود.
در حال حاضر، جمهوری اسلامی تنها پوستهای از حضور ساخته و تلاش میکند وانمود کند که هنوز وجود دارد.
جمهوری اسلامی اگر بخواهد بماند، باید مشابه سال ۵۷ دوباره ایجاد شود؛ زیرا نه رهبری دارد، نه مکان و نه پایگاه اجتماعی لازم.
اکنون نوعی وضعیت تعلیق در حکمرانی حاکم است. از هر مسیری هم که برای براندازی اقدام میشد، تجربهی این وضعیت تعلیق ناگزیر بود.
#از_ایران_تا_پایان
#سرخط