افغانی در ایران کارگاه زده نه مالیات میده نه کارگر ایرانی میگیره بعدم بهونه آورده که از ترس طالبان فرار کرده اون وقت نماینده طالبان اومده از کارگاهش بازدید کند...
#اخراج_افغانی_مطالبه_ملی
مصدوم مربوطه نیمساعت قبل از مصاحبه ریشهاش رو آنکادر کرده و صورت رو هم بند انداخته و ابروها رو هم مرتب کرده.
موج انفجار و حرارتی که تا چندصد متر همهچیز رو جزغاله و پودر کرده، حتی موهای این مصدوم رو هم نتونسته کز بده.
با اینکه سرش ضربه خورده و چشمهاشو نمیتونه باز نگهداره، اما همهچیزو با جزییات تعریف میکنه و یه تیکه هم چشما رو باز میکنه و ویدئوی روی موبایل رو جلو عقب میکنه و دوباره میره رو حالت اغما و "مو خیلی مصدوموم، سرُم ضربه خورده"!
ای بر پدرت لعنت آخوند
این مهربان بانو #رزیتا
اینقدر به همه ما،لطف داره که آدم فکرمیکنه
مثل یه بزرگترنسبت به همه مسئولیت داره💙الان نوبت ماهست که بااطلاع رسانی ها،
اون نامردی که باعث ناامید،شدنش شده رو
پیداکنیم و هم برای پروانه آبی عزیزمون،
انرژی خوب بفرستیم تا سلامتیش رو،بدست بیاره و بیاد پیش ما.💙
نه داد، نه دادرسی: #محسن_لنگرنشین را میخواهند فردا بکشند
محسن لنگرنشین، ۳۴ ساله، یکی از نخبگان در حیطه امنیت شبکه بود. به همین دلیل، در اواسط دهه دوم زندگیاش با پیشنهاد دانشگاه امام حسین، در حیطه امنیت شبکه در این دانشگاه مشغول به کار میشود.
بعد از مدتی کوتاه، با دیدن سرکوب مردم در دهه ۹۰، با نوشتن استعفا از کار در این دانشگاه انصراف میدهد و در شرکتی خصوصی، بنا بر تخصص خود، مشغول به کار میشود. در کنار کار در این شرکت، در گمرک تهران نیز به خرید و فروش ماشین میپردازد.
دستگاه امنیتی مدعی است که این فرد در ترور حسن تهرانی مقدم (که در سال ۱۳۹۰ کشته شد ـ در آن تاریخ محسن ۱۹ سال بیشتر نداشت) و همینطور سرهنگ پاسدار صیاد خدایی (که در سال ۱۴۰۱ کشته شد)، نقش شناسایی را بر عهده داشته است. محسن یکسال پیش از این تاریخ در اصفهان ساکن بوده و پرینت اساماسها، تماسها و حضور هرروزه او در محل کار، این ادعا را رد میکند.
محسن لنگرنشین، ۱۲ تیرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. او ابتدا به مدت ۲۴ ساعت به یک خانه امن وزارت اطلاعات منتقل میشود. در آنجا تا صبح روز بعد بازجویی و مورد تهدید قرار میگیرد تا آنچه بازجویان میخواهند را بنویسد.
روز بعد، او را برای تفهیم اتهام به دادسرا میبرند. آقای لنگرنشین در دادسرا اتهامات واهی مربوط به جاسوسی برای اسرائیل را نمیپذیرد و پس از آن به بند امنیتی ۲۰۹ اطلاعات منتقل میشود و ۴۳ روز را در سلول انفرادی تحت شدیدترین شکنجهها میگذراند.
او را تحت بازجوییهای سنگین شبانه قرار میدهند. او را تهدید میکنند که اگر اعتراف نکند، تکتک اعضای خانوادهاش ـ از جمله پدر، مادر، خواهر و نامزدش ـ را به بند ۲۰۹ منتقل میکنند و چنان فشاری بر آنها وارد میکنند که اگر آنها را ببیند، نشناسد.
به او اعلام کردند که خواهر و مادرش را بازداشت و به بند ۲۰۹ اطلاعات منتقل کردهاند و در صورتی آنها را رها میکنند که چیزهایی را که ما میخواهیم، بنویسی.
با شکنجه، او را مجبور کردند که بگوید یک موتور هوندا ۱۲۵ را برده و از سرهنگ خدایی فیلمبرداری کرده و در تعقیب او بوده است. این در حالی است که طبق استعلامی که در پرونده موجود است، نامبرده هیچوقت موتور هوندا ۱۲۵ نداشته است.
همچنین، او را به محل حادثه منتقل کردند تا آنچه بازجویان میخواهند را بگوید و در این حین از او فیلمبرداری کردند.
از دیگر موارد شکنجه این بود که دست و پایش را زنجیر کردند، او را با شلاق زدند و به او اعلام کردند که اگر به مواردی که بازجوها برای اعتراف میخواهند، تمکین نکند، تا ساعاتی دیگر اعدام میشود و در صورت تمکین، حکم حبس ابد به او خواهند داد و بعد از چند سال آزاد خواهد شد.
متأسفانه، اتهاماتی را به آقای لنگرنشین منتسب کردهاند که ادله لازم برای اثبات آنها وجود ندارد، و قاضی صلواتی (شعبه ۱۵) تنها به اعترافات اجباری تحت شکنجه در دادگاه استناد کرده و حکم اعدام برای وی صادر کرده است.
حکم او عیناً در دیوان تأیید شد.
وکلا تا به امروز سه بار درخواست اعاده دادرسی کردهاند که آخرین آن، هفته گذشته بود و به فاصله چند روز (شنبه) مجدداً اعاده رد شد.
یکی از اعضای خانواده او میگوید: «محسن از ایران خارج شده بود و اگر ذرهای از اتهامات انتسابی به او درست بود، هرگز به ایران بازنمیگشت.»
محسن لنگرنشین قرار است سپیدهدم چهارشنبه (فردا) اعدام شود.
#نه_به_اعدام
ویدیوهایی از مادر و پدر محسن لنگرنشین، جوان محکوم به اعدام منتشر شده که در آن این زوج میگویند به ملاقات آخر با پسرشان رفتهاند و او احتمالا، چهارشنبه اعدام خواهد شد. مادر محسن لنگرنشین، در بخشی از صحبتهایش میگوید «هر چقدر شما مادران میگفتید دادگاه ناعادلانه است باور نمیکردم، تازه فهمیدم که دادگاه ناعادلانهای داریم، برای بچه من دعا کنید»
محسن لنگرنشین، بیست و دو ماه گذشته را در بازداشت به سر میبرد و بر پایه گزارشهای منتشر شده با اتهام جاسوسی به اعدام محکوم شده است. بر اساس فایل صوتی که از محسن لنگرنشین منتشر شده او از فشار، تهدید و شکنجه برای اعتراف اجباری و خلاف واقع علیه خود و پروندهسازی نهادهای امنیتی میگوید.
من برای ایرانی مبارزه میکنم، که نه فقط آزاد و دموکراتیک، بلکه آباد و مرفه هم باشد. کشوری که برای شهروندانش افزون بر حقوق بشر، رشد اقتصادی به ارمغان آورد و برای جهان، افزون بر صلح، فرصتهای سرمایهگذاری ایجاد کند.
چهارشنبه از پروژه شکوفایی ایران (IPP) رونمایی خواهیم کرد: نقشه راهی برای بازگرداندن رفاه اقتصادی.
اونور آب یه نیروگاه هستهای هست که ۲۵٪ از نیاز برق امارات رو تامین میکنه.
تو یه دهه ۳۰ میلیارد دلار دادن یه شرکت کره ای براشون ساخته.
یعنی با اون ۷ میلیارد بدهی کره به ایران میشد دقیقا یکی از چهار واحد این نیروگاه بزرگ اتمی رو ساخت و از خود بندرعباس تا نظنز رو چراغونی کرد.