🇮🇷ph.D philosophy-Economy
«محقق حکمت و اقتصاد» گر حفظ مراتب نکنی زندیقی - آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد - در جهان مدرن قدرت حق است. ادب و اخلاق شرط گفتگو
💠کل #دین و #اخلاق امیرالمومنین علی اعلی عليه السلام: أنْ تُحِبَّ للنّاسِ ما تُحِبُّ لنَفْسِكَ ، و تَكْرَهَ لَهُم ما تَكْرَهُ لَها!
آنچه بر خود مى پسندى براى مردم نيز بپسند و آنچه براى خود نمی پسندى براى آنها نيز نپسند...
اسرار اقتصاد ایران، چونان آیینهای پیش چشم اهل نظر گشوده شد و راههای نجات آشکار گردید. دریغا که ارادهای حتی در موارد اجماع کارشناسی هم نیست؛ واجب کفایی بود بر دوش اهل معرفت؛ که به حدِّ کفایت ادا شد «إِنَّ اللَّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم».
طبق گزارش ChainAlysis حجم خروج سرمایه از طریق داراییهای رمزینه (تتر، بیتکوین و ...) در ایران سالانه به بیش از ۴ میلیارد دلار میرسد.
اینها بخشی از ارزهای صادرات غیرنفتی هستند که با عدم ایفای پیمانسپاری به چرخۀ رسمی برنگشته و تبعات سنگینی بر اقتصاد و معیشت مردم برجای میگذارند.
با #یارانه یک میلیون تومانی چه بلایی سر مردم می آوردند به روایت آمار.
مبلغ 2،396،250 تومان به هزینه های مصرفی حداقل نیاز روزانه هر ایرانی(2100 کالری) در ماه اضافه می کنند در مقابل یک میلیون تومان #یارانه پرداخت می کنند. ضمنا این لحظه شروع طرح خواهد بود. تورم بعدی را لحاظ نکردیم
اسرار اقتصاد ایران، چونان آیینهای پیش چشم اهل نظر گشوده شد و راههای نجات آشکار گردید. دریغا که ارادهای حتی در موارد اجماع کارشناسی هم نیست؛ واجب کفایی بود بر دوش اهل معرفت؛ که به حدِّ کفایت ادا شد «إِنَّ اللَّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِم».
@seyedmosavi4 https://t.co/UM4YctwdiT طرحهای ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات ایران پیمایشی با عنوان «موج چهارم پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان»
صهیونیست آرژانتینی (خاویر میلی) میدونه که برای کنترل تورم حدودی از هدفگذاری ارزی رو باید حفظ کنه. کلی هم برای نگهداشتن نرخ ارزی که در سقف کریدور بسته میشه هزینه داده و پاچهخواری و مداخله کرده تا بتونه نرخ ارز رو کنترل کنه.
اما این کریدور جوابگو نیست براشون....
@Rajanews_ir عامل این وضعیت سیاست های اقتصادی است که چپ و راست حمایت می کنند از اصولگرا تا اصلاحطلب...
سیاست هایی که سفره مردم را خالی کرد و نیمی از جمعیت کشور را زیر خط فقر برد...
کاش مردم می دانستند پشت صحنه ابن وضعیت نه این مامور بلکه شیک پوشان سیاستگذار هستند...
چرا افزایش نرخ ارز، عامل افزایش نقدینگی است؟
با تبدیل نرخ ۲۸۵۰۰ به بازار آزاد قاچاق، هزینۀ واردات ۴ برابر میشود؛ مثلا برای واردات محمولۀ ۶۰ هزار تنی ذرت، نقدینگی مورد نیاز از ۵۸۱ به ۲۶۴۴ میلیارد تومان افزایش خواهد یافت که بانکها باید با افزایش تسهیلات (نقدینگی) آنرا تامین کنند.
واقعا ادبیات دولت حول تک نرخی کردن ارز میچرخه و من حسرت این میخورم که ما اینقدر از قضیه پرتیم که هنوز نفهمیدیم چرا چند نرخ ایجاد میشه. وقتی علت رو فقط رانت معرفی کنی توی علاج هم به اشتباه میوفتی!
مصاحبه بیست و چهارم #گفتمان_اقتصاد_ملی
دکتر یزدی زاده: دولت با سیاست های اقتصادی به دنبال آشوب در کشور است!
جریان غارتگر منابع ملی در حال #فریب_مردم هستند! مردم باید #آگاه شوند...
مصاحبه بیست و سوم #گفتمان_اقتصاد_ملی
سید جواد حسینیان: چرا کارشناسان اقتصادی در ایران فهمی از مسائل اجرایی و ساختاری اقتصاد ایران ندارند؟ چرا رفع اختلافات نظری و تئوریک در رشته اقتصاد، تاثیری در مسائل اقتصاد کشور ندارد؟!
« 14 دلیل برای کنار گذاشتن امثال #رائفی_پور »
1-همین ابتدا عرض کنیم که نقد امثال رائفی پور و بسیاری دیگر که تحصیلات تخصصی ندارند به منزله وزن دادن به آنها نیست، اما چون در فضای رسانه ای نظرات الیگارشی حاکم بر اقتصاد ایران را تبلیغ و برجسته می کند مجبوریم آن نظرات را نقد کنیم، وگرنه بر هیچ کس پوشیده نیست که امثال رائفی پورها هیچ تحصیلات رسمی تخصصی ندارند! اما به جهت رهایی فضای رسانه ای به راحتی نظرات غلط را پمپاژ می کنند، البته این پدیده مختص به ایران نیست، پوپولیسم دیجیتال پدیده ای که افراد بدون تخصص یا اعتبار علمی، با استفاده از سخنرانیهای جذاب، حضور در فضای مجازی و جمعآوری طرفداران، شروع به اظهارنظر در حوزههای مختلف میکنند، یک مشکل جهانی است و نه صرفاً محدود به ایران یا افراد خاصی مانند رائفیپور نیست. این مسئله ریشه در تحولات دیجیتال، روانشناسی اجتماعی و ساختار پلتفرمهای رسانهای دارد و میتوان آن را از منظر جامعهشناسی، روانشناسی و مطالعات رسانه به صورت دقیق تحت عنوان «پوپولیسم دیجیتال» یا «اینفلوئنسرهای بدون اعتبار» نقد کرد.
2-به طور کلی پلتفرمهای بزرگ اجتماعی و مدل کد نویسی الگوریتمهایی دارند که محتوای احساسی، سادهساز، جنجالی و پرتعارض را در اولویت قرار میدهند، چون این نوع محتوا بیشترین تعامل (لایک، کامنت، شیر) را ایجاد میکند. افراد بدون تخصص با استفاده از تکنیکهای زیر مخاطب جذب میکنند: زبان عامهپسند و حمله مداوم به «نخبگان»، «کارشناسان رسمی» و «دانشگاهیها» با برچسبهایی مثل فاسد، وابسته، کمونیست، ارائه راهحلهای به ظاهر ساده و قاطع برای مسائل بسیار پیچیده، گسترش اطلاعات غلط و گمراهکننده، خلاصه تحقیقات گسترده نشان میدهد که محتوای بدون پشتوانه علمی در شبکههای اجتماعی به سرعت وایرال میشود و میتواند تصمیمگیریهای فردی و جمعی را به شدت مختل کند.
3- اثر دانینگ–کروگر باعث میشود افراد کمدانش اعتمادبهنفس بسیار بالایی داشته باشند و خود را متخصص جلوه دهند. این پدیده تخصص نمایشی ایجاد میکند؛ یعنی کسی که دیروز در مورد فوتبال و فراماسونری و کابالا و...نظر میداد، امروز اقتصاد کلان و فردا پزشکی هستهای و روابط بین الملل را توضیح میدهد. تأثیر سیاسی و اقتصادی منفی راهحلهای پوپولیستی و سادهانگارانه میتوانند افکار عمومی را به سمت سیاستهای نادرست و حتی خطرناک سوق دهند، بهویژه در زمان بحران. این افراد هیچ سابقه اجرایی یا نتیجه قابل اندازهگیری در حوزهای که دربارهاش صحبت میکنند ندارند.
4-علیاکبر رائفیپور، به عنوان یک سخنران عمومی بدون تحصیلات آکادمیک رسمی در رشته اقتصاد (تحصیلات وی حسابداری از دانشگاه پیام نور بوده)، اغلب دیدگاههایی را در مسائل اقتصادی ایران مطرح میکند که فاقد عمق تحلیلی و پایه ای است. رائفی پور به "دلارزدایی" حمله میکند بدون ارجاع به تأثیر رژیم ارزی شناور و فشار هزینه سنگین آن بر کل ساختار ریالی اقتصاد ایران. این عدم تخصص، وی را به سمت تحلیلهای سطحی سوق میدهد.
5- رائفی پور هیچ تسلطی بر آمار اقتصادی ایران ندارند هرچند بر ساختارهای کلی تسلط نسبی کمی دارد. برای نمونه، در بحث سهم بخشهای مختلف از مصرف انرژی، وی آمار دقیق ارائه نمیدهد؛ یا در مورد مصارف ارزی آماری نمی دهد، حتی در مورد بازیگران عرضه کننده ارز هم نظری نمی دهد. وی به کماظهاری یا بیشاظهاری اشاره نمیکند.
6-رائفی پور فهم سطحی از نقدینگی و عوامل تورم تحت تأثیر دیدگاههای الیگارشیک، نقدینگی را عامل اصلی تورم میداند، اما در پاسخ به چرایی افزایش نقدینگی (رشد بیش از 40% سالانه)، آن را به کسری بودجه دولت نسبت میدهد و راهکار را آزادسازی قیمت انرژی میخواند. در حالیکه سهم کسری بودجه دولت در آمارهای بانک مرکزی موجود است، دولت ایران جز کوچک ترین دولت ها است و سهمش از کل اقتصاد به زیر 12 درصد رسیده! یا در مورد درآمدزایی از طریق جهانی کردن انرژی اساساً درکی از تبعات آن ندارد. این دیدگاه سادهساز تفکیکی بین سهم عوامل مختلف تورم قائل نیست؛ مطالعات نشان میدهد تورم در ایران ترکیبی از تقاضا-کششی (از نقدینگی ناشی از تسهیلات غیرشفاف بانکهای خصوصی و دولتی) و هزینه-فشاری است که از طریق نرخ ارز بر کل اقتصاد وارد می شود، جایی که واردات گران و سیاستهای جهانیسازی از 1386 فشار هزینهای ایجاد کردهاند. نقدینگی تنها 20 درصد از تورم را توضیح میدهد، در حالی که شوکهای ارزی و انرژی 50-60% سهم دارند.
7-رائفیپور یارانه را صرفاً اختلاف قیمت داخلی و خارجی میداند، اما فاقد درک از تعریف اقتصادی آن (اختلاف هزینه تولید و درآمد فروش) است. عدالت را سادهانگارانه تفسیر میکند و راهکار را سهمیهبندی (کارت انرژی) با امکان خریدوفروش میداند. اما وی اشاره نمیکند که سهم 70 درصد بخش خانگی از کل مصرف انرژی کمتر از 10% است. بنابراین تمرکز بر خانگی ناکارآمد است. این رویکرد ریسک بازار سیاه و تورم زنجیرهای را ایجاد میکند.
8-رائفی پور موضعی در مورد صنایع بالادستی و پاییندستی (مانند پتروشیمی و فولاد) ندارد، که هزینههای ریالی دارند اما فروش دلاری. این رانتها (معافیتهای مالیاتی 98% برای شرکتهای بزرگ) یعنی کمتر از 6 درصد مالیات پرداخت می کنند و بیش از 80 درصد مالیات کشور بر دوش طبقه متوسط و ضعیف است که نابرابری را افزایش میدهد. وی اساساً درکی از رانت های کلان شرکت های خصولتی ندارد.
9-رائفی پور قیمت دلار را با تقسیم بر نقدینگی محاسبه میکند، بنابراین افزایش 10 برابری نقدینگی را عامل افزایش مشابه دلار میداند، بدون توجه به ذینفعان ارزی (مانند صادرکنندگان). این دیدگاه با مدل تراز پرداختها ناسازگار است، که تحریمها و جریان سرمایه را عوامل کلیدی میداند.
10- رائفی پور فساد ارز ترجیحی را برجسته میکند، جایی که آرد به بیسکویت تبدیل و صادر یا قاچاق میشود. اما اصل چندنرخی بودن ارز (به دلیل سیاستهای غلط) را نادیده میگیرد؛ یعنی هیچگاه نمی گوید اساساً چرا باید نرخ ارز رها باشد که دولت مجبور شود ارز ترجیحی برای سفره مردم تعیین کند؟! چرا در شرایط تحریم باید به تمام تقاضاهای کاذب که در همه کشورها در شرایط عادی هم ممنوع است پاسخ داده شود؟! او به دلیل نگاه سطحی علی رغم اصابت ارز ترجیحی بر سفره مردم، بخش فساد آن را بزرگنمایی می کند تا سفره مردم را با ارز قاچاق گره بزند.
11-طرح وان طرح وان (سهمیهبندی انرژی با کارت قابل معامله) ایده جلیلی است که رائفی پور هم آن را تکرار می کند! هزینه اداری بالا (5% بودجه)، ریسک بازار سیاه، و تورم زنجیرهای، شکست در کیش و ده ها دلیل دیگر که نشاندهنده ناکارآمدی این ایده است؛ در شرایط معیشتی فعلی (تورم 40%+، فقر 30%)، این طرح میتواند اغتشاش ایجاد کند.
12-رائفیپور پیشنهاد میکند بنزین را به افراد بر اساس نیاز بدهند تا خودشان مدیریت کنند، و میگوید یارانه فعلی قاچاق را تشدید کرده اما نمی گوید قاچاق از جایگاه ها است یا شرکت ها؟! او عوامانه می گوید افزایش قیمت قاچاق را صرفهناپذیر میکند. اما تبعات این افزایش را نمی داند! و مدام این ایده شبیه کوپن الکترونیکی را فریاد می زند! شوک قیمتی، تورم زنجیرهای، 8 میلیون راننده اسنپ و... ده ها عامل دیگر را نمی بیند!
13- رائفی پور در مورد ده ها مسئله اقتصادی که تمام کارشناسان در غلط بودن آن اشتراک نظر دارند سکوت می کند همچون، ضرورت کنار پیمان سپاری ارزی، ابعاد عظیم قاچاق کالا از مبادی رسمی، پدیده فرار سرمایه و خروج سالانه دهها میلیارد دلار دارایی از کشور، فقدان شفافیت و حسابرسی مستقل از شرکتهای خصولتی و شبهدولتی بزرگ، معافیتهای گسترده مالیاتی (بهویژه معافیتهای ماده ۱۴۱ و ۱۳۲سابق قانون مالیاتهای مستقیم)، پیامدهای منفی نظام بانکداری خصوصیِ بدون نظارت مؤثر و خلق نقدینگی بیضابطه، حجم ۱۵۰ میلیارد دلاری یارانههای پنهان انرژی و روشهای نادرست محاسبه یا نحوه محاسبه شدت انرژی، انحصار زمین و املاک در اختیار نهادها و اثر آن بر جهش قیمت مسکن، بنگاهداری گسترده بانکها و تملک صدها هزار میلیارد تومان دارایی غیرمنقول (املاک مازاد) که نقض ماده ۳۴ قانون پولی و بانکی کشور و...
14-در پایان رائفیپور و امثال او (مثل برخی سخنرانان تلویزیون یا شبکههای اجتماعی که بدون تحصیلات و پژوهش، نظرات قاطع اقتصادی میدهند) اساساً «عوامفریب حرفهای» هستند که از خلأ اعتماد عمومی به کارشناسان رسمی و پیچیدگی مسائل اقتصادی ایران سوءاستفاده میکنند و راهحلهای به ظاهر «شجاعانه» اما در واقع سادهانگارانه و خطرناک ارائه میدهند.در یک کلام: او یک بلاگر–سخنران پوپولیست است. با تاکید مجدد این نکته که امثال ایشان هیچ نظر اقتصادی ولو سطحی هم ندارند بلکه صرفاً نظرات دیگران را به صورت ناقص تکرار می کنند.
۲/۳ برابر شدن قیمت دلار ظرف مدت یک و نیم سال از فعالیت دولت پزشکیان طی ۳ دوره متوالی نشان می دهد که بی ارزش سازی ریال (همراه با سرکوب دستمزدها) سیاست اصلی اقتصادی دولت برای اداره مملکت و پر کردن جیب الیگارش ها و طفیلی های وابسته با اخذ مالیات تورمی از جیب مردم است.
در پی اظهارات وزیر محترم اقتصاد درخصوص غلط بودن آمار اعلامی از میزان ارزهای برنگشته به چرخۀ رسمی کشور، در همین خصوص و جهت تنویر افکار عمومی و شفافیت اطلاعات، طرح سوالی در سامانۀ مجلس ثبت گردید و منتظر پاسخ رسمی ایشان هستیم!