حمله با موتر به گروهی از دختران در کابل
تهدیدها علیه زنان در افغانستان از مرحله صدور فرمان و محدودیت و زندان فراتر رفته و چنان شدید است که نظیر آن را در هیچ جای جهان نمیتوان یافت.
اگر این رویداد در جای به غیر از افغانستان رخ میداد جهان را تکان میداد.
زنان خاورمیانه همه معادلات را تغییر خواهند داد! زنان ایران، افغانستان، سوریه و عراق و ترکیه؛ شکل و شیوه مبارزه پایدار و مداومشان، گام های اندک روبه جلو اما همیشگی، به آرامی برابری جنسیتی را محقق خواهد کرد.
مهم ترین ویژگی ما زنان، خستگی ناپذیری در اوج محدودیت هاست✌️
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلالؤ آفتاب را میبینیم
زیر بوتهای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع میشود
شمس لنگرودی
این جنگ تا الان حدود ۲۰ میلیاد دلار برای ترامپ هزینه داشته. قرار هست ترامپ درخواست ۵۰ میلیارد دلار بودجه اضافی رو از کنگره بده که احتمالا با مخالفت شدید دموکرات ها مواجه میشه.
فقط سه تا جنگنده F15 توسط “آتش خودی” در کویت ساقط شد؛ ۳۰۰ میلیون دلار خسارت به پنتاگون وارد کرد.
۸۴ سال پیش در یک روز معمولیِ اواخر ماه مارس، ویرجینیا وولف جیبهای خود را سنگْ سنگْ پر کرد، به رودخانه رفت و سنگین از سنگهایی که همه عمر حمل کرده بود خود را در اعماق غرق کرد.
به نظرم روش #خودکشی او خود بهتنهایی تعریف امرِ خودکشی است.
کاش سنگ روی سنگهای آدمها نگذاریم.
حقیر آنها هستند که #فرشته_حسینی را با یک پرانتز «سکینه» حسینی مینویسند که به زعم خود، تحقیرش کرده باشند! خاک بر سر زنستیز تان. زن در سینما همیشه نماد وطن بوده، نام ها پایتخت این وطن هستند، هر وطنی حق داره پایتختش رو عوض کند و همچنان وطن بماند.
#نه_به_نژادپرستی
سارا اگر ایرانی بود، امروز صدایش در هر کوی و برزنی طنین میانداخت؛ رسانهها و شبکههای اجتماعی بیوقفه فریادش را به گوش جهان میرساندند. اما افسوس که او مهاجر افغانستانی است!
وطنداران عزیز صدای سارا باشید، او به غیر از ما کسی را ندارد!
#نه_به_نژادپرستی
در این روزهای پرآشوب و سراسر دلهره برای افغانستانیهای ساکن ایران، گفتوگوی خدیجه عباسی با بهروز آفاق در وبسایت آسو را کلمه به کلمه خواندم و خط به خط حس کردم. این گفتگو حدودا سه ماه پیش انجام شده است.
او از تجربهی زندگیاش بهعنوان مهاجر در ایران، بازگشت اجباری به افغانستان در سال ۲۰۰۴ و سپس مهاجرت به لندن و ادامه تحصیل در رشتههای علوم اجتماعی و انسانشناسی سخن میگوید.
این روایت شباهتهایی با زندگی من دارد که چند سال در ایران زندگی کردهام، خانوادهام پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی افغانستان در 2004 به کابل برگشتند، بعد از چند سال زندگی در افغانستان، به آمریکا آمدم.
دکتر عباسی از تجربههای تبعیضآمیز در ایران سخن میگوید، از جمله محدودیتهای تحصیلی، محرومیت از حقوق شهروندی و برخوردهای تحقیرآمیز به دلیل هویت افغانی. با وجود سختیها، او معتقد است تجربهی زندگی در ایران به او مهارتها و اعتمادبهنفسی داد که در افغانستان و اروپا به کارش آمد. او به تأثیر مثبت فرهنگ ایران بر نسل مهاجران، بهویژه زنان، اشاره میکند که با اعتمادبهنفس بیشتری در جوامع مردسالار فعالیت میکنند. او از رفتن به لندن برای تحصیل گفته تا پایان رساندن دکترا در ژنو با تمرکز بر تجربهی مهاجران هزاره و شکلگیری هویت فراملی آنها.
خدیجه عباسی از هویت ترکیبی خود ایرانی، افغانستانی و بریتانیایی صحبت میکند و میگوید هویت نسل او نه به یک مکان جغرافیایی، بلکه به تجربهی مشترک مهاجرت، طرد شدن و تبعیض گره خورده است.
این گفتگوی زیبا و عمیق تجربههای مشترکی از طرد، هویتسازی و تلاش برای یافتن جایگاه در جهانی پراکنده را حداقل برای من که تجربه زیست در چند سرزمین را داشتهام، بازتاب میدهد. خواندنش خالی از لطف نیست.
https://t.co/A2iuhlePK9