سالها پیش که هنوز سرم سودایی بود و از هیچ تجربهای فرو نمیگذاشتم، طرح روی جلدی برای آلبوم آقای علیزاده زدم که بسیار خوشش آمد. اکنون، گرچه بهنظرم کودکانه است، اما هنوز سادگیاش را دوست دارم.
چرا همهی شعفها، نزدیکشان که میشوی، به سرابی بیشتر نمیماند؟
چرا چیزها، بهمحض توجه، یکییکی چیزیّت خود را از دست میدهند؟
چرا جهان در شرجی دم صبح بندر آهنفروشان، متوقف مانده است؟
در میانهی سفر، دلتنگ دیار میشود و به یاد وطن خویش میسراید که:
«ای باد عصر! اگر گذری بر دیار بلخ
بگذر به خانهی من و آنجای جوی حال
بنگر که چون شدهست، پس از من، دیار من
با او چه کرد دهر جفاجوی بدفعال»
به این کتاب سفرنامه ناصرخسرو هم کمتوجهی میکنید. واقعاً بذارید توی دستهٔ کتابهایی که باید بخونید. اطلاعات فوقالعادهای از معماری بناها، آداب، افراد سرشناس و ... شهرها و کشورهای اون دوره میده.
زبان کتاب هم سخت نیست.
به کوشش ذبیحالله صفا رو میتونید بگیرید.
اما پیشنهاد من:
مدتیست آنچه در سکوت و سکون نصیبم میشود، آنقدر دوستداشتنی و وسوسهانگیزست که بابت همهی عمر رفته در میان جمعیت و هیاهو، خود را نمیبخشم؛ چنانکه فرموده:
«از بس که شعر گفتن، شد مبتذل در این عصر
لب بستن است اکنون، مضمون تازه بستن.»
اما رشید طاها شکل مدرنی از یک قطعهی سنتی را ارائه داده است؛ اصل ترانه در سال ۱۹۷۳ توسط خواننده و نوازندهی مشهور الجزایر، دحمان الحرّاشی، با شعری کاملتر و عمیقتر، که مضمون آنهم شکایت از جور گردون است، اجرا شده:
https://t.co/5ipIHEwTPM
«یا الریاح» (ای مسافر) مشهورترین اثر رشید طاها، خوانندهی فقید الجزایریــفرانسوی، روایتی از استیصال و خستگی و فروماندگی دایاسپورای الجزایر پس از استعمار فرانسه است. او که صدای شورش و اعتراض مهاجرانی سرگردان بین وطن و تاریخ و جغرافیا بود، در ۵۹ سالگی مرد.
https://t.co/8mp4Iis2Uk
در تکرار مشهور این ترانه میگوید:
(یا الرّیاح وین مسافر تروح تعيَ وتولّي
آشـحال ندمو العباد الغفلین قبلچ وقبلي)
ای مسافر! سفر به کجا؟ خسته میشوی و برمیگردی
چه آدمهای غافلی که پیش از من و تو، رفتند وگ پشیمان شدند و برگشتند.
خودش دوباره زنگ زد ۱۱۰، سفارش خودش را کنسل کرد. گفت موضوع خانوادگی بود ختم به خیر شد.
رفتم نشستم کنارش توی ماشین.
عکسی به من داد و گفت پس بدهم به دختر. به او گفتم برو زن بگیر. یکی بگیر که سرگردانت نکند. سراغش را از آدمها نگیری. گفتم من اگر جای تو بودم، هزاربار دیگر عاشق میشدم.