دل و دماغ ندارم عید رو جشن بگیرم وقتی خانوادهام و بهترین دوستام زیر بمبارونان.
ولی نمیشه هم همینطوری نشست خونه.
با این که سیگار و الکل و همهچیز رو گذاشتم کنار ولی امشب میرم بار خیلی آروم پیرمردی، یه سیگار برگ میکشم و مشروب میخورم و برمیگردم خونه پیش دوستدخترم.
راستش فکر میکنم سقوط جمهوری اسلامی رو نخواهم دید، عمرم احتمالا قد نخواهد داد.
خیلی ناراحتکنندهست فکر کردن بهش.
ولی انگار واقعیته.
کیر به تمام دنیا و بیشتر از همه به آخوند بره.
شاید باورتون نشه اما یه سری هم منتظرن تهش نشه که بدون بیان بگن دیدین؟ دیدین جنگ خوب نبود؟
اینا حقیرترین آدمایی هستن که تو زندگیتون میتونید ببینید. حقیرتر از بسیجی.