@A1ireza_Asadi@MaryamMohtadi همین ۲
و خیلی شگفتانگیزه که بعد از این همه سال، این آموزشها و این مدل تاثیری که گذاشتی کاملا درونی شده و برای من تبدیل شده به آگاهی.
از چگونگی ساخت و حفظ روتین گرفته تا تغذیه تا آگاهی نسبت به بدن...
خیلی کار درستی مربی👌👌
آقا ولی «رادیو هفت» عجب برنامهی محشری بود.
یازده تا دوازده شب یه برنامهی فرهنگی و آرامشبخش میدیدی که هر شب یه موضوع خاص داشت و توش کلی آهنگ پخش میکردند و راجع به موضوعات مختلف حرف میزدند.
بهترین چیزی که میتونستی اون ساعت از شب ببینی تا آروم بخوابی.
توی شهر کوچیکی که من به دنیا اومدم، کانون عین یه فضای جادویی بود.تابستونا پناه ما بود و هنوز هم اون میز و صندلیهای رنگی، اون قفسههای شیبدار کتابها و حتی بویی که داشت رو یادمه.اصلا معماریش منحصر به فرد بود و الان میفهمم چرا برامون کنجکاوی برانگیز بوده.
یه وقتی کانون همین فضا رو کنار مدرسه برای همه فراهم میکرد. پدرم و همنسلهاش در محلهی نازیآباد بعد ساعت مدرسه میرفتن کانون و مربیهایی که بعدها ستونهای فرهنگ این مملکت شدند به بچههایی درس میدادند که والدینشون حتا سواد نداشتند. درود بر لیلی امیرارجمند و شیروانلو و فرح دیبا
من اهمیت این موضوع رو توی استمرار، خیلی خوب میدونم.
اونایی که مثل من با مریم آنلاین یوگا کرده باشن، میدونن این زن چطور حتی از پشت مانیتور، عین عقاب، حواسش به تکتک حرکاتمون بود و نمیذاشت به خودمون آسیب بزنیم.
در مواجهه با مربیها و افراد متخصص باسابقه در حوزهی بدن افراد معمولا نمیدونن هزینهی بیشتری که برای اون نیروی متخصص میدن بابت خدمات دریافتی نیست. بخش مهمترش بابت اتفاقهاییه که نمیافته. آسیبهایی که نمیبینی و خطاهایی که پیش نمیاد. وگرنه محتوای آموزشی استاندارد ثابته و فقط ممکنه به روشهای مختلف ارائه بشه. افراد پول پیشگیری رو بیشتر میدن تا پیشرفت. بخش پیشگیری به نظرم از پیشرفت مهمتره، چون امکان کار مستمر رو میده و حتی با سرعت کند استمرار تمرین برای بدن از شدتش مهمتره. هرچی دانش آناتومی و تجربهی مربیها در کار کردن با بدنهای مختلف بیشتر باشه، دانش ایمنی و پیشگیری بهتری هم پیدا میکنن.
راه تشخیصش برای تمرینکننده میتونه از مسیر دقت مربی به مسیر انجام حرکات و فرم تمرینها و ارگونومی بدن باشه، تا نتیجهگرایی و شکل نهایی. اصلاح حرکتی به موقع و اصولی از نشونههای کار حرفهایه.
اصلا و ابدا وظیفهی قربانی/قربانیان آگاهیبخشی و پیشگیری از تداوم آزار نیست. گذاشتن بار مسئولیت اخلاقی انسانی روی کسانی که آزار دیدهان برای روایت کردن غلطه. هر قربانی یا نجاتیافتهای که روایت میکنه «لطف» میکنه به دیگران ولی وظیفهای نداره. قربانیان زیادی ممکنه سالهای متمادی آمادگی صحبت کردن و روایت کردن و در معرض قضاوت قرار گرفتن رو نداشته باشن، انسانی و اخلاقی نیست و خارج از خواهرانگیه که مستقیم یا غیرمستقیم بار مسئولیت اخلاقی آگاهیبخشی و پیشگیری رو روی دوششون هم احساس کنن یا بابت سکوتشون شرمنده بشن. حمایت از راویان هر شکلی از آزار نباید تبدیل به سرکوفت یا حس ناکافی بودن به قربانیان خاموش بشه.