اینجوری واسه جیب مردم کیسه دوختن؛ وای به حال خصوصیها. دقیقاً داستان واردات ماشین چینیِ تخمی و بیکیفیته که آشغالهای ایرانخودرو و سایپا فروش بره. مرض و فساد و بیلیاقتی سرتاسر این مملکت رو قبضه کرده و یه راه بیشتر وجود ندارد:
نابودی جمهوری اسلامی.
پایان
چند وقت پیش بهخاطر درد دست فرزندم که توی فوتبال افتاده بود به بیمارستان مدنی کرج مراجعه کردیم. فضای بیمارستان دقیقاً مثل فیلم «قاعده بازی» بود؛ شلوغ و خر تو خر، معلوم نبود کی به کیه. یهو صدای داد و بیداد و فحش ناموسی هم بلند شد. خانومم و بچهم مثل بید میلرزیدن و من که چه 👇
میگفت:
سه هفتهست دستمون بند بیماری پدر شده!
سه بار بستریش کردیم،تا مرخص شد هیچ فرقی نکرده بود،انگار سر خونه اول بودیم!
با هزار پارتی از یه دکتر مشهور نوبت گرفتیم،ساعت ۱۱شب نوبتمون شد!
دکتر تا آزمایشهارو دید و یه نگاه به پدرم کرد، یه برگه داد و گفت همین الان ببرش فلان بیمارستان/۱
از چنگشون دربره. انگار واسه جیب خودش داشت تلاش میکرد، مرتیکه.
مارو ارجاع داد به قسمت صندوق اورژانس. اونجا هم یارو نه سلام و نه علیکی، درجا گفت کارت رو بده. ۲۵۰۰ کشید و گفت به سلامت.
واقعاً لیاقت مردم ما اینه؟
بوی لاشه سگ هم میداد، اینو یادم رفت بگم. تازه این دولتی بود👇
عمرمون توی مبارزه های فیک تموم شد،
.مهدی خان یراحی حالا که رسیده به دُمش شما هم دُمت زد بیرون؟
نه به جنگ ؟ آری به چی ؟ ناموسا آری به چی؟
دیگه حداقل تو نمیریدی به تصورمون
حیف و صد حیف که در جنگ با سیاهی کنارمون نموندین..
@yarrahimehdi
یه چند تا غلط املایی داره، اونم بهخاطر نوتِ گوشیه؛ مرتیکه خودش کلمات رو جایگزین میکنه. بقیهشو سعی کردم نگارش و هکسره و این اداهای توییتری رو رعایت کنم. توی مسیر کار و وسط هُل و لای بوی چص و سیر و انگولی توقع بیشتر نداشته باشین. نامردا، مگه من همینگویام؟ یا خرجمو میدین؟ 🤨
✍️دیروز به اصرار خانواده رفتم دندانپزشکی
(به معنای واقعی کلمه دندانپزشکی بودا. باورم نمیشد توی محلهی ما همچین مطبی باشه؛ شیک و مجهز و اعیونی، از این کلیپ اینستاگرامیها که ادای باکلاس بودن هم درمیارن شیکتر.)
نشستم تا منشی بیاد، یه دونه کتاب برداشتم مطالعه کنم،قطرش
۱)👇
✍️دیروز به اصرار خانواده رفتم دندانپزشکی
(به معنای واقعی کلمه دندانپزشکی بودا. باورم نمیشد توی محلهی ما همچین مطبی باشه؛ شیک و مجهز و اعیونی، از این کلیپ اینستاگرامیها که ادای باکلاس بودن هم درمیارن شیکتر.)
نشستم تا منشی بیاد، یه دونه کتاب برداشتم مطالعه کنم،قطرش
۱)👇
سه هفتهس از درد دندون نه خواب دارم نه خوراک. اینقدر عصبیم کرده که شدم مثلِ کارتقرمزیها. تخم ندارم توی این وضعیت حتی به این دندانپزشکهای تجربی مراجعه کنم. با من صحبت از مدارا و نهبهجنگ و از #دموکراسی_بگوز نگو لاشی.
تو من که با ۱۳٫۵ درمیاد؛ ترجیح میدم معتاد بشم ولی این پولو ندم. آماده کن، اومدم.
(این هم زاییدهی ذهن بیمار منه و در واقعیت اتفاق نیفتاده.اصلاً تأثیر نداره.به هیچ عنوان هم نه امتحان کنید نه سمتش برید که زندگی رو بدجوری میبازین.)
خلاصه که رفتم خونه و با یادگارهای دیماه
۱۶)👇