چهل سال پیش هر خانهی ایرانی
یک جایِ خالی داشت:
یک سرباز، که عاشقِ وطن بود.
امروز هر خانهی ایرانی یک جایِ خالی دارد:
یک #مهاجرِ دلتنگ،
صبور،
محترم،
عمیق،
پر از بغض
و عاشق.
عاشقِ ایران…
#ایران🤍🫂🕊️❤️🩹
بینهایت احساس امنیت میکنم،
چون
هیچچیزی ندارم که مواظبش باشم،
هیچچیزی ندارم که از کسی پنهان کنم،
و
هیچچیزی ندارم که از دست برود…
#ترانه#همذاتپنداری❤️🩹
چه بسیار زندگیها،
چه بسیار دوستیها،
و چه بسیار روزهایی
که در این بیت تجربه کردیم:
عِنان به دستِ فرومایگان مده زنهار
که در مصالحِ خود خرج میکنند تو را
#صائب
روایتهای احساسی تاریخی، ملتی را بر آن میدارد که روزی، بر گورِ یک شکستِ واقعی جشن پیروزی بگیرد،
و گاه، یک پیروزیِ جمعی را شکست فرض کند.
عجیب نیست روزیکه تاریخ با لایههای پنهانِ خود ما را شگفتزده کند که:
قهرمانهای روایتشده، ضدقهرمان بودهاند
و کودتاها، ضد کودتا!
پدیده
سیزدهم مرداد، سالروزِ درگذشتِ شیرکو بیکس است.
اگر میدانست که برای همیشه و در یکی از گرمترین روزهای تابستانِ داییجان ناپلئونی میرود، اینگونه امیدوار نمینوشت:
“تمامِ این تابستان را
صرف گردآوری کلمه خواهم کرد
که وقتی پاییز رسید،
طولانیترین قصیدهی عاشقانه را برایت بنویسم”