هر سری با یه پسری آشنا میشم بعد یه هفته یه ذره بیشتر میرم تو انزوا و بیشتر به این نتیجه میرسم که قراره باقی عمرم رو تنها زندگی کنم و نیازی به پارتنر ندارم. جدا پسرها ناامیدکنندهاند.
دوستان پزشک و دندانپزشک و کادر درمان میخوام یه شکایت قضایی از معاونت درمان دانشگاه شهید بهشتی انجام بدم، اگه تجربه ای از برخورد بد یا بی عدالتی از طرف کلیت مجموعه یا کارشناس ها دارید ممنون میشم به صورت کامنت یا دایرکت به اشتراک بذارید.
با تشکر
#ریت
تو محلمون دزدی زیاد شده ماشین ما رو خالی کردن هرکاری کردم ۱۱۰ جواب نداد بیخیال شدم، دیروز از پنجره دیدم ماشین یه خانومی و خالی کرده بودن پلیس اومد به پدرم گفتم برو مال ماهم گزارش بده پلیسه پریده بود به پدرم که مزاحم کار ما نشو به ما ربطی نداره
بعد یه ماه مخ زنی، رفتم تورنتو دختر خانم گل رو ببینم.
تو راه که دارم میرونم مسج داده که “آرش، چون آدمای مث تو دورشون شلوغه، فاصلمون هم زیاده، میترسم ببینمت بعد برام سخت شه.”
خب الان به این نتیجه رسیدی دختر خوب! آدمای مث تو یعنی چی!
البته اینارو نگفتم. گفتم احترام میذارم به نظرت و خلاص. ولی خوب شد با سه نفر دیگه تورنتو قرار داشتم وگرنه برای هیچی ۷ ساعت رونده بودم.