یه تناقض عجیبی پیش اومده تو زندگیم، کلیییی کار دارم که باید انجام بدم، از اونور حوصلم نمیگیره کاری انجام بدم و در کمال تعجب وقت هم ندارم و نمیدونم وقتم با چی داره پر میشه
چون تو سرکار هم درست حسابی دارم کار نمیکنم
باید یه هدف درست حسابی بذارم تو زندگیم
آقاا تو گفتی پروفایل تویتترت گربست ولی نبود، بخدا دنبالتم نگشتم یدفه ای اومد تایملاینم، اگه تو هم منو پیدا کردی نقطه بذار
قول میدم بازم در مورد شرکت توییت بزنم
احساس میکنم به یه مرحله ای رسیدم که دیگه دوست صمیمی ندارم، خیلی وقته حرفام فقط پیش خودمه، حتی دوست صمیمی چهار سالم الان داره میشه ۳ ماه که همو ندیدیم
نه اینکه وقت نشه همو ببینیم انگاری دلمون نمیخواد دیگه همو ببینیم