چیزی که تو محیط کار بشدت آزارم میده اینه که پایین همش به بگو و بخند و چای خوردنن،به من که میرسن فاز چسناله دارن.
بابا من که بارها گفتم تنهایی کار کردن تو این سکوتو به همه چی ترجیح میدم،دیگه این رفتارا واسه چیه!
دیروز یکی از همکارام پرسید:کنکور ارشد ثبت نام کردی؟
گفتم من ارشدمو گرفتم و بله امروز ۲تیرماه ۱۴۰۵,یکسال از جلسه ی دفاعم میگذره،روز پر از خاطره، استرس و زیبایی...
آدمایی که تو جلسه همراهم بودن یا فورا بعد از تموم شدنش زنگ زدند و تا شب به یادم بودنو تا همیشه یادم میمونه🥲🫂😍
بعد از نمیدونم چندماه برگشتم...
این مدت کلی حرف از تو مغزم میگذشت که دلم میخواس اینجا بنویسمش...
بهار اومد و اینجا ثبتش نکردم مثل بقیه ی سالا...
و فهمی��م فضای مجازی جای خوبی برای ثبت یادگاری نیس،وفا نداره،موندگار نیس...😁
اولین توییت چارصدوپنجم مبارک
۱۲خرداد۱۴۰۵
به این ۴سالی که اکثر وقتا دوشیفت کار میکردم فک میکنم،به مهم ترین دلیلم برا کار کردن،به اینکه همیشه با حداقل دستمزد کارکردم،به اینکه آیا میتونم در زندگیم انسان قدرشناسی باشم؟
و به اینکه آیا انسانها میتونند والدین خودشون رو ببخشند بابت تولد و...
زندگیمون شده فکر
فکر
فکر...