«من شهامت تو را در خندهی تو میدیدم. عشقی آنچنان قدرتمند به زندگی که حتی خود زندگی هم نمیتوانست آن را به سوی تاریکی سوق دهد.»
فراتر از بودن، کریستین بوبن
|به یاد #مادرم، به یاد زیباترین زن جهان|
دوباره مثل تمام اون شبهایی که تو جنگ چهلروزه تهرانو میزد و من هر شب، دمصبح و ظهر با لرزش خونه، صدای انفجار و دیدن دودغلیظ نگران هموطنهام و شهرم، هرچی دعا بلد بودمو میخوندم، شدم… همونطور بهتزده و مضطربو پر از ترس…
لحظاتی قبل مناطق کنار #بیمارستان_بقایی۲ ( مخصوص بیماران سرطانی) در اهواز مورد حمله موشکی قرار گرفت. برخی بیماران و همراهان از وحشت صدا و لرزشهای شدید، از بیمارستان خارج شده واکنون تنها بیمارانی ماندهاند که بسیار بدحالند!
مدتیه نتونسته بودم اخبارو پیگیری کنم. الان متوجه شدم به جنوب کشور حمله شده،😔 امیدوارم خداوند مهربان حافظ جان و مال هموطنهای عزیزم در جنوب باشه. در هیاهوی جنگطلبهای نون به نرخ روز خور و آن یکی دسته که از هر حمله به ایران جیغ و کف میزنند، خدایا خودت مراقب این خاک عزیز باش.
شاید خیلی سطحی و مسخره بهنظر بیاد ولی رایحهی این عطری که جدید گرفتم واقعا روحمو تازه میکنه… تا به حال با رایحهی هیچ عطری این اتفاقو تجربه نکرده بودم،،، هی با خودم میگم وا یه عطر و اینهمه کمالات؟! 🙂
خیلی این شعرو دوست دارم،،، فکر کنم بیش از هزار بار با صدای بلند توی خونه در این چند سال گذشته برای خودم خوندمش!
خوانش خود آقای جعفری هم مثل همیشه عالیه…