یک نام دیگر در سکوت ربوده شد
و اکنون در بیخبری و نگرانی مطلق است.
سکوت نکنیم، صدایش باشیم.
#حسن_هاشیرا
حسن هاشیرا توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و ربوده شده است.
بیش از ده روز از زمان بازداشت او میگذرد و تاکنون هیچ اطلاع شفافی درباره وضعیت، محل نگهداری یا شرایط جسمی و روحی او منتشر نشده است.
خانواده و دوستانش در بیخبری کامل به سر میبرند.
این بیخبری، خود نوعی شکنجه است.
ناپدیدسازی اجباری فقط یک «بازداشت» نیست.
این خاموش کردن تدریجی یک انسان در تاریکی است.
هر روز سکوت، خطر را بیشتر میکند.
جهان بیدار شو.
سکوت = همدستی.
Another name taken into silence —
now lost in uncertainty and fear.
Do not stay silent. Be his voice.
#Hasan_Hashireh
Hasan Hashireh was abducted and arrested by Iran’s Intelligence forces.
More than ten days have passed, and there is still no transparent information about his condition, location, or well-being.
His family and friends are left in total uncertainty.
This enforced silence is itself a form of torture.
Enforced disappearance is not “detention.”
It is the gradual erasure of a human being in the dark.
Every day of silence increases the danger.
The world must wake up.
Silence = complicity.
#IranMassArrests
#IranMassacre
#StopExecutionsInIran
#میلاد_ارمون در خطر اعدامه.سه ساله که باوجود بیگناهی متهم به کشتن یک بسیجی در اعتراضات ۴۰۱ شده، تو رو خدا صداش باشید نذارید فراموش بشه، صدای میلاد باشیم.
#گلناز_نراقی، پزشک اورژانس ۳۷ ساله، از ۲۴ دیماه ۱۴۰۴ در تهران بازداشت شده و پس از دو هفته بیخبری، به بند زنان زندان قرچک منتقل شد. تاکنون هیچ اطلاعاتی درباره وضعیت و محل نگهداری او در دست نیست، صدای گلناز باشیم.
#میلاد_دیدار
۲۷ ساله دی ماه تو رشت دستگیر شده.
ازش اعتراف اجباری گرفتن تو صدا سیما و قراره اعدامش کنن.
جونش در خطره!!!
جونش در خطره!!!
صدای میلاد باشید.
صدای میلاد باشید.
دریافتی
از بهداد پیری بگو از ۱۸ ام تو تهران گرفتنش هیچی خبری ازش نیست خانوادشو تهدید کردن هیچ کاری نتونستن واسش انجام بدن صداش باش قبل از این که دیر بشه
#امیرعلی_فتحی
۱۸ ساله از میانه — در یک شهر کوچیک بازداشت شده و چون خبرش کمتر پخش شده، توجه زیادی به وضعیتش نشده. گزارشها میگن تحت فشار شدید روحی و جسمی قرار داره و هنوز آزاد نشده.
نگذاریم اسمش فراموش بشه. لطفاً منتشر کنید و 🔴🔴🔴کمک کنید دیده بشه.
#امیرعلی_فتحی#AmirAliFathi
داستان رشادت جاویدنام #علیرضا_صیدی که از سوی خانوادهش ارسال شده:
گلولهای که از سمت تکتیراندازهای مستقر در فرمانداری قلعهحسنخان شلیک شد، به شکم علیرضا صیدی اصابت کرد و با شدت از بدنش عبور کرد.
علیرضا با وجود جراحت شدید، خودش رو از روی زمین بلند کرد.
دو جوان دیگه که در محل حضور داشتن، برای اینکه هدف تیراندازی مجدد قرار نگیره اونو برداشتن و به خانهی زنی ناشناس بردن؛ شیرزنی که درب خونهش رو به روی مجروحان باز گذاشته بود.
اون زن وقتی دید علیرضا تیر خورده، دوتا پتو براش آورد.
علیرضا به حدی ناتوان بود که حتی نمیتونست دستش رو حرکت بده تا رمز تلفن همراهش را وارد کنه!
اون خانم ازش شماره گرفت و خودش با پدر علیرضا تماس گرفت و برای جلوگیری از نگرانی خانواده گفت که علیرضا ساچمه خورده و بهتره فوری برای بردنش اقدام کنن.
پدرش هم با خواهر علیرضا تماس گرفت و اومدن پیداش کردن و از شدت ترس به خانه بردند.
بدلیل کوچیک بودن محل ورود گلوله، همگی تصور میکردن واقعا ساچمه خورده؛ بدون اینکه بدونن گلوله از بدنش عبور کرده و در بدنش باقی نمونده.
ساعاتی بعد خواهر علیرضا که دانشجوی پرستاریه، متوجه شد علیرضا داره هوشیاری خودشو از دست میده!
هنگام تلاش برای احیاش، دید خون از دو سمت بدنش داره بشدت فوران میکنه.
با اضطراب، ترس و خونریزی شدید علیرضا رو با زحمت بسمت بیمارستان نور شهریار منتقل کردن اما تو مسیر، در آغوش خواهر بزرگتر و خواهر کوچکش، آخرین نفسهای خودش رو کشید.
صبح روز بعد، هنگامی که خانواده به تهران رسیدن، پیکر علیرضا تو سردخونه نبود.
دو روز تمام، خانواده و نزدیکان در کهریزک به دنبال جسدش گشتن؛ روزهایی آکنده از اضطراب و ناامیدی.
سرانجام پیکرش پیدا شد و با دشواری فراوان به شهر خودشون منتقلش کردن.
اونجا هم خانواده با تهدید نیروهای سپاه مواجه شدن و ازشون خواسته شد که مراسم خاکسپاری در سکوت و بصورت شبانه انجام بشه!
با وجود این فشارها، هنوز هم نگرانی از تعرض به مزارش وجود داره و بهمین دلیل، شبها تا صبح بر سر خاک علیرضا نگهبانی داده میشه؛ از بیم اینکه مبادا پیکر این نوجوان بیگناه مورد بیحرمتی قرار بگیره.
اون روزها، پدر و مادر علیرضا بدلیل مسائل کاری در تهران حضور نداشتن و تنها خواهرانش کنارش بودن.
این روایت سوزناک، داستان جانفدا شدن جاویدنام علیرضا صیدی، ۱۶ ساله، اهل تهران است؛ کشتهشده در هجدهم دیماه در قلعهحسنخان(تهران)
سلام، من فالووئر زیادی ندارم
ممنون میشم اسم این دخترم بگید بلکه یه خبری ازش بگیریم.
مبارز قهرمان #شکوفه_گشتی
روز دوم فراخوان بردنش و تا الان هیچ خبری نتونستیم ازش بگیریم
گفتن دنبالش نیاید!
#از_بازداشتیها_بگو