متوجه شدم من وقتی تو آینه نگاه میکنم خودمو نمیبینم فقط اجزای صورتمو میبینم. خودم همون یلدای هشت ساله اس با بیستو دو سال تجربهی بیشتر. با همون احساسات و بازیگوشی داشت از آینه نگام میکرد جای اینکه من نگاش کنم. مثل یه زندانی شاید:)) کاش زندانبان خوبی بودم.
@sadeghhedayat10 کاش جای دیگه مینوشتم 🥹
مرسی تو کلا بچهی خوبی هستی
یکم کله شقم
این باعث شده هنوز اینجارو ول نکنم :))
تو اگه جای دیگهای مینویسی من شخصیت غیر توییتریم خوندن دوست داره خیلی :)))
@Aida108A ازین مکالمه میخوای به چی برسی؟
دلیل کوتمو پرسیدی و من تلاش کردم بهت نشون بدم دلیلشو و حماقت طرفو.
مجاهد جماعت هم رابطهاشون با جا شبیه پلیس خوب و پلیس بده.
ترکها یه طنز زیرپوستی همراه با رک گویی توی حرف زدن شون شون دارن و کلا کلکل را دوست دارند.
پسرخاله مرحومم تبریزی بود. یه بار اومد دفترم، تعارف زدم که شب تشریف بیارید منزل یه نون و پنیری هست. گفت هر وقت ۳جور غذا درست کردین دعوتم کن.
اون موقع بهم بر خورد ولی بعدا ازش درس گرفتم.
👇
واقعا نمیدونم دیروز چرا به نظرم جعبهی کلاه بود. شاید چون یه ذره از جعبهی کفش بزرگتره ولی جعبهی کفش اینو نمیفهمه. شایدم چون شخصیت واقعیش برام شبیه یه کلاهبردار بود.