Attribuire l’ondata di proteste in Iran al semplice “carovita” è uno degli esempi più evidenti — e ormai meno sorprendenti — della superficialità strumentale che caratterizza il nostro tempo. Una scorciatoia narrativa che attraversa la stampa italiana e internazionale, ma che arriva a contaminare persino analisti, think tank e organi ufficiali. Non si tratta di un errore ingenuo: è una semplificazione deliberata. Le analisi approfondite, si sa, producono comprensione, costringono a confrontarsi con la realtà e permettono alle persone di costruirsi opinioni informate. Molto più comodo, invece, è offrire una spiegazione elementare, facilmente digeribile e ideologicamente funzionale.
Ridurre tutto all’economia serve proprio a questo: evitare di riconoscere la natura politica, sistemica ed esistenziale della rivolta iraniana. Se la protesta diventa una reazione al costo della vita, smette di essere una sfida al regime. Milioni di persone che rischiano la vita non per un sussidio, ma per rovesciare un sistema repressivo, vengono così ricondotte a una generica insoddisfazione materiale. È una narrazione che anestetizza il conflitto e ne neutralizza la portata storica.
Il mio pezzo su @in_oltre
Ali Khamenei, fearing the growing waves of this national uprising, has emerged from his hiding place to threaten the people of Iran.
Khamenei: we, the people of Iran, will pull you down from your teetering perch like Zahhak the despot and will free our beloved Iran from you and your regime.
To the military and law enforcement forces: do not tie your fate to the sinking ship of the Islamic Republic. Join the people and separate yourselves from this corrupt system. Your weapons are for defending the nation, not suppressing it. Those who fire bullets at the people should be certain that they will be identified and punished.
Fellow countrymen: do not abandon the streets; increase your presence. The world sees your resistance and bravery and supports you.
@a_libutti I soliti comunisti..
Quanto è triste leggere le racconte dei grandi giornali europei di ragione economica dietro le rivolte in Iran, ma la vera ragione è sempre politica!
Vivere sotto la dittatura della becera "repubblica" islamica è più che una vergogna..
Basta con i turbanti!
The Iranian people don’t lack courage, they lack leadership.
For 46 years, 90 million of them have been waiting for a leader to fight for them.
Someone who’s fearless, diplomatic & willing to meet the demands of the job.
I hope that person steps up!
16 هزار میلیارد تومان بودجۀ خدمات حوزه های "علمیه"!
⬅️ بودجهٔ فقط یک بخش از این حوزه های نئاندرتال اسلامی از بودجهٔ کل محیط زیست کشور بیشتره!!
ببینید مالیاتی که از جیب ما مردم پرداخت میشه صرف چه مجموعه های مزخرف و بی مصرفی میشه
@Existentialer گزینۀ پنج درواقع؛ فساد ساختارِ حاکمیت بعنوان «سیستم» که هر انسانی رو فاسد میکنه، در حالیکه معیارِ مسئول بودن در همه جای دنیا آی کیو و دانش هست اینجا اغلب اثباتِ کسخلی است بصورت تری دی و فور کِی
Auguri di Buon Natale e un sereno 2026 con la speranza di un anno pieno di gioia, sorrisi, abbracci e salute per tutto il mondo e hoping for a free Iran
#BuonNatale#BuoneFeste amici
از خلوت سفید زمستان کویر این تکه از پیام کشاورز یزدی خیلی گوشنواز بود..
خطاب به بچه موس های ریغو و تازه به دوران رسیده ی پارک ژوراسیک؛
با فرهنگ و تمدن باستانی ملتی که آداب و رسومی به درازنای تاریخ دارند نجنگید!
#تِه_موسِ_کار_نیه#یلدا تون پیشاپیش مبارک
#YaldaNight
@ANONYM0USITALIA Il tentativo della sinistra di costruire un/a leader in Iran è destinato al fallimento, anche se dovessero regalare 10 premi nobel!
La maggioranza del popolo iraniano vuole la guida del principe Reza Pahlavi
فروپاشی افسانه «پایگاه مذهبی»،گویی این بار «پاستور» را به توپ بستند!
آنچه دیروز در خراسان رخ داد، یک اعتراض معمولی یا هیجان لحظهای نبود،یک رخداد تاریخی بود و استانی که نیم قرن است بهعنوان «پایگاه ایدئولوژیک تشیع حکومتی» معرفی شده، با مرکزیتی چون مشهد و شبکهای از روحانیت با ابزار فراوان قدرت، ناگهان زنی،مردی ،شجاعانه صدایی را فریاد زد که قرار بود برای همیشه دفن شده باشد:
«رضاشاه، روحت شاد» و «جاویدشاه »
«این آخرین نبرده،پهلوی برمیگرده» «ای شاه ایران،برگرد به ایران» و...
این فریادها از دل جایی برخاست که سالها آزمایشگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی بوده است،جایی که از منبر، مدرسه،رسانه و نهاد مذهبی با پولهای نفت بسایر برای تخریب سیستماتیک پهلوی استفاده شد. اما نتیجه چه شد؟
نتیجه دقیقاً برعکس آن چیزی است که حاکمیت برنامه ریخته بود،گویی مشتی محکم در جهت عکس به صورت حاکمیت خورده و قرار نیست حالاحالاها اثرات این ضربه ی مهلک از تن و جان ملایان بیرون رود!
چراکه نیم قرن دروغ، تحریف و نفرتپراکنی نهتنها حافظه تاریخی مردم را پاک نکرد، بلکه آن را بازسازی کرد،مردمی که قرار بود «مؤمنِ مطیع» باشند، «صغیر» بمانند و ولایت فقیه برایشان امر و نهی کند با تپه ای از احادیث دروغ و ساختگی،اما تفاوت در چیز دیگری ست:
تا همین چند روز قبل مردم فریاد میزدند که حکومت اصلاح پذیر نیست اما دیروز نشان دادند که حتی بر فرض محال اصلاحات،مردم این حکومت را از ریشه نمیخواهند حتی اگر اصلاحاتی صورت بگیرد و با خشم عریان فریاد زدند:
کلیت جمهوری اسلامی باید برود،از ریز و درشت گرفته تا هرکسی که حتی از کنار سفره ی اینان عبور کرده!
در خراسان، مردم دیگر حتی حاضر نشدند صدای نمایندگان «اصلاحات» و جمهوری بزککرده را بشنوند و این خود پیام روشنی دارد: جامعه از بازی «بد و بدتر» عبور کرده است. اصلاحات، برای بخش بزرگی از مردم، نه راهحل که بخشی از فریب بزرگ بوده است؛ سوپاپ اطمینانی برای ادامه همان ساختار و «دروغ» و نمایش و قول و وعده را حتی در صورت اعمال هرچه را که گفته بودند، دیگر نمیخواهند!
اما نرگس محمدی ها:
در همین بستر است که چهرههایی چون نرگس محمدی معنا پیدا میکنند،نماد یک گفتمان که میکوشد خشم مردم را از «براندازی ساختار» به «اصلاح درون ساختار» منحرف کند،نقد تند مردم به این جریان، نه از سر بیرحمی، که از سر تجربه است،تجربه نسلی که دیده چگونه هر مطالبه ی ساده ای، با زبان حقوق بشرِ بیدندان، خنثی شده است و رژیم حاضر است سوگولی هایش را مرخصی دهد تا نقش اول سناریوهای خیابانی اش شوند!
فریادهای دیروز خراسان، نه نوستالژی کور بود و نه هیجان از سر خشم،در اول قدم گفتن«نه»صریح به یک نیم قرن تحقیر، فقر، دروغ و سرکوب بود و در وهله ی دوم بازگشت به دوران غرور و شکوفایی و پیشرفت مدرنیته با #پهلوی و نه هیچ حکومت و وضعیت و یا چیزی بنام «پوست اندازی»!
و شاید مهمترین پیام همین باشد:
خراسان، این «دژ ایدئولوژیک» ملایان،این امپراطوری علم الهدی فرو ریخته و دیگر هیچ نقطهای از این کشور با افسانه «پایگاه شیعی» قابل حفظ نیست.
پ ن:
دیروز، خراسان فقط شعار نبود
پایان یک روایت رسمی و بهم ریختگی محاسبات حکومتی بود که ملت آنرا اعلام کرد.
تقدیم به #مجیدرضا_رهنورد
#پسرعاقل_نوح
به تکرار بیت حافظ در قیاس مگس و سیمرغ و این پلشت های کوچکتر از مگس! پررو، نکبت و حمام بیزار با این افکار پوسیده شان
و «تیر زهرآلودی که از قرن پنجم به سینه ی ایران پرتاب شد و هنوز از آن خون می چکد»
تسلیم و تسخیرتان نزدیک است!
کتاب «عظمت بازیافته» (انتشارات یونیورسال، ۱۳۵۵ خورشیدی) قصهای است تصویری (کامیک بوک) برای کودکان و نوجوانان که تاریخ معاصر ایران را از شهریور ۱۳۲۰ تا سال ۱۳۵۵ بنا بر روایت رسمی حکومت وقت و بر محور زندگی اعلیحضرت شاهنشاه محمدرضا پهلوی نشان می دهد.
تصویرگر کتاب، طراحی بلژیکی به نام دینو آتاناسیو است.
تا آخر این رشتو همراه ما باشید.
1/25