پديدۀ اسلام گرايی با خمينی آغاز شد. او رھبری مخالفان اصلاحات را در دست گرفته بود، به ويژه کسانی را که با حقوق زنان واصلاحات ارضی مخالف بودند. با اين حال، او ھنوز طرح يک انقلاب را در سر نداشت . پدرم چندين بار به ائتلاف مارکسيست ھا و اسلام گرايان يا به قول خودش
به "ائتلاف منحوس ميان سرخ و سياه" اشاره کرده بود. در آن موقع بسياری سخن او را به سُخره گرفته بودند. زيرا چنين ائتلافی را غيرقابل درک می دانستند. با اين حال، حق با پدرم بود. در واقع محرک انقلاب اسلامی ھمين ائتلاف بود.
باید نظامی ساخت که در آن نیروهای نظامی در وهله نخست به قانون اساسی وفادار باشند که بالاتر از هر چیز است حتی بالاتر از رئیس حکومت، حال میخواهد پادشاه باشد یا رئیس جمهوری.
کتاب زمان انتخاب؛ فصل دوم_پدرم شاه ایران
#مهسا_امینی#شاهزاده_رضا_پهلوی
به اعتقاد من اين اشتباھی بنيادين بود و از اين بابت او و کسانی را که اين فکر را به پدرم پيشنھاد کرده بودند، سزاوار انتقاد می دانم.
کتاب زمان انتخاب؛ فصل دوم_پدرم شاه ایران
#مهسا_امینی#شاهزاده_رضا_پهلوی
ترازنامۀ اجتماعی پدرم بسيار مثبت بود، اما نبود آزادی ھای سياسی ھمۀ آن را به ھدر داد. از ميان اشتباھات بزرگ، به تشکيل نظام تک حزبی رستاخيز، درسال ١٩٧۵، اشاره می کنم.
با ھمۀ ترقی خواھیاش در زمينه ھای اجتماعی، پدرم جامعۀ ايران را برای آزادی ھای سياسی پخته و آماده نمیدانست. او به تقــدم توسعۀ اقتصادی بر دموکراسـی اعتقــاد داشت. ترس از حزب توده که قوی ترين حزب کشور بود، سبب شد که او بيش از پيش در فراگرد تصميم گيری شرکت کند.
نه فقط چنين تلقیای غيرعادلانه است، بلکه چندان منطقی ھم نيست. مقامات ديگر در سطوح بالا ھم مرتکب اشتباھاتی شدند. آيا رژيم به حکومتی مقتدر بدل شده بود؟ اگرچه پاسخ دادن به اين پرسش برای من دشوار است، اما پاسخ من به آن "آری" است .
نظام پادشاھی مشروطه با تکيه بر ريشه ھای تاريخی اش ثبات بيشتری برای جامعه به بار می آورد و برای کشوری چون ايران ھمانند چتری است که از ھمبستگی ملی و يکپارچگی ارضی کشور حفاظت می کند. نمونۀ اسپانيا را در نظر بگيريد که در آن نظام پادشاھی چنين نقشی را در طول سال ھا ايفا کرده است .
بايد نگران رعايت کامل حقوق بشر، استقلال دستگاه قضايی، برابری ھمۀ شھروندان و نبود ھرنوع تبعيض بود. اين ھا وظايف من است، در صورتی که در آيندۀ ھموطنانم نظام پادشاھی را به عنوان شکل حکومت مورد علاقه خود برگزينند.
با اين حال، نظام پادشاھی مھم تر از اراده و خواست خود شما نيست. امروزشما راه مخالفت را با آن برگزيدهايد، اما اگر تغيير نظر بدھيد، من برای خدمت به شما آماده ام. "
کتاب زمان انتخاب_فصل اول؛ انتخاب دموکراتیک
#مهسا_امینی#شاهزاده_رضا_پهلوی
٣١ اکتبر ١٩٨٠، سه ماه بعد از مرگ پدرم و در بيستمين سالگرد تولدم – ھنگامی که در تبعيد در قاھره بودم – به قانون اساسی مشروطۀ ايران سوگندم ياد کردم و خودم را وقف ملتی کردم که توانسته بود بسيار پيش از ھمۀ ملت ھای منطقه به قانون اساسی مدون دست يابد
و من چنين حقی نداشتم. با اين اقدام نمادين میخواستم به مردم ايران بگويم :
" اگر چه شما به حکومت پادشاھی پشت کردهايد، اما وارث نظام پادشاھی ھرگز شما را تنھانخواھد گذاشت و برای خدمتگزاری به شما زنده است.
اگر اکثريت مردم ايران يک حکومت پادشاھی مُدرن و پارلمانی را برگزينند (نظير آنچه که امروز در نروژ، سوئد، ھلند، اسپانيا يا ژاپن می بينيم) از اين انتخاب خرسند خواھم شد و اين گزينهای است که من نمايندگی می کنم. اما اگر اکثريت ايرانيان موافقت خود را با يک جمھوری پارلمانی اعلام کنند،
طبيعتا چنين انتخابی را نيز خواھم پذيرفت . اما امروز بحث کردن در مورد شکل حکومت آينده زودرس است. پيش از آن که چپ باشيم يا راست، مدافع حکومت پادشاھی باشيم يا جمھوری خواه، ما دموکرات ھای عُرفی گرايی ھستيم که می خواھيم به نظام حکومت دينی در ايران پايان دھيم.