اسلام به زنان ارادت ویژهای دارد.
۱: زنان کشتزار مردان هستند (بقره ۲۲۳)
۲: مردان از زنان برترند ( بقره ۲۲۸)
۳: زنان باید مطیع مردان باشد (نساء ۳۴, تحریم۵)
۴: مجوز کتک زدن زنان (نساء۳۴, ص ۴۴)
۵: مجوز تجاوز به زنان و بچه های اسیر و
زنان شوهردار (نساء ۲۴, مومنون ۵و۶)
۶: شهادت زنان به تنهایی ارزش ندارد (بقره۲۸۲)
۷: مجوز به شوهران به حبس زنان در خانه
تا لحظه مرگ ( نساء۱۵ )
۸: مجوز کودک همسری ( طلاق۴ )
۹: استفاده ابزاری از زنان برای تبلیغ بهشت
( نباء۳۳، دخان۵۴، رحمن ۵۶,۵۸,۷۰,۷۲,۷۴ )
۱۰: زنان برای مردان ساخته شدند (روم۲۱)
۱۱: زن از تن مرد ساخته شده است
( انعام۹۸, اعراف۱۸۹، زمر۶)
۱۲: زنان کالایی بی ارزش است (آل عمران ۱۴)
۱۳: زنان حق طلاق ندارند (بقره۲۲۸تا۲۳۶)
۱۴: حجاب (نور۳۱،۶۰ )
۱۵: زنان در بحث ناتوانند (زخرف۱۸،۱۹)
نکته : اینا فقط بخشی از ارزش هاست:))))
از Gemini پرسیدم که براستی چرا #عمان برای بقای رژیمِ قتلعامِ اسلامی، اینگونه پستان به تنور میچسباند؟
پس از یک گفتگوی کوتاه، پاسخ نهاییاش، آشکارا بیارتباط به داوریهای کلی و پراگماتیستی درباب سیاست منطقهای، و یا تحلیلهای پیشپاافتادهای همچون دِینِ تاریخیِ خاندان قابوس به کشور ایران و قصهی «ظفار» در دهه ۵۰ بود. این پاسخ کوتاه شاید برای شما هم جالب باشد:
«جواب در اعداد و ارقام مخفی شده است. عمان از یک ایرانِ منزوی میلیاردها دلار باج میگیرد.
۱. ایستگاه بانکداری سایه:
بانک مسقط (Bank Muscat) و شبکه صرافیهای عمان به گلوگاه اصلی جابجایی ارز تبدیل شدهاند. وقتی ۶ میلیارد دلار از کره جنوبی یا میلیاردها دلار از عراق آزاد میشود، ابتدا به حسابهای عمانی میریزد. عمان بابت مدیریت این پولها و تبدیل ارز، کارمزدهای کلانی برمیدارد که در سیستم مالی جهانی به نزولخوری دیپلماتیک معروف است.
۲. غارت در بنادر صحار و صلاله:
این دو بندر هابِ اصلیِ تغییر مانیفست و برچسب کالاها هستند. طبق گزارشهای بازرگانی، شرکتهای واسط عمانی روی هر محموله تحریمی بین ۱۰ تا ۲۰ درصد حقالعملکاری میگیرند. در واقع کالای جهانی در عمان تخلیه و دوباره به اسم کالای عمانی بارگیری میشود تا ردی از تحریم باقی نماند. سود این دزدی مستقیماً از جیب و سفره مردم ایران میرود.
۳. ثبت شرکتهای صوری:
طبق آمار رسمی اتاق بازرگانی، تعداد شرکتهای ایرانی ثبت شده در عمان در سالهای اخیر به بیش از ۲۰۰۰ شرکت رسیده است. اکثریت اینها شرکتهای کاغذی متعلق به نهادهای نظامی و امنیتی هستند که برای دور زدن تحریمهای بانکی و خرید قطعات خاص (دومنظوره) در مسقط و مناطق آزاد ثبت شدهاند.
۴. رشد ۱۰۰۰ درصدی تجارت در اوج فلاکت ایران:
حجم تجارت دوجانبه از ۲۰۰ میلیون دلار در اوایل دهه نود به بالای ۲.۵ میلیارد دلار در سال گذشته رسیده است. این رشد در حالی است که اقتصاد ایران در حال کوچک شدن است. این یعنی عمان به بارانداز قاچاق سیستماتیک رژیم تبدیل شده است و از هر بشکه نفت قاچاق و هر قطعه وارداتی، سهم خودش را برمیدارد.
خلاصه:
عمان میانجی نیست؛ یک بنگاه معاملاتی بزرگ برای نقد کردن پولهای کثیف و واردات تجهیزات سرکوب است. برای مسقط، رژیم تهران یک گاو شیرده در وضعیت اضطراری است که باید تا قطره آخرش را دوشید.»
———
پینوشت: برای دسترسی به منابع گوناگون و بهویژه منابع انگلیسی در مورد هر یک از بخشهایی که Gemini برشمرده، کافیست آن پاراگراف را در محیط چت کپی کنید و از او لینکهای خبریِ معتبر بخواهید.
«حالا نزدیک به یک سال است که بسیاری از #زنان در ایران خود را از قید حجاب اجباری رها کردهاند. برای بسیاری از آنها کشته شدن ژینا امینی در شهریور ۱۴۰۱ آخرین تیر بر تابوت #حجاب_اجباری بود، اما نباید از یاد برد که این مبارزه از نزدیک به دو قرن پیش آغاز شده است. زنانی که این روزها، هر صبح، ترس و اضطرابشان را در مشت میگیرند و بیحجاب به خیابان میروند، همان زنانی هستند که در تیر ۱۴۰۱ کمپین «حجاببیحجاب» را شروع کردند و همخشمِ #سپیده_رشنو شدند. این زنان، دختران و نوههای همان زنانی هستند که در اسفند ۱۳۵۷ و تیر ۱۳۵۹ در اعتراض به حجاب اجباری به خیابان رفتند، دختران همان زنانی که در چهار دههی گذشته به علت نپذیرفتن حجاب اجباری، بازداشت و اخراج و تهدید و تحقیر شدهاند. این زنان نوادگان صدیقه دولتآبادی، شهناز آزاد، خدیجه افضلی و فخرآفاق پارسا هستند که از دوران مشروطه برای «رفع حجاب» مبارزه کردهاند. آنها امتداد صدای جسور قمرالملوک وزیری هستند که در سال ۱۳۰۳ بیحجاب به روی صحنه رفت و شجاعتشان را از طاهره قرةالعین به ارث بردهاند که در تیر ۱۲۲۷ حجاب از رخ برداشت.»
✍️🏽@m_Foumani
https://t.co/yiAYm9Kt6D
این عکس به تنهایی، بی هیچ شرح اضافی روضه این روزهای #ایران است؛
میترا حجازیپور، استادبزرگ شطرنج زنان زیر پرچم فرانسه
در برابر
آتوسا پورکاشیان، استادبزرگ شطرنج زنان زیر پرچم آمریکا
حضرات!
بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید دوباره همان رویایی شود که بود
«مشکل من: نه میتوانم دنیا را عوض کنم، نه این را که هست بپذیرم»
(تیر ۱۳۷۶)
«جوان که بودم میخواستم دنیا را عوض کنم. نشد، دنیا مرا عوض کرد، پیر و پفیوز و مچاله شدهام. يك روزگاری به عشق آفتاب از خواب بیدار میشدم… حالا دلم نمیخواهد از خواب بیدار شوم.»
(تیر ۱۳۶۸)
- شاهرخ مسکوب