آفتابا چه خبر؟
این همه راه آمدهای
که به این خاک ِ غریبی برسی
ارغوانم را دیدی سر راه؟
مثل من پیر شدهست؟
چه به او گفتی؟ او با تو چه گفت؟
نه، چرا میپرسم
ارغوان خاموش است
دیرگاهیست که او خاموش است
آشنایان ِ زبانش رفتهند
ارغوان ویران است
هر دومان ویرانیم...
#هوشنگ_ابتهاج
روزگار درازی بود که شعر را گم کرده بودم. این روزها احساس می کنم که شعر، دوباره در من جوانه می زند. به بهار می مانی که چون می آید، درخت خشکیده شکوفه می کند. برای فردای مان چه رویاها در سر دارم! آن رنگین کمان دوردستی که خانه ی ماست، و در آن، شعر و موسیقی لبان یکدیگر را میبوسند
جهان، آلوده خواب است.
فرو بستهاست وحشت در به روی هر تپش، هر بانگ
چنان که من به روی خویش
در این خلوت که نقش دلپذیرش نیست
و دیوارش فرو میخواندم در گوش:
میان این همه انگار
چه پنهان رنگها دارد فریب زیست!
شب از وحشت گرانبار است.
جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بیدار
#سهراب
سرخ ششم منتشر شد. به @Castbox_fm@SoundCloud@ApplePodcasts و گوگل پادکست مراجعه کنید.
هشدار⛔: اگر فردی هستید که قبل از خواب فکر نمیکند، به این اپیزود گوش نکنید
شب است،
جهان با آن، چنان چون مرده ای در گور.
و من اندیشناکم باز:
ـــ اگر باران کند سرریز از هر جای؟
ـــ اگر چون زورقی در آب اندازد جهان را؟…
در این تاریکی آور شب
چه اندیشه ولیکن، که چه خواهد بود با ما صبح؟
چو صبح از کوه سر بر کرد، می پوشد ازین طوفان رخ آیا صبح؟
#نیمایوشیج
سرخ پنجم در تهران پادکست و کانال تلگرام رادیو سرخ ننتشر شد تا کسانی که دسترسی نداشتند بتونند بشنوند.
پیج پادکست هایی که گوش میدید رو منشن کنید تا همه پادکست های خوب رو بشناسیم♥️
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملالانگیز بودم
برگهاي آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم سرد می شد
آسمان سینهام پر درد میشد
ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران دامنم را رنگ میزد
و … چه زیبا بود اگر پاییز بودم
#فروغ_فرخزاد
اینک خزانهای پی در پی
از هم برگهای جوان می خواهند!
می توانستیم توانستن را به برگها بیاموزیم
تا افتادن نیز توانستن باشد.
#بیژن_الهی#سرخ_چهارم
در اینستاگرام @RadioSorkh مارو دنبال کنید.
عزیز من!
زندگی
بدون روزھای بد نمی شود؛بدون روزھای ��شک و درد و خشم و غم.
اما، روزھای بد، ھمچون برگھای پائیزی ، باور کن که شتابان فرو می ریزند، و در زیر پاھای
تو، اگر بخواھی،استخوان می شکنند، و درخت، استوار و مقاوم بر جای می ماند.
#نادرابراهیمی
شاخهها را زده اند
برگها را به زمین ریختهاند
و شنیدم که زنی زیر لبش میگفت:
« تو گنهکاری »
باد باران زدهی زرد خزان
« تو گنهکاری »
دل من جنگل سبزی بود
و در آن سر بهم آورده درختان بلند...
#رضابراهنی#سرخ_چهارم@Castbox_fm@SoundCloud
فراموش میشوی
گویی که هرگز نبودهای
مانند مرگ یک پرنده
مانند یک کنیسۀ متروکه فراموش میشوی
مثل عشق یک رهگذر
و مانند یک گل در شب
فراموش میشوی...
#محموددرویش#سرخ_سوم
*شعر را به زبان اصلی در کانال تلگرام رادیو سرخ گوش کنید.
https://t.co/10Edg12DCh